بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی :: کتاب

اسلاید شو

بازدید:
تاريخ : 1395/02/02
هر سبک زندگی باید با این واقعیت دست به گریبان شود که انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند که در یک سیستم روابط میان فردی به دنیا آمده اند. سبک زندگی سالم "علاقه اجتماعی" را منعکس می کند که توان فطری در تمام انسان هاست. شخصیت سالم می داند که زندگی کامل فقط در بستر جامعه عالی امکان پذیر  است. شخصیت سالم با حقارت هایی که در همه ما وجود دارد احساس نزدیکی می کند. جهالتی که همگی در آن سهیم هستیم، مانند اینکه چگونه در دنیا صلح داشته باشیم یا چگونه از بیماری های هولناک بر حذر باشیم، شخصیت سالم را تحریک می کند تا به بشریت کمک کند تا بر این ضعف ها چیره شود. به قول  آدلر "علاقه اجتماعی جبران واقعی و اجتناب ناپذیر کلیه ضعف های طبیعی انسان هاست."
علاقه اجتماعی توانی فطری است که می تواند احساس تعهد هر کسی را جلب کند. ولی به خودی به خود پرورش نمی یابد. علاقه اجتماعی باید در جو خانوادگی سالم که همکاری، احترام، اعتماد، حمایت و تفاهم را ترغیب می کند پرورش یابد...
شخصیت های سالم آن هایی هستند که انتظار هدایت کردن زندگی کامل تر و مشارکت در ساختن دنیایی عالی تر آنها را ترغیب می کند.
شخصیت های بیمار آنهایی هستند که از رسیدن به برتری به شیوه ای که از لحاظ اجتماعی سازنده باشد مایوس شده اند. شخصیت های بیمار از خانواده هایی هستند که رقابت، بی اعتمادی، غفلت، سلطه گری، سوء استفاده یا لوس کردن بر آنها حکمفرماست که تمام اینها مانع از علاقه اجتماعی می شوند.
کودکانی که از علاقه_اجتماعی ممانعت شده اند برای رسیدن به برتری یکی از این چهار هدف خودخواهانه را انتخاب می کنند: توجه خواهی، قدرت طلبی، انتقام جویی و اعتراف به ضعف و شکست.
نظام های روان درمانی، ترجمه یحیی سید محمدی/ل





بازدید:
تاريخ : 1394/12/24
زنان و اعتیاد به کامل بودن!!!

یک زن جوان ممکن است در حالی‌که از درون روان خود زخم خورده و خونریزی دارد، در بیرون موفق به نظر برسد.

 بسیاری از زنان جوان به علت ترس درونی از تحقیر شدن، به کمال‌طلبی عادت کرده‌اند و بیش از حد کار می‌کنند و بیش از حد تمایل دارند که همه چیز را جبران کنند، چون آن‌ها با مردان متفاوت هستند.

 فرهنگ جامعه امروزی تنوع و چندگانگی را نمی پذیرد. از این رو از همة زنان انتظار می‌رود که کامل باشند. قرار است که زنان «دقیقاً مطابق» معیارهای فضیلت، موفقیت، هوش، ذکاوت و جذابیت جسمی باشند. در غیر این صورت از آنان انتظار می‌رود که این کسری ها را جبران کنند، سخت‌تر کار کنند ، مطالعه کنند ، رژیم بگیرند ، ورزش کنند  و لباسهای بهتر بپوشند   تا با تصویر حاکم از شخص ایده‌آل هماهنگ شوند. به این ترتیب خصوصيات منحصر به فرد زن احتمالاً به‌عنوان «مشکل» تلقی می‌شود و برای خوب بودن، باید مشکل را حل کرد و از بین برد.


 برخی از زنان بسیار مفتخرند که قادرند مانند مردان فکر کنند، با آن‌ها رقابت کنند و در بازی خودِ مردان، آن‌ها را شکست بدهند. این زنان قهرمان می‌شوند، اما بسیاری از آن‌ها به‌طور آزاردهنده‌ای احساس می‌کنند که کاری که انجام می دهند هرگز کافی نیست. آن‌ها همچنان بیشتر و بیشتر کار می‌کنند و احساس می‌کنند که باید درست مثل مردان باشند.

 نانسی زنی است در اوان چهل سالگی که پس از بیست سال فعالیت سیاسی و مجری‌گری به دانشکدة حقوق بازگشته است. وقتی او تکالیف دانشکده را انجام می‌دهد درمی‌یابد که زمان و انرژی زیادی را صرف انجام کامل و بدون نقص تکالیف خود می کند. او برای حل هر مسأله‌ای بیش از حد وقت صرف می‌کند. به همین علت هرگز وقت کافی برای به پایان رساندن همه کارهای خود ندارد و نمرات او نشان می‌دهد که تکالیف خود را به موقع انجام نداده است.

  وقتی از نانسی پرسیدم جواب کامل را برای چه کسی می‌نویسد، پاسخ داد «بابام». او برایم تعریف کرد که وقتی دختربچه بوده مدام چنین گفتگویی با پدر خود داشته است. پدر نانسی رانندة کامیونی بوده با قوة طنز قوی که با اولین دختر خود یعنی نانسی همچون پسرها رفتار می‌کرده و از او می پرسیده: «خوب، من دوست داشتم تو پسر بودی. اما حالا که نیستی بگو ببینم 9 ضرب‌در 9 چند می‌شه؟»

 نانسی با یادآوری خاطرات خود می‌گوید: «من همیشه جواب درست هر سؤالی را که پدرم می‌پرسید بلد بودم. من آمار ورزشی، طولانی‌ترین کلمات دیکشنری و پایتخت همة کشورها را حفظ می‌کردم تا هیچ‌وقت بی اطلاع نمانم. این کار برای تقویت حافظه من خیلی خوب بود اما اصلاً نمی‌دانستم دختر بودن به چه معناست. تنها چیزی که می‌دانستم این بود که چون پسر نیستم حتماً مشکلی در من وجود دارد و باید کاری کنم که این مسأله را جبران کند.»

 ایده آل پدر نانسی از زن بودن همان چیزی بود که وجود نانسی را تعریف می‌کرد. از آنجا که نانسی شرایط جسمی مرد بودن را نداشت، بهترین کاری که می‌توانست بکند این بود که باهوش باشد و کارها را در حد کمال انجام دهد. پدر خود من می‌گفت : «اگه نمی‌تونی کاری رو درست انجام بدی، اصلاً آن را انجام نده» و من این پیام را این‌طور در درون خود پذیرفتم که اگر نمی‌توانم در کاری نفر اول باشم بهتر است اصلاً درباره آن سعی نکنم./ل


 کتاب  ژرفای_زن_بودن
نویسنده:  مورین_مورداک
مترجم:  سیمین_موح



بازدید:
تاريخ : 1394/12/23
تربیت دختر با پسر فرق دارد
تربیت دختر و پسر باید نزد پدر و مادر فرق داشته باشد، مبادا که دختران خود را مثل پسر بزرگ کنید و... در تربیت دختران ، به
خاطر نقش حساس آنها در مسئولیتهاي خانوادگی و تاءثیر آن در اجتماع ، باید مراقبت بیشتري نمود. دختر وقتی به سن هفت
سالگی رسید، کم و بیش باید متوجه شود، رفتار و وظائف او با پسر فرق دارد، اگر نباشد، هر جائی که پسر می رود دختر هم برود
و یا او را ببرند، هر طور که پسران لباس می پوشند، او هم بپوشد و پسروار بزرگ شود، آیا دختري که مثل پسر احساس آزادي در
پوشش کرده است ، در سن رشد و درك می توان او را دستور حجاب داد؟! حجاب براي این دختر، مثل روسري براي پسران
سخت و مشکل است . دختران شما عروسک نیستند، زندگی آینده آنها به بانوئی نیاز دارد، خوش فکر، با ادب و اخلاقی بلند و
دینی محکم ، همراه با تمیزي و نظافت و شوهرداري و ملاطفت ، کاري کنید که این خدمات در دختران تقویت شود./ل
منبع :کتاب آداب رفتار با دختران
معصومه حیدری





بازدید:
تاريخ : 1394/12/16
ازکتاب سیاه قلب

وقتی در سفر کتابی با خودت به همراه می‌بری، یک چیز عجیبی اتفاق می‌افتد: کتاب شروع می‌کند به جمع آوری خاطراتت. بعدها کافی است که تو فقط لای آن کتاب را باز کنی تا دوباره به همان جایی برگردی که کتاب را اولین بار خوانده ای. یعنی با خواندن اولین کلمات، همه چیز را به یاد می‌آوری: عکس ها، بوها، همان بستنی ای که موقع خواندن می‌خوردی…
حرفم را باور کن، کتاب‌ها درست مثل نوارهای چسبناک مخصوص گیر انداختن مگس هستند. خاطرات به هیچ چیزی مثل صفحات چاپی نمی‌ چسبند.










بازدید:
تاريخ : 1394/11/26
زنانی که در زندگی با تلاش برای ایفا کردن نقش های مردانه، خود را به آب و آتش می زنند...
 
عملا کانون درونی وجود خود را می سوزانند.
مارتی گلن،روانشناسی از سانتا باربارا ، توضیح می دهد که وقتی شعله درونی زن خاموش می شود چه اتفاقی می افتد: "وقتی زن دیگر از درون تغذیه نمی شود، زمانی که دیگر شعله روح زبانه نمی کشد، هنگامی که وعده دنیای دیرینه می میرد ،زن آتش درون خود را از دست می دهد. الگوهای رفتارهای قدیمی دیگر کار نمی کند، راه جدید هنوز روشن و آشکار نیست، همه جا ظلمت و تاریکی است و زن نمی تواند مانند سابق حواس خود را برای شناخت محیط به کار برد نمی تواند ببیند، احساس کند، مزه کند یا لمس کند. دیگر هیچ چیز در زندگی برای او معنا ندارد و هویت خود را نمی شناسد و دیگر نمی داند که واقعا کیست."

زنی که اختیار زندگی خود را به دست انرژی مذکر سرد و بی احساس درون می سپارد،

هر روز بیش تر از روز پیش احساس نیاز به فعالیت را در خود احساس می کند و اسیر موفقیت مطابق با معیارهای مردانه می شود. اما سرانجام در مقطعی از زندگی خود در می یابد که برای زنده ماندن و داشتن یک زندگی سالم و رضایت بخش، باید تغییراتی در درون خود ایجاد کند. تصورات او درباره سفر قهرمانی نادرست بوده است. هر چند او موفقیت ، استقلال و اقتدار کسب کرده است اما شاید در این روند تکه ای از قلب و روح خود را نیز از دست داده باشد/ل
مواظب حس زنانگی خود باشید

کتاب : ژرفای زن بودن
نویسنده: مورین مورداک






بازدید:
تاريخ : 1394/11/18
بعضی وقت ها از خودم می پرسیم که ما چرا بچه دار میشیم .
فکر می کنم جوابش این باشه که تو یه نقطه از زندگی به این نتیجه میرسیم که بدجور

خراب کردیم و قابل بازگشت هم نیست .
پس تصمیم میگیریم که دوباره شروع کنیم از اول ، بخاطر همین بچه دار میشیم .
کپی های کوچکی از خودمون به وجود میاریم و بهشون میگیم توباید کارهایی که من نتونستم رو انجام بدی، اون جایی که شکست خوردم به موفقیت برسی .
چون میخوام اینبار دیگه همه چیز درست پیش بره

اگر نتوانیم تنهاییمان را در آغوش کشیم، از دیگری به عنوان سپری در برابر انزوا سود خواهیم جست...!
... بی حساب بچه دار شدن اشتباه است، بچه دار شدن برای کاستن از تنهایی خویش غلط است، هدف دار کردن زندگی با تولید چون خودی، اشتباه است.
و اشتباه است اگر با تولید مثل، درصدد رسیدن به جاودانگی باشیم...!

کتاب وقتی نیچه گریست | اروین یالوم



بازدید:
تاريخ : 1394/11/04

تقدیم به دوستان مهربانم
زندگی همانند یک جعبه خالی است که می بایست پر شود تا معنا پیدا کند. تو در «جعبهٔ زندگی ات» چه داری؟
اغلب مردم گزینه های محدودی دارند و گاهی اوقات جعبه شان را تنها با یک چیز پر می کنند. آن چیز چیست؟
برای بعضی از افراد میتواند کار باشد. کار مهم ترین جنبهٔ زندگی آنهاست و تمام انرژیشان را روی کار می گذارند. برای برخی دیگر میتواند یک رابطه باشد. تمام توجه شان را روی یک نفر و این که رابطه شان چطور پیش می رود، متمرکز می کنند. آن یک چیز هر چه که باشد، به دریچه ای تبدیل می شود که دنیا را از طریق آن نگاه می کنند...

پر کردن جعبهٔ زندگی تنها با یک چیز، راهبرد مناسبی نیست. طرح بهتر آن است که این جعبه را به بخش های کوچک تقسیم کنیم و هر قسمت را با یک چیز متفاوت پر کنیم. برای مثال، باید در جعبه زندگی ات نه قسمت ایجاد کنی که کار در یک بخش آن قرار گیرد و رابطه را در قسمت دیگری بگذاری، هفت جای باقی مانده را چه کار باید کرد؟
یک بخش را باید با دوستان پر کرد؛ معنویات می تواند در بخش دیگر گنجانده شود و ..

کتاب: ماییم که اصل شادی و کان غمیم
مولف: دكتر علي صاحبی
حواستون به جعبه ى زندگيتون باشه دوستان عزيزم



بازدید:
تاريخ : 1394/10/28

هر انسانی، یک‌بار
برای رسیدن به یک‌نفر
دیر می‌کند
و پس از آن
برای رسیدن به کسان دیگر
عجله‌ای نمی‌کند
“در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم.
 نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم!!!/ل
پائولو کوئیلو
کتاب دومین مکتوب






بازدید:
تاريخ : 1394/09/29
مغز آلبرت انشتین همچنان یکی از موضوعات جالب برای تحقیق و مطالعه دانشمندان بوده است. زیرا وی یکی از سرشناسترین نوابغ قرن بیستم شناخته می شود.
۷ ساعت پس از مرگ آلبرت در سال ۱۹۵۵، مغز آلبرت بدون اجازه از خانواده اش توسط Thomas Stoltz Harvey بیرون آورده شد.”هاروی” مغز آلبرت را به خانه اش برد و آنرا داخل یک ظرف شیشه ای دهان گشاد نگهداری کرد، هر چند او بعد بدلیل انجام این کار از محل کارش که مخصوص تشریح اجساد بود اخراج شد.
چند سال بعد،”هاروی” از Hans پسر بزرگ آلبرت برای مطالعه و بررسی مغز پدرش اجازه گرفت و تکه‌هائی از مغز آلبرت را برای دانشمندان مختلف در سرتاسر دنیا فرستاد. یکی از این دانشمندان به نام Marian Diamond بود که در دانشگاه UC Berkeley  بود.


 

او با مطالعه قسمتی از مغز آلبرت متوجه شد که در مغز او در مقایسه با یک شخص نرمال، بطور قابل توجهی سلولهای گلیال که مسئول ترکیب کردن و مرتب کردن اطلاعات هست وجود دارد.

در مطالعه دیگر پروفسور ساندرا ویتسون فهمید که مغز آلبرت دارای کمبود یک چین خاصی از مغزش است که شکاف Sylvian نامیده می‌شود. ویتلسون مشاهده کرد که این استخوان بندی غیر معمول اجازه می‌دهد به اعصابها در مغز آلبرت که بهتر با دیگران رابطه برقرار کند.
نتایج مطالعه دیگری نشان می‌داد که در مغز آلبرت بزرگی آویختگی جداری زیرین که اغلب درگیر توانائی‌های ریاضیات هست، بیشتر از انسانهای معمولی بود.





سرکوب عواطف سلامت را به خطر می اندازد:

شخصی که مرتباً واکنش های عاطفی خود را سرکوب می کند ، سریعتر بیمار می شود.حتی می توان این فرضیه را نیز مطرح کرد که اگر مردان به طورِ متوسط هفت سال کمتر از زنان عمر می کنند ، به این خاطر است که کمتر از راهِ گفتگو، عواطف و احساساتِ خود را ابراز می کنند .سکوت به هنگامِ تحملِ مشکلات، برای مردان صفتی ممتاز محسوب می شود!

به این دلیل ابراز وجودِ خلاق از جمله شیوه های مهم درمان است،ابرازِ وجود امکان می دهد که افکار و عواطف به جریان بیفتند و ابن بخشی از درمان است.از شخصِ افسرده بخواهید وضعِ خود را نقاشی کند یا شعری درباره ی با آن بسراید،فوراً حالش بهتر می شود.اولاً به این دلیل که به جایِ آن که در افسردگی خود فرو برود ، آن را به عینیت در می آورد و خود را بیرون می ریزد.ثانیاً ابراز نظر او را در جریان زندگی قرار می دهد و همین اقدام نوعی بازگشت به زندگی خواهد بود.وقتی درجا می زنیم و متوقفیم ،در واقع خلافِ جریانِ زندگی عمل می کنیم.

اقدام به ابراز وجود قبل از هر چیز به دلیل آن که یک حرکت است،جریان حیاتی را تسهیل می کند.به همین دلیل هم مشاهد شده که در بعضی موارد ، تغییر محیط اجتماعی یا کاری می تواند آثارِ مفیدی در رفعِ افسردگی داشته باشد.حرکت یا تغییر ،همان قانونِ موجودیتِ ماست.

بخشی از کتابِ « کتاب قربانی دیگرانیم و جلاد خویش (کالبد شکافی روان شناختی اسطوره ی ایزیس و ازیریس)
انتشارات : کاروان





بازدید:
تاريخ : 1394/09/02
۱. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، نفسی عمیق بکشید و درخواست کنید تا به شما یادآوری شود چرا اینجا هستید و ژرف‌ترین آرزویتان برای امروز چیست.

۲.انتخاب کنید که امروز می‌خواهید چه سطحی از آگاهی را بکاوید. سپس سه انتخابی را که ضامن دست‌یابی شما به این حالت هستند، بنویسید. به یاد داشته باشید که شما نیرومند هستید!

۳. با تمرکز کامل و توجه برکاری که در دست دارید، از گذشته بیرون بیایید. مهم نیست کار شما چه قدر معمولی و پیش پا افتاده باشد. قدر این موهبت را بدانید که امروز زنده هستید.

۴. با بدن خود چنان رفتار کنید که گویی ارزشمندترین کودکی‌ست که در آغوش گرفته‌اید. امروز این کودک را نوازش کنید و غذاهای مقوی و حرکات نشاط‌ آور به او بدهید.

۵. همه چیز را رها و به خدا واگذار کنید. نگرانی‌ها و دلمشغولی‌های خود را به قدرتی بزرگ‌تر از خودتان بسپارید. پیش از خواب، تشویش‌های خود را بنویسید و در کیسه‌ی زباله بیرون خانه بگذارید تا دور ریخته شوند.

۶. امروز، زندگی‌اتان را همانگونه که هست، بپذیرید. همه‌ی آنچه را نمی‌توانید تغییر دهید، بپذیرید. یادتان باشد فردا روزی تازه در پیش است. نفسی عمیق بکشید.

۷. برای هر کار خوبی که به انجام می‌رسانید و هر فکر خوبی که دارید، از خودتان قدردانی کنید. در طول روز آن قدر خوبی‌هایتان را تشخیص دهید که از شدت این قدرشناسی صادقانه، از موفقیت‌هایتان سرخ شوید.

۸. واقعاً کفش‌های قدیمی و کهنه‌ی خود را به کسی بدهید یا در زباله‌دانی بیندازید. همه جا را مرتب کنید و هرچه را دیگر نمی‌خواهید و استفاده نمی‌کنید، ببخشید یا دور بیندازید.

۹. شما بعنوان یک انسان بالغ و پراحساس، از نظر جسمانی، عاطفی و معنوی مسئول خود هستید. ببینید خودِ نابالغ شما در کدام زمینه‌های زندگی‌تان اختیاردار است. حالا از آن شیوه‌ی رفتار دست بکشید و اجازه دهید خودِ بزرگسال شما اختیار را در دست بگیرد.

۱۰. به اشتباه خود اعتراف کنید. فروتنی، کلید واقعی خوشبختی‌ست. هر گونه تکبر یا هر پافشاری و لجاجت برای «برحق» یا «موجه» بودن را که هم اکنون آرامش شما را به هم می‌ریزد، کشف کنید.

۱۱. وقتی احساس می‌کنید حوصله‌ی شما سررفته یا گیر افتاده‌اید، خطر کنید. کاری پیش‌بینی نشده و متفاوت با رفتار متعارف خود انجام دهید.

۱۲. هرچه سریع‌تر خشم‌ها، رنجش‌ها و کینه‌ها را رها کنید. آنها را نزد خودتان اعتراف کنید و سپس این آزردگی‌ها را به نیروی الهی درون واگذارید.

۱۳. با گوش دادن به نیازهای بدن و دادن محبت و توجه و استراحتی که بدنتان شایسته‌ی آن است، به جسم خود احترام بگذارید. هفته‌ای یک روز از کار با تلفن، ایمیل و پیام کوتاه مرخصی بگیرید تا به خودروی مقدستان سوخت برسانید و آن را پر کنید.

۱۴. یادتان باشد که شما شایسته‌ی بیشتر از اینها هستید.


از کتاب "پاک سازی آگاهی"
اثر "دبی فور



بازدید:
تاريخ : 1394/08/29
"چهار درس برای ازدواج شادتر"
دکتر ویلیام گلاسر
" خلاصه ای از کتاب هشت درس برای ازدواج شادتر"

درس اول: کنترل بیرونی می تواند ازدواج را نابود کند.
صرفنظر از اینکه زوجین ناراضی چه کسانی هستند نکات اصلی آموزش ما سه اصل زیر می باشد:
نخست آنکه همه زوجینی که در جستجوی کمک برمی آیند، زندگی زناشویی ناخرسندی دارند.

دوم: در یک زندگی زناشویی غیر رضایتبخش –تقریبا در همه موارد- هر یک از زوجین دیگری را مسئول و مقصر ناشادمانی خود می دانند.
سوم: هر یك از همسران، از روانشناسی رایج که به آن روانشناسی کنترل بیرونی می گوییم، استفاده می کنند. در روانشناسی کنترل بیرونی افراد همیشه می دانند که چه چیزی برای دیگران درست است و چون همیشه می دانند چه  چیزی به صلاح دیگران است، احساس می کنند که باید دیگران را وادار به انجام رفتار هایی بکنند که آنها می خواهند. در اغلب زوجین و در فرهنگ های مختلف، روانشناسی اجبار به محض پایان یافتن شیفتگی و دلباختگی میان همسران، مورد استفاده قرار می گیرند.

"درس دوم: ما همه رفتارمان را خود انتخاب می کنیم"
وقتی از زن و شوهرها می  پرسیم که کدام رفتار می تواند شما را کنترل کند، پاسخ می دهند:" من هرگز شروع نمی کنم، او مرا عصبی می کند، خب من چه می توانم بکنم". در این درس شما تئوری انتخاب را یاد خواهید گرفت تا به این سئوال پاسخ دهید: چه کسی می تواند شما را کنترل کند؟

"درس سوم: هرگز از هفت عادت مخرب استفاده نکنید"
هفت عادت مخرب در رفتارهای کنترل بیرونی وجود دارد که اگر شما و همسرتان در زندگی زناشویی بیشتر و بیشتر بکار می بندید و در سراشیبی زندگی زناشویی قرار می گیرید. اگر ما این عادت های مخرب را كنار بگذاریم، به جای آن چه باید بكنیم؟ برای كنار گذاشتن و جایگزین  سازی عادت های مخرب، هفت عادت پیوند دهنده در نظریه انتخاب وجود دارد.
اولین عادت پیوند دهنده حمایت است. وقتی شما از همسرتان حمایت می کنید، در واقع به او می گویید" عزیزم زیاد به خودت سخت نگیر، تو اشتباه کوچکی مرتکب شده ای. ما می توانیم با این اشتباه زندگی کنیم. بیا این شرایط را تحمل کرده و برای آن راه  حلی بیابیم. باشه؟"
دومین عادت پیوند دهنده تشویق است. وقتی از همسرتان جملاتی همچون: "مطمئنم که این شغل، شغل خوبی است و تو از پس آن بر می آیی" را می شنوید، احساس می کنید، تشویق شده اید. اجازه دهید همسرتان بداند که شما در هر گامی که او برمی  دارد، پشتش هستید. زوجینی که همدیگر را تشویق می کنند، اطمینان دارند که کمک کردن به آنها موجب می  شود در تمام ابعاد زندگی خود موفق باشند.
سومین عادت پیوند دهنده گوش دادن می  باشد.
چهارمین عادت پیوند دهنده، پذیرش است. وقتی همسرتان سرانجام خود واقعی شما را می بیند که گاهی اوقات چندان هم زیبا نیست، به شما می گوید: "دوستت دارم، بخاطر آنچه که هم  اکنون هستی".
پنجمین عادت پیوند دهنده اعتماد و اطمینان است و این کار بزرگی است، زیرا اعتماد کردن به دیگری، هرگز آسان نیست. همه ما ممکن است در زندگیمان به کسی اعتماد کرده و سپس اعتمادمان سلب شده باشد، طرد شده باشیم به ما خیانت کرده باشند و صدمه دیده باشیم.
عادت پیوند دهنده دیگری که در ازدواج های ناموفق از بین می رود، احترام گذاشتن است. اگر بخواهید داستانی درباره ازدواجتان بنویسید، نمره احترام متقابل، در ازدواج شما چند است؟ خصایصی را بیابید که در یکدیگر به آن احترام می گذارید و بر روی آن تمرکز کنید. به همسرتان بگویید به چه خصایصی در او احترام می گذارید؟ اگر شما احترام بگذارید، متقابلا با احترام با شما رفتار می شود و اگر احترام را از دست بدهید، همه چیز را از دست داده  اید.
 هفتمین عادت پیوند دهنده بسیار مهم، مذاکره درباره تفاوتها می باشد. در هر ازدواج موفقی، اختلاف و تفاوت وجود دارد. این عادت پیوند دهنده، به معنی رشوه دادن و یا خشنود کردن برای کنترل نیست. وقتی شما با هم مذاکره می کنید، صادقانه هم چیزی داده  اید و هم چیزی گرفته  اید. مثل خانه خریدن است. مثلا فروشنده  ای، خانه  اش را بیست میلیون می فروشد و شما برای آن، پانزده میلیون پیشنهاد می کنید. او دو و نیم میلیون تخفیف می دهد و شما خانه را هفده و نیم میلیون می خرید. سئوالی که در این درس مطرح می شود تا هر دو نفر شما بر سر آن با هم بحث کنید، این است: شما باید از کدامیک از عادات پیوند دهنده در زندگی زناشویی خود استفاده کنید، تا زندگی زناشویی بهتری داشته باشید؟".

"درس چهارم: با دنیای مطلوب یکدیگر آشنا شوید"

"درس پنجم: رفتار کلی را درک کنید"
برای درك بهتر مفهوم رفتار كلی، خودتان را مانند ماشینی تصور كنید كه در حال حرکت در یك بزرگراه هستید. موتور ماشین، نیازهای اساسی شماست. چرخ های جلویی اتومبیل، همانند تفكر و عمل اند. چرخ های عقب نیز كه در حركت اتومبیل نقش دارند،



بازدید:
تاريخ : 1394/08/24




عنوان :




روابط سالم در خانواده
نویسنده / مولف : داود حسيني
ناشر : بوستان كتاب
کد کتاب : 506274
تعداد صفحات : 212
قطع : رقعي
جلد : شميز
نوبت چاپ : 24
سال / تاریخ چاپ : 1393
موضوع : خانواده
شابک : 9789640911716





باشد که به خاطر روز کتاب و کتاب خوانی صفحه ای را مهمان این عزیز فراموش شده باشیم./ل




بازدید:
تاريخ : 1394/08/05


"مغز در علم و شهوت"
مسلماً از ابتدای پیدایش انسان، عشق در زندگی وی تاثیری به‌سزا داشته است. این احساس نشان از تعلق خاطر فردی به فرد دیگر دارد و در عمل شاید بتوان از آن به‌عنوان تداوم دهنده‌ی اصلی روابط انسانی و عامل اصلی بقای جوامع بشری نام برد زیرا از یک‌سو به‌شکل عشق والدین سبب‌ حمایت آنان از فرزندان‌شان در دوران رشد و نمو می‌شود و از سوی دیگر به‌شکل عشق جنسی عامل تولید مثل و ضامن اصلی بقای نسل است. شدت این احساس و اهمیت آن در زندگی بشری به‌قدری است که تاثیرات عمیق آن را در تمامی رشته‌های هنری و محصولات فرهنگی بشری که خود آن‌ها نشان ‌دهنده‌ی فعالیت پیچیده‌ی مغزی هستند، می‌توان یافت. اما آیا بین این احساس و روندهای بیولوژیک یا ساختار آناتومیک مغز ازتباطی وجود دارد؟ متاسفانه گرچه انسان بسیار به عشق فکر می‌کند، اما سابقه‌ی بررسی تاثیر آن در مغز در متون علمی قدمت زیادی ندارد. البته این رابطه موضوع کار دانشمندانی در رشته‌های Evolutionary psychology یا «روانپزشکی تکاملی» (رشته‌ای از روانشناسی که چگونگی تطابق انسان با تغییرات فیزیکی و اجتماعی اطراف خود را بررسی می‌‌کند)، علم اعصاب (نوروساینس) و انسان‌شناسی بوده که شاید معروف‌ترین آن‌ها تحقیقات هلن فیشر، روانشناس و انسان‌شناس امریکایی و بررسی مغز انسان‌های عاشق با MRI است. آن‌چه در این کتاب می‌خوانید، ترجمه و خلاصه شده‌ی مقاله‌ای است با عنوان The Brain in Love and Lust (مغز در عشق و شهوت) که جان مک‌منمی (John McManamy)، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی معروف فعال در عرصه‌ی نوروساینس ابتدا در سال ۲۰۰۵ نوشته و سپس در سال ۲۰۱۱ بازنگری کرده و در آن به بررسی روابط عشق و مغز در متون علمی پرداخته است...
نویسنده: جان مکمنامی
مترجم: مهران قسمتی‌زاده




بازدید:
تاريخ : 1394/07/09


نهج البلاغه گمشده بشريت معاصر
 ما منتظريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين كتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ماست.
(امام خميني «ره»)
 نهج البلاغه مرهمي است بر دردهاي جانكاه بشريت.
نهج البلاغه داروي مؤثري است بر تلطيف روح انسانها و مبارزه با خشونتها.
نهج البلاغه اثري است به درخشندگي آفتاب، به لطافت گل، به قاطعيت صاعقه، به غرش طوفان و برق، به تحرك امواج، به بلندي ستارگان دوردست بر اوج آسمانها.
نهج البلاغه در حقيقت فرزند قرآن است.
اين مجموعه زيبا و نفيس كه روزگار از كهنه كردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افكار و انديشه اي نوتر و روشن تر بر ارزش آن افزوده، منتخبي است از خطابه ها و دعاها، وصايا، نامه ها و  جمله هاي كوتاه مولاي متقيان علي (ع) كه بوسيله سيد شريف رضي در حدود هزار سال پيش گردآوري شده است.
او از نظر خودش آنهايي كه از جنبه بلاغت برجستگي خاصي را داشته اند انتخاب كرده، از اينرو اين منتخب را نهج البلاغه نام نهاد. كلمات اميرالمؤمنين (ع) از قديم ترين ايام با دو امتياز همراه بوده است. 1- فصاحت و بلاغت 2- همه جانبه بودن (چندي بعدي بودن) توأم شدن ايندو با هم سخن علي (ع) را در حد اعجاز قرار داد و به همين جهت سخن علي (ع) در حد واسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته
((فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق))[[نهج البلاغه]]
به اقرار اغلب دانشمندان و نويسندگان و ادباي حتي معاصر غير شيعي عرب، زيباترين متن عرب است.
سخناني كه از نظر ادبي در اوج زيبايي و از نظر فكر در عمق بسيار و از نظر اخلاق سرمشق و نمونه است،
در آن عباراتي هست كه هر خواننده اي اقرار مي كند كه در بشريت نظاير اين عبارات وجود ندارد.
 
چرا نهج البلاغه چنين كششي دارد؟
1- نهج البلاغه ، همه جا سخن از همدردي با طبقات محروم و ستمديده انسانها است. سخن از مبارزه با بي عدالتي و ظلم و طاغوتهاست.
2- نهج البلاغه همه جا در مسير آزادي انسانها گام بر مي دارد. آزادي از زنجير اسارت هوا و هوسهاي سركش، از زنجير اسارت ستمگران خودكامه، طبقات مرفه پرتوقع، جهل و بي خبري، كه انسان را به لذت و بدبختي مي كشاند، و هشدار مي دهد كه هر جا نعمتهاي فراواني روي هم انباشته است حقوق از دست رفته اي در كنار آن به چشم مي خورد.
3- جذبه هاي عرفاني نهج البلاغه چنان است كه ارواح تشته را با زلال خود آنچنان سيراب و مست مي كند كه نشئه شراب طهورش را به لرزه مي اندازد ، لرزه اي دردناك و در عين حال لذت بخش.
4- در هر ميداني گام مي نهد چنان  سخن را ادا مي كند و دقايق را مو به مو شرح مي دهد كه گويي گوينده متخصص همين موضوع بوده است . ليكن از امتيازات سخنان امام علي (ع) اين است كه محدود به زمينه خاصي نيست در شرح اسماء و صفات الهي به چهره يك فيلسوف مجسم مي شود كه فقط از توحيد سخن گفته، در خطبه جهاد، فرمانده و افسر شجاع و دلاوري را مي بينيم كه دقيقترين تاكتيكها را تشريح مي كند. در مسند حكومت و رهبري راه وصول به يك آرامش اجتماعي و سياسي و نظامي را با پخته ترين عبارات بيان مي كند و در مسند درس و اخلاق عباراتي محكم، عميق و نافذ براي سالكان مي گويد كه مرد وارسته اي چون ((همام)) پس از شنيدن آن صيحه اي مي زند و نقش زمين مي شود.
چرا از نهج البلاغه دوريم؟
ما كه چنين گنجي در خانه داريم چرا تهي دستيم؟ ما كه چنين چشمه زلال و گوارا و جوشنده اي در دسترس داريم چرا تشنه ايم؟ ما كه داراي اين ميراث بزرگ اسلامي هستيم چرا  دست بسوي ديگران دراز مي كنيم؟ و پاسخي جز اين ندارد كه،
نهج البلاغه را نشناخته ايم و بر ارزش واقعي اين مجموعه بزرگ واقف نگشته ايم.
و عجيب اين كه نهج البلاغه در ديار خويش در ميان شيعيان علي (ع)، حتي در حوزه هاي علميه شيعه غريب و تنهاست. همچنانكه خود علي (ع) غريب و تنهاست. بديهي است اگر محتويات كتابي و يا انديشه ها و احساسات و عواطف شخصي با دنياي روحي مردمي سازگار نباشد، اين كتاب يا آن شخص در عمل تنهاست و بيگانه مي ماند و هر چند نامشان با هزاران تجليل و تعظيم برده شود.
جرج جرداق مسیحی200بار نهج البلاغه را خوانده  !!!!!  چرا؟چرا؟چرا؟       
خود جرج جرداق میگوید یک روز در یک همایش فرهنگی ،یکی از دوستان مسلمانم کتابی به من هدیه داد و گفت این کتاب نوشته های یکی از امامان ماست.جرج میگوید :از او پرسیدم   این کتاب مربوط به چه زمانی است؟دوست مسلمانم گفت:1400سال پیش حدودا،نوشته شده. جرج میگوید با خودم گفتم مطالب1400سال پیش به چه درد ما می خورد،اما به رسم احترام و با خوشرویی این هدیه را گرفتم و به منزل بردم. یک روز از روی بی حوصلگی کتاب نهج البلاغ را ورق زدم و نگاهی گذرا به مطالب کتاب انداختم. یک مطلبی خواندم که نظرم را جلب کرد:(اینکه ماده اولیه همه کاینات و موجودات عالم از آب است.)جرج میگوید: ا همیتی ندادم.وکتاب را کناری گذاشتم و دیگر سراغش نرفتم تا اینکه یک سال بعد در کنفرانسی بین المللی شرکن کردم که دانشمندان جدیدترین یافته های علمی خود را  بیان میکردند.یکی از دانشمتدان در مقاله علمی اش این نکته را گفت که تحقیقات علمی نشان می دهد که ماده تشکیل دهنده همه موجودات  را آب تشکیل میدهد. جرج جرداق  یگوید با شنیدن این مطلب به یاد آن جمله نهج البلاغه افتادم و بعد از بازگشت فورا به سراغ نهج البلاغه رفتم و شروع کردم به خواندن مطالب آن و بسیار تاسف خوردم که چرا از اهمیت این کتاب غافل بودم..هربار که این کتاب را میخواندم نگرشها و یافته ها و افقهای جدیدی از علوم مختلف برایم  آشکار میشد جرج جرداق تا آخر عمرش موفق شد 200بار نهج البلاغه رابخواند.
اما  ما مسلمانها  تاکنون چندبار نهج البلاغه را خوانده ایم؟؟؟؟؟؟ حتی  یکبار؟حتی یک خطبه؟  آیا مولایمان را خوب میشناسیم؟آیا حقش را   ادا کرده ایم؟
 پشت كتاب جرج جرداق مسيحى :

O'Ali,
If I say you're superior to Jesus Christ, my religion cannot accept it!
If I say he's superior to you, my conscience won't accept it!
I don't say you're God!
...So, tell us yourself, o'Ali:
Who are you?!

" اى على !
اگر بگويم تو از مسيح بالاترى ،
دينم نمى پذيرد . !
اگر بگويم او از تو بالاتر است ،
وجدانم نمى پذيرد. !
نمى گويم تو خدا هستى ... !
پس خودت بگو به ما اى على :
تو كيستى ؟ ! "








فرانسوی‎ها ضرب‎المثلی دارند که می‎گوید: "اگر طبیبی بیماری را پنج دقیقه معاینه کند، سه نوع دارو می‎دهد و اگر ده دقیقه معاینه کند، دو نوع دارو می‎دهد و اگر یک ربع، یک دارو و اگر معاینه او بیست دقیقه طول بکشد هیچ دارویی نمی‎دهد." در حقیقت هر قدر معاینه عمیق‎تر می‎شود، تجویز دارو کمتر و پرهیز از اقدام درمانیِ عجولانه، بیشتر می‎گردد.
گویا فرآیند تربیت و رابطه والدین یا معلمان با فرزندان نیز از همین ضرب‎المثل تبعیت می‎کند. در قلمرو تعلیم و هر چه دستورالعمل‎ها بیرونی‎تر باشد، اثرگذاری کمتری در پی خواهد داشت. شاید برای همین، حتی تحصیلکرده‎ترین پدر و مادرها هم در تربیت بچه‎های خودشان، با چالش روبرو می‎شوند.

اصلا گاهی فکر می‎کنم کار بچه‎ها به چالش کشیدن پدر ومادرهاست. درست جایی که فکر می‎کنید دارید بهترین کار را در حق فرزندتان انجام می‎دهید و منتظرید تا از شما سپاسگزار باشد، متوجه‎تان می‎کند که نه تنها از شما راضی نیست، بلکه گویی شما مرتکب عمل اشتباهی شده‎اید و باید در صدد جبران آن باشید!

واقعیت این است که تربیت، مانند بسیاری چیزها باید معیار داشته باشد تا براساس آن از عکس‎العمل‎های کودکان یا اطرافیان متزلزل نشود. داشتن یک برنامه و نگاه هدفمند در روند تربیتی کودکان سبب می‎شود تا پدر و مادر کاملا در نقش تربیتی خود موفق‎تر باشند.

کتاب تربیت_آسیب‎زا در صفحات خود بر آموزش فرآیندهای تاثیرگذار بر کودکان توسط پدر و مادر تاکید دارد. این که ریشه هر رفتاری از کجا آب می‎خورد و برای اصلاح یک ناهنجاری چگونه نباید رفتار کرد! کتاب در ده گفتار مختلف درباره مباحثی همچون، تربیت دینی، بالندگی در تربیت، تربیت کلامی و عملی، امنیت‎دهی و امنیت‎ورزی صحبت کرده است.

دکتر عبدالعظیم_کریمی، نویسنده کتاب، مثل سایر آثار خود بدون اقتباس‎های ناهمگون با جامعه ایرانی بر اساس فرهنگ خانواده‎های جامعه خودمان کتاب را به رشته تحریر درآورده است و نکات شیرینی در زمینه تربیت اسلامی و ارتقاء فرهنگ، آموزش داده است.
راه ها و روشهای تربیت کودک تان در اینترنت و شبکه های اجتماعی نیست برای کمک به بهتر شدن تربیت کودک تان فقط و فقط و فقط  کتابهای مفید بخوانید/ل




بازدید:
تاريخ : 1394/06/09

عنوان: همسر دوست داشتنی
نام پدیدآور: مهدی خدامیان آرانی

انتشارات:  وثوق

 بخش هایی از کتاب
رسول خدا فرمود:

زیاد صدقه بدهید که روزى شما با صدقه دادن، زیاد مى شود.
آرى، صدقه باعث مى شود تا برکت زندگى شما زیاد شود.
برادر محترم !
من مى خواهم در این جا صدقه جالبى به شما یاد بدهم !
آیا مى دانید که لبخند شما به روى همسرتان، نزد خداوند به عنوان یک صدقه، حساب مى شود؟
تعجّب نکن !
آرى، لبخند، یک نوع صدقه مى باشد !
این سخن از رسول خدا است که لبخند، صدقه است.
اکنون تصمیم بگیر که به روى همه دوستان خود لبخند بزنى !
ما عادت داریم صبح که از خواب بر مى خیزیم و آماده مى شویم تا از خانه بیرون برویم، مقدارى پول داخل صندوقِ صدقه بریزیم !
اما فراموش مى کنیم که به روى همسر خود لبخند بزنیم !
———————–
رسول خدا فرمود:

به یکدیگر هدیه بدهید که موجب محبّت مى شود و کینه را از دل مى برد.
تو با هدیه دادن به همسرت مى توانى محبّت او رابه سوى خود جذب کنى و در آن موقع زندگى مشترک شما شیرین‏تر مى شود.
همین امروز هدیه‏اى براى او خریدارى کن و همراه با این یادداشت تقدیم همسرت کن:
«تقدیم به همسر مهربانم، تو بهترین انتخاب زندگیم هستى !».
تو نمى دانى که این نوشته تو براى همسرت چقدر باارزش است و خدا مى داند که آنرا چند بار مى خواند.
سعى کن که حتماً هدیه را با کادویى زیبا، بسته بندى کنى چرا که خانم‏ها هدیه‏اى را که کادو شده باشد خیلى بیشتر دوست دارند!
روزهاتون پراز مهربونی./ل





بازدید:
تاريخ : 1394/06/07

اگر از شما بپرسند یکی از مهم‎ترین خصوصیاتی که دوست دارید در آینده فرزند شما داشته باشد چیست چه می‎گویید؟ صداقت؟ ایمان؟ دست و دل باز بودن؟ اخلاق خوب؟ و... اگر از من بپرسند می‎گویم: «تفکر!» من دوست دارم فرزندم اهل تفکر باشد. اهل فکر کردن. اهل عمیق اندیشدن درباره هر چیز. شاید این ویژگی، خود، بستر و سبب کسب سایر ویژگی‎های مثبت باشد.

 

 

کتاب‎های گامی در جهت تشویق کودکان به تعمق و تفکر است. از جمله مباحثی است که در دهه اخیر به طور روزافزون در کشور ما مورد توجه قرار گرفته است و هدف آن رشد عقلانیت و اخلاق در شخصیت کودکان است. در اجرایی کردن این آموزش نیاز به تقویت مهارت‎هایی در کودکان است از جمله: خوب گوش دادن، خوب خواندن، قدرت تشخیص پیام داستان و نکات مهم و توانایی طبقه‎بندی مطالب و...
برای تحقق این اهداف این کتاب‎ها که شامل مجموعه داستان‎هایی از آثار و مفاخر گذشته فرهنگی ایران است و زمینه‎ای نیز برای بحث‎های فلسفی در خود دارند، آماده شدند. این داستان‎ها می‎تواند برای حل مشکلات موجود در جامعه موثر باند و به این منظور بازسازی آنها برای بچه‎ها به نحوه صحیح برخورد با مشکلات مشابه کمک می‎کند.
مشخصات کتاب
نام کتاب: مجموعه کتاب داستان‎های فکری برای کودکان (برای کودکان 8 تا 14 سال)
گرد آوردندگان: دکتر رضا علی نوروزی، منیره عابدی درچه
انتشارات: آموخته
نوبت چاپ: چهارم، 1393
تیراژ: 1000
قیمت: هر جلد 5000 تومان




بازدید:
تاريخ : 1394/05/15
کتاب " زنان شیفته " که به بحث روانشناسی محبت بی تناسب پرداخته است به طور کامل این مساله را ریشه یابی می کند ، نشانه های محبت بی تناسب را بیان می کند و دلایل گرفتار شدن به شیفتگی معتاد گونه و راه حل مقابله با آن را بررسی می کند .در این کتاب مثال های گوناگونی از زندگی زنانی که هر یک به نوعی دچار عشق افراطی می شوند و نه تنها پاسخی دریافت نمی کنند بلکه پس زده می شوند، آورده شده است.






  1  2