بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی :: خانواده

اسلاید شو

بازدید:
تاريخ : 1395/12/19

تاثير روش تربيت پدر بر دختر

روانشناسانی که روی انگیزه های افراد مطالعه میکنند دریافته اند که بسیاری از زنان موفق پدرانی داشته اند که استعداد آن ها را پرورش داده و باعث شده اند تا از کودکی احساس جذابیت و دوست داشتنی بودن کنند.
 ماجوری لوزاف دانشمند علوم اجتماعی به مدت چهار سال روی زنان موفق مطالعه کرد و به این نتیجه رسید که وقتی پدران با دختران خود مانند افراد جالب و شایسته احترام و تشویق رفتار میکنند آنها به زنان موفق تری بدل میشوند .
"احساس" زنانی که چنین رفتاری از جانب پدر خود میدیدند این بوده که پرورش استعدادها در آنها باعث به خطر افتادن زنانگی نمیشود.
این پدران علاقه زیادی به زندگی دختران خود نشان میدادند و آنها را تشویق میکردند تا به طور فعال به زندگی حرفه ای یا علاقمندی های خود در زمینه سیاست، ورزش یا هنر توجه نشان دهند.
زنانی که تایید و پذیرش پدر را احساس کرده اند، اطمینان دارند که از سوی دنیا پذیرفته خواهند شد.





بازدید:
تاريخ : 1395/12/18
ما در روابط صمیمی، مرزهایمان را گسترش می دهیم تا دیگران را در هویت مان بگنجانیم و تجربه " با هم بودن " را به وجود آوریم اما حتی در روابط صمیمی نیز معمولا نمی توانیم تمام جنبه های فرد دیگر را بپذیریم زیرا تمام جنبه های خودمان را قبول نداریم. خصومت ما نسبت به دوستان صمیمی مان، بیشتر متوجه آن دسته از ویژگی های آنهاست که ما را به یاد چیزهایی می اندازند که انکار کرده و از مرزهای مان بیرون رانده ایم./پروچاسکا






بازدید:
تاريخ : 1395/07/10

 اضطراب در کودکان؛ بسیاری از اختلالات اضطرابی در دوران کودکی به وجود می آیند که در صورت عدم درمان معمولا تداوم داشته  و زندگی فرد را  در مقاطع بعدی با مشکل مواجه خواهد کرد.مری اینزورث مشاهدات بالبی در مورد اضطراب جدایی را گسترش داد و به این نتیجه رسید که تعامل بین مادر و فرزند او در دوره وابستگی تاثیر عمیق در رفتار جاری وآتی کودک دارد.بسیاری از محققین معتقدند که الگوهای وابستگی کودک بر روابط هیجانی بزرگسالی تاثیر می گذارد. الگوی وابستگی در بین بچه ها متفاوت است . واکنش توام با حساسیت نسبت به "هشدارهای" کودکان ، مثلا با در آغوش گرفتن او به هنگام گریه کردن ، موجب می شود که در ماه های بعد کودک کمتر در خواست کمک می کند ،مادرانی که در واکنش های خود کند هستند ، کودکانی مضطرب به وجود می آورند.

خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک ، ترجمه نصرت الله پورافکاری

DSM5  اختلالات اضطرابی





بازدید:
تاريخ : 1395/07/03
 آرامش زندگی, [۲۴.۰۹.۱۶ ۲۱:۳۸]
ناخن جويدن در كودكان

 يكی از مسائلی كه همواره ذهن والدين را درگير ميكند، جويدن ناخن در كودكان است.

 علت عمده ناخن جويدن ترس و اضطراب واغلب فشارهای عصبی و استرس و تنش كودك است. كودكی كه در محيط تنش زاست، برای مدتی با اين عمل آرام ميشود.

 از جمله علل جويدن ناخن، دعوای والدين، جدايی والدين، ترس از امتحانات، محيط پرتنش خانه و... است.

 اگر كودك شما ناخنهايش را می جود، ابتدا علت اين عمل را پيدا كنيد و دقت كنيد كه چه زمانهايی كودكتان اين كار را انجام مي دهد؟
از كودكتان سؤال نكنيد كه چرا ناخنهايش را ميجود، او در اكثر مواقع، اين عمل را ناخودآگاهانه انجام ميدهد. موقعيتهايی كه منجر به جويدن ناخن ميشوند را شناسايی كنيد.

برای_پدر_مادرها
 @aramesh1471



بازدید:
تاريخ : 1395/06/13
قلقلک دادن کودکان

قلقلک را معمولا بزرگسالان شروع می کنند، با وجود این مردم اغلب دوست ندارند کسی آن ها را قلقلک بدهد و ما هم اغلب نمی خواهیم کسی را قلقلک دهیم. پس چرا فکر میکنیم بچه‌ها از آن لذت می برند؟
در حقیقت بچه‌ها از این که کسی آنها را قلقلک بدهد متنفرند،مگر اینکه واقعا بتوانند آن را بپذیرند، یعنی خود آن را انتخاب و شدت و مدت آن را کنترل کنند.
وقتی بزرگسال قلقلک می دهد و بچه حرفی نمی زند یعنی آن را دوست ندارد. این حرکت مانند هر درد دیگری،از جمله زدن ،بدن او را اذیت می کند. خنده کنترل ناپذیری که قلقلک به دنبال می آورد اصلا بیان آزادانه خوشحالی نیست. در واقع اگر کودک می توانست نفس خود را کنترل کند، خنده اش با جیغ کشیدن های «بسه دیگر!»،«نکن» یا «کافیه دیگر!» مخلوط می شد.
گاهی قلقلک کودک را آنچنان عاجز و ناتوان می سازد که نمی تواند یک کلمه حرف بزند و کودک ناراحتی خود را از طریق پرخاش یا دیگر راههای مخرب نشان می دهد.
اگر چه اکثر کودکان، اگر حق انتخاب را به خودشان بدهیم به احتمال فراوان دوست ندارند آن ها را قلقلک بدهند، گاهی ممکن است از قلقلک بازی لذت ببرند اما فقط و فقط وقتی که توان و اختیار خود را از دست ندهند و شروع و نحوه آن بر اساس نظر کودک باشد.

برگرفته از کتاب «تربیت بچه‌ها،
 تربیت خود ماست»
اثر دکتر نائومی آلدورت



بازدید:
تاريخ : 1395/05/16
بلوغ فکری، احساسی و عاطفی از موارد بسیار مهم در بحث ازدواج محسوب می‌شود. اگر زنان و مردان بدانند که همسرشان چه ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری دارد، زندگی مشترک را با موانع و مشکلات کمتری آغاز و سپری خواهند کرد. برای مثال اگر مردان آگاه باشند همسرشان چه زمانی احساس خستگی، ناامیدی، و ناراحتی می‌کند، قطعاً در رفتارهایشان سنجیده‌تر عمل خواهند کرد. 
در مقابل اگر زنان که در اکثر مواقع از کم‌حرفی همسر گله‌مند هستند، این آگاهی را داشته باشند که مردان بیشترین زمان را صرف کار می‌کنند، فعالیت‌های بیرون از منزل برایشان جذابتر است و نباید این جذابیت را از آن‌ها بگیرند. بدیهی است چنین ویژگی رفتاری‌شان را بهتر درک خواهند کرد. ما در این قسمت به تعدادی از تفاوت‌های روانشناختی مردان و زنان می‌پردازیم که آگاهی از آن‌ها بلوغ فکری، احساسی و عاطفی را در میان زنان و مردان شکل می‌دهد:
  • تفکر غالب بر مردان رسیدن به استقلال، موفقیت و شغلی مناسب است اما تفکر غالب بر زنان، تعلق همراه با احساسات، گفت‌وگو و ایجاد رابطه درست است.
  • زنان بیشتر از مردان نگران سلامتی خود هستند.
  • مردان درآمد را منبع قدرت می‌دانند در صورتی که زنان به درآمد به چشم یک ابزار نگاه می‌کنند.
  • زنان بیشتر از مردان، از دیگران درخواست کمک می‌کنند، در حالی که درخواست کمک از دیدگاه مردان یک ضعف محسوب می‌شود.
  • طبق تجربیات، زنان وفادارتر از مردان هستند.
  • مردان کاربردی و عملی‌تر هستند زیرا بیشتر به ابزار و اشیاء توجه دارند در حالی که زنان به علاقمندی‌ها و احساسات توجه بیشتری دارند.
  • مردان پرخاشگرتر، جنگجوتر و سلطه‌جوتر از زنان هستند.
  • دغدغه فکری مردان بیشتر حول محور وضعیت مالی می‌چرخد اما جذابیت‌های احساسی، ذهن زنان را بیشتر به خود مشغول می‌کند.
  • زنان آرمانگرا، خلاق و احساساتی هستند در صورتی که مردان منطقی و فردگرا هستند.
  • برخلاف تصور، مردان در برابر پایان یافتن یک رابطه، آسیب‌پذیرتر از زنان هستند و احساس وابستگی بیشتری می‌کنند چرا که مردان به نسبت زنان، نیاز احساسی بیشتری دارند.
  • مردان نصیحت از سوی زنان را به منزله نداشتن کفایت و شایستگی قلمداد می‌کنند اما زنان نصیحت را راحت‌تر می‌پذیرند و در حالت کلی پذیرنده‌تر هستند.
  • مردان برای دلداری زنان در مواقع ناراحتی، بیشتر به دنبال حل مسئله هستند در صورتی که زنان در این مواقع به یک همدل و یار عاطفی نیاز دارند.

    کسب مهارت‌های زندگی از قبیل خودآگاهی، کنترل خشم، چگونگی غلبه بر استرس، داشتن تفکر خلاق، حل مسئله، داشتن قدرت همدلی، هم‌حسی و تصمیم‌گیری صحیح از گام‌های نخست برای قدم نهادن در مسیر زندگی مشترک محسوب می‌شود و رعایت فاکتور‌های مهم مطرح شده نیز به منزله پلکانی است که به یک زندگی ایده‌آل ختم می‌شود./ل





 آرامش زندگی , [۳۰.۰۷.۱۶ ۱۸:۲۸]
ما مسئول نفهمیده شدن توسط دیگران نیستیم!

بله ممکن است دیگران رفتار ما را نفهمند، اما چه باید کرد؟!
اگر دیگران انتظار داشته باشند که فقط کارهایی انجام دهیم که آنها بفهمند و تصمیم های بگیریم که آنها دلیلش را درک کنند، یعنی عملاً انتظار دارند آنگونه که آنها زندگی کرده اند زندگی کنیم!
بگذار بگویند غیرمنطقی هستیم یا ضد اجتماعی هستیم، اما به این می ارزد که خودمان باشیم.
تا زمانی که رفتار ما و تصمیم های ما به کسی آسیبی نمیزند ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.
چقدر زندگی ها که با این توضیح خواستن ها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفته اند.

اریک فروم
 @aramesh1471



بازدید:
تاريخ : 1395/05/08
مشاوره كودك, [۲۹.۰۷.۱۶ ۱۰:۱۴]
فوبي كودك
بررسی جروم کیگن راجع به صفت بازداری یا کمرویی با این یافته ها مرتبط است که در فوبی ها عوامل ارثی موثرند . وقتی نوباوگانی که چهار ماه از عمرشان می گذشت ، اسباب بازی یا محرک دیگری نشان داده می شد، تعدادی از آنها بی قرار شده و گریه سر می دادند.این الگوی رفتاری که ممکن است ارثی باشد ، می تواند زمینه ساز ظهور فوبی در آینده باشد.برای مثال، در یک بررسی، احتمال بروز فوبی در آینده برای کودکان کمرو  و خجالتی، پنج برابر کودکان آرمیده بود.
آسیب شناسی روانی/دیویسون/مهدی دهستانی
نقل: مقدم، ١٣٩٥
https://telegram.me/childpsy
كانال مشاوره و روان درماني كودك





ویژگی‌های افراد داراي اعتمادبه‌نفس بالا:

 

استقلال عمل: افراد برخوردار از اعتمادبه‌نفس، در اعمال خویش مستقل عمل می‌کنند و از وابستگی‌های نابجا به دیگران دوری می‌جويند، براي انجام كارهاي فردی و اجتماعی به توانایی‌های خود تکیه می‌کنند و با توجه به استعدادهای خويش، وارد میدان عمل می‌گردند. این بدان معني نیست که فرد از مشارکت و مشاوره با دیگران دوري می‌کند، بلکه درعین‌حال هم‌فکری و مشارکت، استقلال خویش را حفظ می‌نماید.

مسؤولیت پذیری: فرد دارای اعتمادبه‌نفس، مسؤولیت خود را با اطمینان کامل می‌پذیرد و از هرگونه ضعف و سستی دوری می‌جوید و تلاش می‌کند تا وظايف فردی، خانوادگی و اجتماعی خود را به نحو مطلوبي انجام دهد.

پیشرفت گرایی: انسان مثبت‌گرا و دارای اعتمادبه‌نفس، درصدد پیشرفت و افزایش قابلیت‌ها و توانایی‌های خویش است و برای رسیدن به‌جایگاه برتر، تلاش و کوشش می‌کند و جدیت و سخت‌کوشي به خرج می‌دهد.

پذیرش ناکامی‌ها: آگاهی از محدودیت‌ها و واقعیت‌های موجود می‌تواند تصویری واقع‌بینانه به انسان ارائه نماید، اگرچه با شناخت توانایی‌ها می‌توان موفقیت‌های بيشتري داشت، اما قبول شکست و ناکامی به عنوان یک واقعیت در زندگی، به کسب تجربه كمك می‌کند تا احتمال پیروزی در کوشش‌های بعدي بيشتر شود.

ابراز وجود و قاطعيت داشتن: به معناي احترام به خود و ديگران در تمامي زمینه‌ها. کساني که وابستگي نادرست به ديگران دارند، نمی‌توانند به بی‌برنامگی‌ها، به فشارهاي ديگران و نمونه‌هایی از اين قبيل «نه» بگويند.

يکپارچگي و هماهنگي: يعني رفتارهاي ما باهدف‌ها و آرزوهايمان باهم هماهنگ بوده و در تضاد نباشند. بدين معني كه اگر توقع پيروزي داريم براي آن تلاش كنيم. پس براي رسيدن به هدف كسب موفقيت؛ بايد رفتار مربوطه‌اش يعني تلاش را انتخاب كرد كه با آن هماهنگ است. اما اگر يك رفتار ناهماهنگ با كسب موفقيت را دنبال كنيم (مثلاً انتقاد دائم از خود) مسلماً كاهنده اعتمادبه‌نفس خواهد بود. چون تضاد در رفتار و هدفمان آبرويمان را (حداقل پيش خودمان) از بين می‌برد و کمتر به خود اعتماد می‌کنیم./ل





لیلا مقدم, [۲۴.۰۴.۱۶ ۱۸:۳۷]

پیامدهای فاصله طبقاتی در ازدواج

 تفاوت طبقاتی ممکن است اختلافات و مشکلات دیگری را در زندگی زناشویی برای زوجین به وجود آورد که گاهی زندگی آن‌ها را به نابودی و جدایی سوق می‌دهد. در زیر به چند مورد از اختلافاتی که ناشی از تفاوت طبقاتی زوجین است اشاره می‌شود:

تفاوت‌ نقش جنسی:

ممکن است باورها و اعتقادات زن و مرد در مورد رابطه‌ی جنسی تفاوت داشته باشد و نقش‌های جنسی که هر کدام از آن‌ها نسبت به هم پذیرفته‌اند متفاوت باشد. به عنوان مثال مرد در خانواده‌ای رشد یافته باشد که نسبت به این رابطه، دیدگاه‌های بازتری داشته باشد. در بعضی مواقع او ممکن است بخواهد که همسرش شروع کننده‌ی رابطه‌ی جنسی باشد ولی همسرش در خانواده‌ای پرورش یافته و احساس کند که شروع کردن این رابطه‌ را منافی عفت و حیاء خود بداند. این مسأله به طور حتم بعد از مدتی زندگی آن‌ها را با مشکلاتی مواجه خواهد کرد.

تفاوت در میزان تحصیلات:
خانواده‌هایی که در طبقات بالای جامعه قرار دارند، معمولاً خیلی بیشتر به تحصیلات و سواد فرزندانشان اهمیت می‌دهند. وقتی که زوجین سطح‌ تحصیلات‌شان یکسان یا نزدیک به هم باشد، آن‌ها دیدگاه‌های نزدیک‌ به هم دارند و یکدیگر را بهتر درک می‌کنند و معمولاً رضایت آن‌ها از زندگی زناشویی بیشتر می‌شود. در این مورد معمولاً اگر مرد به دلیل این‌که ریاست و سرپرستی خانواده را به عهده دارد، سطح تحصیلاتش نسبت به زن بالاتر باشد، مشکلات کمتری ایجاد خواهد شد.

تفاوت در نگرش مسائل زندگی و مالی:
 اگر وضعیت مالی یکی از طرفین نسبت به دیگری برتری زیادی داشته باشد، طرف مقابل همواره افزایش میزان دارایی را مهم‌ترین مسأله‌ی زندگی می‌داند، درصورتی که ممکن است به نظر شریک زندگی‌اش چیزهای دیگری، مهم‌ترین مسائل زندگی‌ باشد.

فرزندپروری متفاوت:
 براساس نتایج پژوهش‌ها، معمولاً افراد در جامعه از شیوه‌ی فرزندپروری مقتدرانه (محبت و کنترل کافی والدین) استفاده می‌کنند. والدینی که دارای سطح تحصیلات عالی هستند، معمولاً بیشتر با فرزندان‌شان ارتباط دارند، با آن‌ها کتاب می‌خوانند، صحبت می‌کنند و... درحالی که والدینی که سطح تحصیلات پایین‌تری دارند معمولاً دوست دارند که فرزندان‌شان دستورات آن‌ها را اطاعت کنند و ارتباط دوستانه‌ای با فرزندان ندارند.
بنابراین روان‌شناسان توصیه می‌کنند که در زمینه‌ی ازدواج، بهتر است افراد از طبقاتی که نزدیک هم هستند با یکدیگر ازدواج کنند، زیرا اختلافات آن‌ها در ارزش‌ها و باورهایشان کمتر است./ل






  1  2  3   ...     20