بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی

اسلایدر

بازدید:
تاريخ : 1395/05/16
بلوغ فکری، احساسی و عاطفی از موارد بسیار مهم در بحث ازدواج محسوب می‌شود. اگر زنان و مردان بدانند که همسرشان چه ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری دارد، زندگی مشترک را با موانع و مشکلات کمتری آغاز و سپری خواهند کرد. برای مثال اگر مردان آگاه باشند همسرشان چه زمانی احساس خستگی، ناامیدی، و ناراحتی می‌کند، قطعاً در رفتارهایشان سنجیده‌تر عمل خواهند کرد. 
در مقابل اگر زنان که در اکثر مواقع از کم‌حرفی همسر گله‌مند هستند، این آگاهی را داشته باشند که مردان بیشترین زمان را صرف کار می‌کنند، فعالیت‌های بیرون از منزل برایشان جذابتر است و نباید این جذابیت را از آن‌ها بگیرند. بدیهی است چنین ویژگی رفتاری‌شان را بهتر درک خواهند کرد. ما در این قسمت به تعدادی از تفاوت‌های روانشناختی مردان و زنان می‌پردازیم که آگاهی از آن‌ها بلوغ فکری، احساسی و عاطفی را در میان زنان و مردان شکل می‌دهد:
  • تفکر غالب بر مردان رسیدن به استقلال، موفقیت و شغلی مناسب است اما تفکر غالب بر زنان، تعلق همراه با احساسات، گفت‌وگو و ایجاد رابطه درست است.
  • زنان بیشتر از مردان نگران سلامتی خود هستند.
  • مردان درآمد را منبع قدرت می‌دانند در صورتی که زنان به درآمد به چشم یک ابزار نگاه می‌کنند.
  • زنان بیشتر از مردان، از دیگران درخواست کمک می‌کنند، در حالی که درخواست کمک از دیدگاه مردان یک ضعف محسوب می‌شود.
  • طبق تجربیات، زنان وفادارتر از مردان هستند.
  • مردان کاربردی و عملی‌تر هستند زیرا بیشتر به ابزار و اشیاء توجه دارند در حالی که زنان به علاقمندی‌ها و احساسات توجه بیشتری دارند.
  • مردان پرخاشگرتر، جنگجوتر و سلطه‌جوتر از زنان هستند.
  • دغدغه فکری مردان بیشتر حول محور وضعیت مالی می‌چرخد اما جذابیت‌های احساسی، ذهن زنان را بیشتر به خود مشغول می‌کند.
  • زنان آرمانگرا، خلاق و احساساتی هستند در صورتی که مردان منطقی و فردگرا هستند.
  • برخلاف تصور، مردان در برابر پایان یافتن یک رابطه، آسیب‌پذیرتر از زنان هستند و احساس وابستگی بیشتری می‌کنند چرا که مردان به نسبت زنان، نیاز احساسی بیشتری دارند.
  • مردان نصیحت از سوی زنان را به منزله نداشتن کفایت و شایستگی قلمداد می‌کنند اما زنان نصیحت را راحت‌تر می‌پذیرند و در حالت کلی پذیرنده‌تر هستند.
  • مردان برای دلداری زنان در مواقع ناراحتی، بیشتر به دنبال حل مسئله هستند در صورتی که زنان در این مواقع به یک همدل و یار عاطفی نیاز دارند.

    کسب مهارت‌های زندگی از قبیل خودآگاهی، کنترل خشم، چگونگی غلبه بر استرس، داشتن تفکر خلاق، حل مسئله، داشتن قدرت همدلی، هم‌حسی و تصمیم‌گیری صحیح از گام‌های نخست برای قدم نهادن در مسیر زندگی مشترک محسوب می‌شود و رعایت فاکتور‌های مهم مطرح شده نیز به منزله پلکانی است که به یک زندگی ایده‌آل ختم می‌شود./ل





بازدید:
تاريخ : 1395/05/12
چند سال پیش، در جریان بازیهای المپیک معلولان در سیاتل امریکا، ۹ نفر از شرکت کنندگان دوی صد متر، پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند. همه ی این ۹ نفر، افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ی ذهنی و جسمی می خوانیم. آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند، اما هر یک به نوبه ی خود با تلاش فراوان می کوشیدند تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده ی مدال شوند. ناگهان در بین راه، مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد. این دختر به زمین افتاد و یکی دو غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد. هشت نفر دیگر صدای گریه ی او را شنیدند و ایستادند.
سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند. یکی از آنها که مبتلا به سندرم داون (عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت: «این دردت رو آروم می کنه.»
سپس هر ۹ نفر، بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند. در واقع همه ی آنها اول شدند.
 تمام جمعیت حاضر در ورزشگاه با دیدن چنین صحنه ای، به پا خواستند و به احترام آنها، ۱۰ دقیقه به طور پیوسته کف زدند… «وقتی جوان بودم، آدمهای زرنگ را تحسین می کردم، حالا که پیر شده ام آدمهای مهربان را تحسین می کنم. ابراهام شل



 آرامش زندگی , [۳۰.۰۷.۱۶ ۱۸:۲۸]
ما مسئول نفهمیده شدن توسط دیگران نیستیم!

بله ممکن است دیگران رفتار ما را نفهمند، اما چه باید کرد؟!
اگر دیگران انتظار داشته باشند که فقط کارهایی انجام دهیم که آنها بفهمند و تصمیم های بگیریم که آنها دلیلش را درک کنند، یعنی عملاً انتظار دارند آنگونه که آنها زندگی کرده اند زندگی کنیم!
بگذار بگویند غیرمنطقی هستیم یا ضد اجتماعی هستیم، اما به این می ارزد که خودمان باشیم.
تا زمانی که رفتار ما و تصمیم های ما به کسی آسیبی نمیزند ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.
چقدر زندگی ها که با این توضیح خواستن ها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفته اند.

اریک فروم
 @aramesh1471



بازدید:
تاريخ : 1395/05/08
مشاوره كودك, [۲۹.۰۷.۱۶ ۱۰:۱۴]
فوبي كودك
بررسی جروم کیگن راجع به صفت بازداری یا کمرویی با این یافته ها مرتبط است که در فوبی ها عوامل ارثی موثرند . وقتی نوباوگانی که چهار ماه از عمرشان می گذشت ، اسباب بازی یا محرک دیگری نشان داده می شد، تعدادی از آنها بی قرار شده و گریه سر می دادند.این الگوی رفتاری که ممکن است ارثی باشد ، می تواند زمینه ساز ظهور فوبی در آینده باشد.برای مثال، در یک بررسی، احتمال بروز فوبی در آینده برای کودکان کمرو  و خجالتی، پنج برابر کودکان آرمیده بود.
آسیب شناسی روانی/دیویسون/مهدی دهستانی
نقل: مقدم، ١٣٩٥
https://telegram.me/childpsy
كانال مشاوره و روان درماني كودك





بازدید:
تاريخ : 1395/05/05
لیلا مقدم
"برای بردن؛ گاهی بباز! "

وقتی در زندان به عنوان روانشناس کار می کردم؛ رییس زندان دچار بیماری قلبی سختی شد. مساله جان و زندگی اش در کار بود. او باید تصمیم می گرفت بین "مرگ" ناشی از ایست قلبی و "از دست دادن یک پایش" به دلیل قطع یکی از شاهرگهایش؛ یکی را انتخاب کند. و مسلما" آن چه انتخاب کرد ؛ "زنده ماندن" بود...

گاهی در تعارضی قرار می گیریم که انتخاب هر مسیری دردناک است. و غالبا ما آنچه را انتخاب می کنیم ؛ درد کمتری خواهد داشت...
انتخاب های ما؛ همیشه آن چیزی نیست که دلخواهمان باشد ؛ ما گاهی راهی را انتخاب می کنیم که "لنگیدن" دارد اما دست کم "مرگ" را چند صباحی از ما دور می کند...

گاهی تمام تلاشمان دستیابی به "برد" نیست بلکه فقط می خواهیم "کمتر ببازیم"!!
این یک قانون مهم زندگی است که گاهی باید "برد" را در "باخت" بیابیم.
آدم هایی که در پی "برد همیشگی" اند؛ بزرگترین بازنده زندگی اند./ل





بازدید:
تاريخ : 1395/05/01

"چقدر خوب می شد..."

گاهی با خودم فکر می کنم که اگر آدم ها همین یک کار ساده را خوب انجام دهند؛ چقدر حالشان بهتر می شود...

غالبا پیش می آید که خودمان را بخاطر کاری که کرده ایم یا حرفی که زده ایم و نتیجه خوبی  نداشته ملامت می کنیم. یا حتی گاهی خودمان را بخاطر کاری که نکرده ایم و باید انجام می دادیم سرزنش می کنیم...
کار یا حرفی که همین یک روز پیش؛ یا یکی دو هفته پیش یا حتی یک ماه یا چند سال پیش برایمان نتایجی ناخوشایند به بار آورده است...

معتقدم که این یکی از بزرگترین اشتباهات بشر و بزرگترین ظلم به "خود" است. دلیلم هم این است که وقتی در مورد گذشته خود به قضاوت می نشینیم ؛ فراموش میکنیم که در آن لحظه که تصمیم گرفتیم که آن کار اشتباه را با آن نتایج اسفبارش انجام دهیم فکر می کردیم "بهترین کار ممکن" است. و حال با "تجاربی" که به دست آورده ایم و پخته تر شده ایم و شرایطمان عوض شده به قضاوت در باره خود می پردازیم و یادمان می رود که در آن زمان همه چیز با حالا فرق می کرد...

اگر آدمها همین یک کار کوچک یعنی قضاوت کردن ضالمانه گذشته خود را کنار بگذارند ؛ چقدر حالشان بهتر می شود.

ما هیچ وقت نمی توانیم خود یا دیگری را درست قضاوت کنیم مگر این که "دقیقا" در همان شرایطی باشیم که زمان وقوع اتفاق بر ما یا آن شخص حاکم بوده است. و چون این امر غیر ممکنی است پس بزرگترین اشتباه یک انسان در حق خود ؛" قضاوت گذشته خود" است و بزرگترین اشتباه ما درباره دیگری ؛ " قضاوت کردن او بر اساس ذهنیات خودمان" است.

چقدر خوب می شد اگر آدمها همین یک اشتباه را نمی کردند!

عباس_ظهیری