بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی :: رازهای موفقیت

اسلاید شو

ویژگی‌های افراد داراي اعتمادبه‌نفس بالا:

 

استقلال عمل: افراد برخوردار از اعتمادبه‌نفس، در اعمال خویش مستقل عمل می‌کنند و از وابستگی‌های نابجا به دیگران دوری می‌جويند، براي انجام كارهاي فردی و اجتماعی به توانایی‌های خود تکیه می‌کنند و با توجه به استعدادهای خويش، وارد میدان عمل می‌گردند. این بدان معني نیست که فرد از مشارکت و مشاوره با دیگران دوري می‌کند، بلکه درعین‌حال هم‌فکری و مشارکت، استقلال خویش را حفظ می‌نماید.

مسؤولیت پذیری: فرد دارای اعتمادبه‌نفس، مسؤولیت خود را با اطمینان کامل می‌پذیرد و از هرگونه ضعف و سستی دوری می‌جوید و تلاش می‌کند تا وظايف فردی، خانوادگی و اجتماعی خود را به نحو مطلوبي انجام دهد.

پیشرفت گرایی: انسان مثبت‌گرا و دارای اعتمادبه‌نفس، درصدد پیشرفت و افزایش قابلیت‌ها و توانایی‌های خویش است و برای رسیدن به‌جایگاه برتر، تلاش و کوشش می‌کند و جدیت و سخت‌کوشي به خرج می‌دهد.

پذیرش ناکامی‌ها: آگاهی از محدودیت‌ها و واقعیت‌های موجود می‌تواند تصویری واقع‌بینانه به انسان ارائه نماید، اگرچه با شناخت توانایی‌ها می‌توان موفقیت‌های بيشتري داشت، اما قبول شکست و ناکامی به عنوان یک واقعیت در زندگی، به کسب تجربه كمك می‌کند تا احتمال پیروزی در کوشش‌های بعدي بيشتر شود.

ابراز وجود و قاطعيت داشتن: به معناي احترام به خود و ديگران در تمامي زمینه‌ها. کساني که وابستگي نادرست به ديگران دارند، نمی‌توانند به بی‌برنامگی‌ها، به فشارهاي ديگران و نمونه‌هایی از اين قبيل «نه» بگويند.

يکپارچگي و هماهنگي: يعني رفتارهاي ما باهدف‌ها و آرزوهايمان باهم هماهنگ بوده و در تضاد نباشند. بدين معني كه اگر توقع پيروزي داريم براي آن تلاش كنيم. پس براي رسيدن به هدف كسب موفقيت؛ بايد رفتار مربوطه‌اش يعني تلاش را انتخاب كرد كه با آن هماهنگ است. اما اگر يك رفتار ناهماهنگ با كسب موفقيت را دنبال كنيم (مثلاً انتقاد دائم از خود) مسلماً كاهنده اعتمادبه‌نفس خواهد بود. چون تضاد در رفتار و هدفمان آبرويمان را (حداقل پيش خودمان) از بين می‌برد و کمتر به خود اعتماد می‌کنیم./ل





بازدید:
تاريخ : 1395/03/12
"پونز"
                               
وقتی خیلی بچه بودم، و برای کمک به برادرم که مشغول تزیین اتاق برای جشن عروسیش جعبه ی پونزها را در دستم داشتم و یکی یکی به او که روی چهارپایه ایستاده بود پونز می دادم اتفاقی افتاد که درس مهمی به من داد.

 یکی از پونزها از دست برادرم افتاد و اصرار داشت که آن را پیدا کنم. اما من که خیلی خسته شده بودم، ادای کسی را درآوردم که چیزی از زمین برمیدارد و بلند گفتم: "پیداش کردم!".

او به کارش برگشت و من خوشحال از این که باری را از سر دوشم برداشته ام مشغول شمردن پونزهایی که می دادم و دقایقی که رد می شد، شدم.

اما چیزی نگذشت که تیزی پونزی که روی زمین مانده بود من را از غفلت پراند و دردش که تا استخوان کف پایم تیغ می کشید شیرینی کوتاه آن دروغ را از من گرفت.

بدتر از آن "مجبور بودنم به سکوت" درد را برایم شدیدتر کرد خلاصه این که آن پونز این درس مهم را به من داد که؛
" دروغ و تقلب ، آرامشی کوتاه به آدم می دهند اما دردی که دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد، را به آدم می چشانند که تا عمق استخوان حس خواهد شد. آن موقع دیگر راست گفتن هم دوای درد نیست؛ آن موقع فقط باید سکوت کرد و هیچ نگفت!"
حالا اگر پونزی گم شده و به صاحبش گفته اید که پیدایش کرده اید؛ قبل از این که دیر بشود، یا پونز را پیدا کنید یا به صاحبش بگویید از پیدا کردنش ناتوانید!/ل






بازدید:
تاريخ : 1395/03/10
روش‏هاى كاهش اضطراب امتحان
 
1. نام و ياد خدا
با وضو در جلسه امتحان حاضر شويد. نام خدا را با توجّه كامل بر زبان جارى كنيد و از او يارى جوييد. آرامش از آنهایی است که دلهایشان با خدا آشناست. اگر فرصت کافی دارید پیش از امتحان دو رکت نماز استعانت بخوانید. مداومت بر ذکر زیر اضطراب را کاهش می‌دهد:

              لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ

2. روى آوردن به خودگويى مثبت
بعضى افراد در خلال موقعيت‏هاى اضطراب (نظير امتحان) در حالت خودگويى منفى فرو مي‌روند و عباراتى چون «وای همه چیز خراب می شود» «آبروم پیش همه خواهد رفت» و «من در اين امتحان موفق نمي‌شوم» بر زبان مي‌رانند. اين خودگويي‌ها به افزايش سطح اضطراب و كاهش كارآمدى فرد مي‌انجامد. بنابراين، بايد به جاى خودگويي‌هاى منفى، به خودگويي‌هاى مثبت روى آورد مانند «گام به گام پيش مي‌روم»، «ان شاء الله مي‌توانم در این امتحان سربلند بیرون بیایم»، «مهم این است که من تلاش خودم را کردم، نتیجه هرچه باشد با خداست»، «نظر مردم در مورد من مهم نیست، مهم این است که من می توانم موفق شوم».

3. تقویت حرمت خود (عزت نفس) و اعتماد به نفس.
به موفقیت‌های خود فکر کنید؛ به توانایی‌هایی که دارید و تلاش‌هایی که می‌کنید. در خود احساس ارزشمندی به‌وجود بیاورید. اگر چنین احساسی نداشته باشید اعتماد به نفس کافی نخواهید داشت و این موجب اضطراب شما خواهد شد. انسان‌هایی که برای خود احترام قائلند واحساس ارزشمندی می‌کنند افرادی هستند با عزت نفس بالا. به این ترتیب اعتماد به نفس بیشتری نیز دارند و کمتر دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند. لازم نیست به دنبال توانایی‌هایی در خود بگردید که دیگران دارند، یا خود را با دیگران مقایسه کنید تا بدانید موفق هستید یا نه. هر انسانی توانایی‌های منحصر به فردی دارید و شما در نوع خود بی‌نظیر هستید.
4-یادآوری واقعیت

هنگام امتحان به خود بگویید:

«اضطراب قبل از امتحان پدیده‏اى طبیعى است و هر کس ممکن است دچارش شود. این اضطراب سبب نمی‌گردد امتحانم را خراب کنم و حتّی باعث می‌شود خود را بیش‏تر و بهتر آماده سازم.»
5-زودتر در محل آزمون حضور یافتن

ساعتى قبل از امتحان در محل حاضر شوید ولى از مطالعه و بحث درباره امتحان بپرهیزید.

6-هول نکنید

تلقین های منفی را به خودتان راه ندهید. بدانید که این اضطراب ابتدایی است و به تدریج از شما کم خواهد شد. به خودتان بگویید که اولش فکر می کنم که هیچی بلد نیستم؛ پس از این که قلم را به دست گرفتم و خواستم سوالات را بنویسم خدا کمکم خواهد کرد و به تدریج همه چیز به فکرم خواهد رسید. تجربه نشان داده است که اگر هول و هراس را به دلتان راه ندهید و شتابزده عمل نکنید، به تدریج پاسخ ها به ذهنتان خواهد رسید. با طمئنینه و به آرامی البته با مدیرت زمان به سوالات پاسخ دهید، قدرت ذهن آنقد بالا می رود که اگر پاسخ سوالی را هم فراموش کرده باشید، همه چیز یادتان خواهد آمد

7-پدید آوردن آرامش فیزیکى

پیش از امتحان آب خنک بنوشید. وقتى روى صندلى آزمون نشستید، دقایقى پیش از شروع امتحان- بى آن‏که توجّه کسى را جلب کنید- چند نفس عمیق بکشید. سپس همه عضلات بدن را یکباره منقبض سازید، چند ثانیه صبر کنید و آنگاه همه را رها کرده، به آرامشى که از نوک پنجه‏هاى پا به طرف بالا می‌آید توجّه کنید. در این هنگام، آرامش را به تمام نقاط بدنتان ببرید و آرام و آرام‏تر شوید. دوباره چند نفس عمیق بکشید و به خود چنین تلقین کنید: «راحتم، خیلى راحتم، آماده‏ام به خوبى امتحان دهم.» در طول امتحان هم هر وقت خسته شدید به تن‌آرامی و تمرین تنفس بپردازید.

8-پدید آوردن آرامش روانى

هنگام امتحان، وقتى جاى مناسب یافتید و نشستید، چشم‏هاتان را ببنیدید و منظره زیبایى را که قبلًا دیده‏اید (مثل رودخانه آرام، کوهستان پر برف، چمنزار زیبا و…) در ذهن مجسم کنید. خود را در آن محل زیبا ببینید و آرامشى را که میتوانید در آن مکان داشته باشید، احساس کنید. پس از چند ثانیه چشم‏هاتان را باز کنید و با این احساس آرامش به استقبال امتحان بروید.

9-بهره‌مندی از مطالعه روش‌مند و خلاصه نویسی

همیشه به ویژه ایام امتحان از روش‌های مطالعه مناسب استفاده کنید. در این زمینه مهارت‌های مطالعه را بیاموزید. بهره‌گیری از خلاصه‌نویسی برای آمادگی به امتحان و کاهش اضطراب بسیار مهم است. خلاصه کردن مطالب بهترین روش یادگیری است با این روش شما صرفاً  متوجه نکات مهم درس می‌شوید و پیش از امتحان با یادآوری آنها به امتحان بهتر پاسخ می‌دهید. سعی کنید از روش‌های نموداری استفاده کنید. روش‌های نموداری بیشتر در ذهن می‌مانند. در جلسه امتحان در برگه چک‌نویس ابتدا به صورت نموداری پاسخ دهید بعد آن را کامل کنید.


10. پاسخ‌گویی کلی و گزينشى به پرسش‏ها
قبل از پاسخ دادن به پرسش‏ها، به اجمال در آن‏ها بنگريد. ابتدا آن مقدار از سوال را می دانید بر روی همان برگه امتحان یا یک چک نویسی با مداد یا خودکار به صورت کاملا کلی هرچه بلد هستید بنویسید و سپس به تفصیل به سوالات پاسخ دهید. نخست به پرسش‏هايى كه پاسخش را كاملًا مي‌دانيد، پاسخ دهيد و سپس سراغ ديگر سؤال‏ها برويد.

11. تنظیم برنامه خواب و استراحت
برخی با این تصور که هنگام امتحانات برای مطالعه بیشتر اصلا نباید خوابید و یا خیلی کم خوابید ، خود باعث خستگی ذهنی و در نتیجه فراموشی بیشتر در مطالب خوانده شده می‌گردند. کاهش زمان خواب در حد متعادل مطلوب است، اما افراط در آن هرگز مفید نخواهد بود. بنابر تا می‌توانید پیش از امتحان استراحت کافی داشته باشید./ل





بازدید:
تاريخ : 1395/02/07
لیلا مقدم, [26.04.16 14:29]

روانشناسی و شبه روانشناسی!

ﻫﺮ روز ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺮدم ﺑﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺑﻴﺶﺗﺮ ﻣﻲﺷﻮد. ﻣﺮدم ﺑﻴﺶ از ﭘﻴﺶ،ﻣﺘﻮﺟﻪ اﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺷﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ ذﻫﻨﻴﺖ ﻫﺎ، ﺑﺎورﻫﺎ و اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﺎ، ﭼﻪﻗﺪر در اﺣﺴﺎس ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ و ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﺎ ﺑﺮﻋﻜﺲ در اﻧﺪوه و ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ ﻣﺎ ﻣﺆﺛﺮﻧﺪ درﻧﺘﻴﺠﻪ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪ ﺷﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻴﺶﺗﺮ در ﻣﻮرد ﺧﻮد ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ «اﻓﻜﺎرنابه جا »و « ﺑﺎورﻫﺎي ﻣﺰاﺣﻢ» را در ﺧﻮدﺷﺎن ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻛﻨﻨﺪ و آن ﻫﺎ را رﻓﻊ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. اﻣﺮوزه ﺗﻴﺮاژ ﻛﺘﺎبﻫﺎي روانﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺗﻌﺪاد ﻣﺠﻼت روانﺷﻨﺎﺳﻲ، زﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع روانﺷﻨﺎﺳﻲ و ﺗﻌﺪاد اﻓﺮادي ﻛﻪ در ﻛﻼسﻫﺎي روانﺷﻨﺎﺳﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﺑﺎ روانﺷﻨﺎﺳﺎن ﻣﺸﺎوره ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، اﺻﻼً ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ده ﺳﺎل ﭘﻴﺶ ﻧﻴﺴﺖ و اﻳﻦ روﻧﺪ اﻓﺰاﻳﺶ ﮔﺮاﻳﺶ ﺑﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ، روز ﺑﻪ روز ﺑﻴﺶﺗﺮ ﻣﻲﺷﻮد. اﻛﻨﻮن ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺻﻨﺎﻳﻊ و ﻣﺪﻳﺮان ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ،ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ اﻧﺘﻈﺎر اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﻬﺮه وري را از ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺧﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

اﻣﺎ اﮔﺮ ﻫﻤﻪي اﻳﻦ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪان ﺑﻪ اﺷﺘﺒﺎه ﺑﻪﺟﺎي ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ «روانﺷﻨﺎﺳﻲ»، ﺑﻪ «ﺷﺒﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ» ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻛﻨﻨﺪ، ﻧﻪﺗﻨﻬﺎ ﺑﻬﺮه اي از ﻣﺮاﺟﻌﻪي ﺧﻮد ﻧﻤﻲﮔﻴﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﺧﻮد را اﺳﻴﺮ ﺧﻴﺎلﺑﺎﻓﻲﻫﺎ و ذﻫﻨﻴﺖﻫﺎي دﻳﮕﺮان ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ «ﺷﺒﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ» ﻳﻌﻨﻲ ﺣﺮفﻫﺎ و رﻓﺘﺎرﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻪﻇﺎﻫﺮ ﺷﺒﻴﻪ ﮔﻔﺘﺎر و رﻓﺘﺎرﻫﺎي روانﺷﻨﺎﺳﺎن اﺳﺖ اﻣﺎ ﺑﺮﺧﻼف روان ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﻫﻴﭻ رﻳﺸﻪي ﻋﻠﻤﻲ ﻧﺪارد! روانﺷﻨﺎﺳﻲ، ﻳﻚ ﻋﻠﻢ ﺗﺠﺮﺑﻲ ﺳﺖ، ﻳﻌﻨﻲ ﻋﻠﻤﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻢﭼﻮن ﺷﻴﻤﻲ، زﻳﺴﺖﺷﻨﺎﺳﻲ، زﻣﻴﻦﺷﻨﺎﺳﻲ و... ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪي ﺗﺠﺮﺑﻪ و آزﻣﺎﻳﺶ ﻗﺮار دارد.

اﮔﺮ از ﻳﻚ روانﺷﻨﺎس ﺳﺆاﻟﻲ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ، درﺻﻮرﺗﻲ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺧﻮاﻫﺪ داد ﻛﻪ ﭘﺮﺳﺶ ﺷﻤﺎ ﻗﺒﻼً در ﻳﻚ ﭘﺮوژه ي ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﻲ، ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و آزﻣﺎﻳﺶ و ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺶ ﺷﻤﺎ ﭘﺎﺳﺦ داده ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ. ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل اﮔﺮ از روانﺷﻨﺎﺳﻲ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ «: آﻳﺎ ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺳﺖ ﻓﺮزﻧﺪم را در 3ﺳﺎﻟﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻬﺪﻛﻮدك ﺑﺴﭙﺎرم ﻳﺎ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺗﺎ زﻣﺎن ﭘﻴﺶدﺑﺴﺘﺎﻧﻲ، ﻓﺮزﻧﺪم ﭘﻴﺶ ﺧﻮدم ﺑﺎﺷﺪ؟» روانﺷﻨﺎس ﭘﺎﺳﺦ ﺧﻮاﻫﺪ داد «: ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻋﻠﻤﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﻛﻮدﻛﺎن 3 ﺳﺎﻟﻪاي ﻛﻪ...» ﻧﻜﺘﻪي ﻣﻬﻢ ﻣﺎﺟﺮا ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺎﺳﺦ روانﺷﻨﺎس، ﺑﺮﻣﺒﻨﺎي ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻋﻠﻤﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ دﻗﻴﻘﺎً راﺟﻊ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻮرد ﺳﺆال ﺷﻤﺎ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه اﺳﺖ. اﮔﺮ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻋﻠﻤﻲ اﻧﺠﺎم ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻋﻠﻤﻲ ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻧﺮﺳﻴﺪه ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺎﺳﺦ روانﺷﻨﺎس اﻳﻦ اﺳﺖ;«نمی دانم!». اﮔﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮآﻳﻨﺪي را ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻛﺮدﻳﺪ، ﺷﻤﺎ ﺑﺎ «ﻋﻠﻢ روانﺷﻨﺎﺳﻲ» ﺳﺮوﻛﺎر دارﻳﺪ اﻣﺎ اﮔﺮ در ﭘﺎﺳﺦ ﺳﺆال ﺷﻤﺎ، ﺟﻮاب اﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ: «ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ...» «ﻳﺎ در ﻣﻮرد ﻓﺮزﻧﺪ ﺧﻮدم...» ﺷﻤﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪاﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻚ «ﺷﺒﻪ روانﺷﻨﺎس» ﺳﺮوﻛﺎر دارﻳﺪ. ﺷﻤﺎ ﺑﻪ روانﺷﻨﺎس ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻧﻤﻲﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ از «ﻧﻈﺮات ﺷﺨﺼﻲ» او آﮔﺎه ﺷﻮﻳﺪ ﻳﺎ «ﺗﺠﺮﺑﻪي ﺷﺨﺼﻲ و ﺧﺎﻧﻮادﮔﻲ او» را ﺑﺪاﻧﻴﺪ، ﺷﻤﺎ ﺑﻪ روانﺷﻨﺎس ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﺑﺪاﻧﻴﺪ «ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻋﻠﻤﻲ» در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ ﭼﻪ ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ .

ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺎزار « ﺷﺒﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ» ﺑﺴﻴﺎر داغ اﺳﺖ. اﻓﺮاد زﻳﺎدي ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺷﺨﺼﻲ ﺧﻮد را در ﻟﻔﺎﻓﻪي اﺻﻄﻼﺣﺎت روانﺷﻨﺎﺳﻲ ﻣﻲﭘﻴﭽﻨﺪ و ﺑﻪ ﻣﺮدم ﻣﻲﻓﺮوﺷﻨﺪ. ﻫﻴﭻ اﺷﻜﺎﻟﻲ ﻧﺪارد ﻛﻪ اﻳﻦ اﻓﺮاد ﻫﻢ اﻇﻬﺎرﻧﻈﺮ ﻛﻨﻨﺪ اﻣﺎ اﺷﻜﺎل ﻛﺎر اﻳﻦﺟﺎﺳﺖ ﻛﻪ آﻧﺎن ﻛﺎﻻي ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻧﺎم « روانﺷﻨﺎﺳﻲ» ﻣﻲﻓﺮوﺷﻨﺪ و در اﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮا، روانﺷﻨﺎﺳﻲ ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ ﻣﻲﺷﻮد!

ﻣﺎﺟﺮا اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ دراﺳﺎس، اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﺐ، ﭼﻪ زﺷﺖ، ﭼﻪ زﻳﺒﺎ، ﭼﻪ ﻣﻔﻴﺪ و ﭼﻪ ﻣﻀﺮ، رﺑﻄﻲ ﺑﻪ «داﻧﺶ ﺗﺠﺮﺑﻲ روانﺷﻨﺎﺳﻲ» ﻧﺪارﻧﺪ و ﺟﺪاﻛﺮدن آنﭼﻪ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ اﺳﺖ، از آنﭼﻪ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ ﻧﻴﺴﺖ، ﻳﻜﻲ از وﻇﺎﻳﻒ ﺧﻄﻴﺮ روانﺷﻨﺎﺳﺎن ﺗﺤﺼﻴﻞﻛﺮده و ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﻪ اﺧﻼق ﻋﻠﻤﻲ است.
این مسئله در فضای مجازی نیز مهم بوده، لذا از کانالهایی که به ارائه مطالب به ظاهر روانشناختی اما غیر علمی، عامیانه و بدون منبع و مدرک می پردازند و می توانند باعث گمراهی و باورها و رفتارهای نابهنجار در شما گردند، اجتناب نمائید!/ل





بازدید:
تاريخ : 1395/01/15
لیلا مقدم, [۲۵.۰۳.۱۶ ۲۲:۲۸]

دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.
یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.
در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.
با خودم شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.
غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!

شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.
من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.
شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.
شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.
شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.
شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.
مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…
مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخاستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…

بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:
کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.
کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.
کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.
کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.
آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:
عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.

نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.
بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…/ل

مرثیه ای برای یک مگس
محمدرضا شعبانعلی





بازدید:
تاريخ : 1395/01/14
لیلا مقدم, [02.۰4.16 ۱2:18]

خوب زندگي كن


هیچوقت شخصیت خودت رو برای كسی تشریح نكن
چون كسی كه تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره
و كسی كه ازت بدش بیاد باور نمی كنه.
وقتی دائم میگی گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشی.
وقتی دائم میگی وقت ندارم،
بعد هیچوقت زمان پیدا نمی كنی.
وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی،
اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد



وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم،
ما دوتا انتخاب داریم.
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال كنیم.
انتخاب با شماست...

ما اونایی كه به فكرمون هستن رو به گریه می اندازیم.
ما گریه می كنیم برای اونایی كه به فكرمون نیستن.
و ما به فكر اونایی هستیم كه هیچوقت برامون گریه نمی كنن.
این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره.
اگه این رو بفهمی،
هیچوقت برای تغییر دیر نیست.

وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند.
وقتی ناراحتی جواب نده.
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر.
دوباره فكر كن..، عاقلانه رفتار كن.
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،
امتحان ریشه هاست.!
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.
زندگی چون پیچک است،
انتهایش میرسد پیش خدا./ل






بازدید:
تاريخ : 1395/01/14
با خود عهد کنیم که از سال جدید:



آنقدر قوی باشیم که هیچ چیز نتواند آرامش فکری ما را مختل کند.

در دیدار با مردم درباره ی سلامت، شادمانی و خوشبختی صحبت کنیم.

در دوستان خود این احساس را بوجود آوریم که توانایی هایی دارند.

طرف روشن همه چیز را ببینیم و خوش بینی خود را واقعیت بخشیم.

فقط به بهترین ها فکر کنیم، بهترین ها را انجام دهیم و بهترین ها را انتظار داشته باشیم.

همان اندازه مشتاق موفقیت دیگران باشیم که خواهان موفقیت خود هستیم.

اشتباهات گذشته را فراموش کنیم و بر پیشرفت های بزرگ تر آینده تاکید داشته باشیم.

همیشه چهره بشاشی داشته باشیم و به همه ی مخلوقات هستی لبخند بزنیم.

آن قدر وقتمان را صرف اصلاح خود کنیم که برای انتقاد کردن دیگران وقت نداشته باشیم.

در برابر نگرانی ها فوق العاده بزرگ، در برابر خشم بسیار متین، در برابر ترس قوی و مشکلات را مجاز  دانسته و شاد باشیم.

خودمان را خوب بدانیم و این واقعیت را به جهان اعلام کنیم، اما نه در کلام، بلکه با رفتار و کردار عالی.

با این اعتقاد زندگی کنیم که همه جهان با ماست، مشروط بر آنکه همان بهترینی باشیم که در وجودمان است./ل





بازدید:
تاريخ : 1395/01/08
سلام به همراهان عزیز امیدوارم سالی پربار و سرشار از موفقیت پیش رو داشته باشیم .
با آرزوی سلامتی و بهروزی برای شما عزیزان .

تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید!!! ؟؟

همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک میگن و ...

 اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و  قاب عکسی را می بوسه و روش دست می کشه و میگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ !!!  

میدونید اون عکس کیه ؟

اون عکس من و شماست!!!

تبدیل شدیم به یک خاطره ...

آنهم شاید اگر خیلی خوش شانس باشیم...

 این واقعیت روزگار من و توست...

50 سال دیگر فقط یک خاطره ایم

تو یک قاب عکس خاک گرفته...
شاید هم نه عکسی و نه قابی ...

همین و واقعا همین !!....

پس چرا حرص ؟؟
چرا دل شکوندن ؟؟
چرا تظاهر ؟؟
چرا چاپلوسی ؟؟
چرا دروغ ؟؟
چرا تعصبات بیهوده ؟؟
چرا  ادعای جاهلانه ؟؟
چرا بی مهری ؟؟
چرا ....؟؟

 بیاید مهربون باشیم ،
 شاد باشیم ،
 به مردممون بیشتر برسیم ،
 کینه ها رو دور بریزیم ،
 همین الان دلی بدست بیاوریم،

اون سالها چه بخواهیم چه نخواهیم بزودی فرا خواهند رسید...

 با خواهرت
شوخی کن، ماچش کن، بغلش کن، حمایتش کن واحترامش رو حفظ کن.

داداشتو
محکم بزن به سَر شونش وبگو مخلصیم ، هواشو داشته باش خصوصا وقتی تنهاست وکمک نیاز داره ..

 مامانتو
کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده، کیف کنه از داشتنت ، واسش هدیه بخر ، ازش بخواه دعات کنه ،وگاهی یواشکی پاهاشو ببوس

 باباتو
بغل کن، چاییشو بده دستش، بگو برات از تجربه هاش بگه، بشین پای حرفش وخاطره هاش ،گاهی هم دستاش رو ببوس .

دوستت
اگه تنهاست، اگه غم داره تو دلش ،اگه مشکلی داره، تو هواشو داشته باش و تنهاش نذار...

 همسرت
رو بغل کن بهش بگو چقدر دوستش داری، اگه از دستش دلگیری به این فکر کن که اون توی تمام آدمای دنیا تو رو برای ادامه زندگی انتخاب کرده،
پس ببوسش ، ازش تشکر کن و بهش وفادار باش.

 باور کنیم
روزی هــــــــــــــزار بار میمیره، کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست...
هوایِ هم رو داشته باشیم ..
حتما بهـــــــــــتر میشه ...
شاید یه روز دیگه وقت نباشه ...
شاید ما نباشیم
شاید اون نباشه...
و دیدنش آرزومون بشه‌...
وقت کمه.

زندگی کوتاست !!!/ل



بازدید:
تاريخ : 1394/12/27


در دعای روز نوروز، از خدای متعال درخواست می کنیم که حال ما را به بهترین حالات برگرداند. هرجا که باشیم و هر چه نیکویی در حال ما باشد، نیکوتر از آن هم هست. باید توجه داشته باشیم که دگرگونی هر پدیده ای در عالم، به دست انسان است و همه تحول ها با اراده انسان انجام می گیرد. اگر انسان بخواهد در وضعیت جامعه خود، کشور خود و زندگی خود تحول ایجاد کند، باید این تحول را در خود آغاز کند؛ تحول اخلاقی و درونی، رفتن به سوی صفا و انسانیت، عبودیت پروردگار و تسلیم (شدن) در برابر اراده خداوند عالم و آفریننده هستی؛ که این تحول، سعادت انسان ها را تضمین می کند.



مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود

روزگارتان بهار

لحظه هایتان پر از شکوفـه باد.

سال نو مبارک

باز کن پنجره را

که بهاران آمد

که شکفته گل سرخ

به گلستان آمد



تا از خودت شروع نكني بهار را تجربه نخواهي كرد، حتي اگر صدها بهار در بيرون بر تو بيايد و برود.
و همه به هم و از جمله به تو، آن را هزاران بار شادباش گويند

بهار واقعي بايد در درون تو متولد شود. بهار را تجربه نخواهي كرد مگر آن كه رخت آگاهي ات نو شود.  

تا آگاهي ات رشد نكند و جوانه هاي فهم در تو نشكفد، درخت ذهن ات بارور نمي شود و آرامش ميهمان منزلت نمي گردد.
امیدوارم اولین روز بهار تولد بهار واقعی در وجودت باشد./ل






بازدید:
تاريخ : 1394/12/19


پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند".

تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود".

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد....

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟"

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!
خوشبختی به ثروت و دارایی و... نیست به باورهاست
مواظب باورهایتان باشید/ل






  1  2  3   ...     15