بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی

اسلاید شو

بازدید:
تاريخ : 1395/01/31
لیلا مقدم, [۱۹.۰۴.۱۶ ۲۱:۲۵]

دست از مقایسه بردار
به یاد بیاورید چگونه عاشق همسرتان شدید؟
اگر او را بخاطر اینکه شوخی می کرد و آدم پرحرف و شادی بود دوست داشتید پس چرا حالا دوست دارید او زیپ دهانش را بکشد؟
اگر آدم ساکت و قوی و جدی بود و بخاطر این موضوع #عاشقش شدید چرا حالا می خواهید او پرحرف و شوخ طبع باشد؟
اگر بخاطر گذشت و مهربانیش عاشق او شدید پس چگونه اکنون اورا بخاطر دل رحمیش سرزنش می کنید؟


دست از مقایسه بردارید:

قابل توجه متاهلین عزیز...
آویزه گوشمان باشد...
هيچ کدام از انهايي که همسرت را با انها مقايسه مي کني ، هنوز با تو زندگي نکرده اند تا نقاط ضعفشان را هم ببيني ....!!!
از دور همه در زندگيشان قهرمانند ...
اما نه ...!!!
قهرمان واقعي کسي است که با خوشي و نا خوشي ، عاشقانه در کنارت زندگي ميکند
قهرمان زندگيت را عاشقانه باور کن!!!/ل



لیلا مقدم, [۱۸.۰۴.۱۶ ۱۹:۰۴]

تاثیر فرزند چندم خانواده بودن در شکل گیری شخصیت!

آيا فکر مي کنيد اينکه فرزند چندم خانواده باشيد، مي تواند بر شکل گيري شخصيت شما تاثير گذار باشد؟

- تک فرزندان

نقاط مثبت: اين افراد همان ها هستند که دنيا را متحول مي کنند. افرادي تکليف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظيفه شناس، و بسيار قابل اطمينان مي باشند. آنها عاشق واقعيت، افکار و انديشه ها، و جزئيات هستند. و از قبول مسئوليت هاي مختلف واهمه اي ندارند.

نقاط منفي: يکي از خصيصه هاي منفي اين افراد سرسختي و خشونت شديد آنهاست. کمي کينه اي و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز ميزنند. به هيچ وجه انتقادپذير نيستند. در برابر ديگران افرادي بسيار حساس و نفوذ پذيرند که احساساتشان خيلي زود جريحه دار مي شود.

- فرزندان اول خانواده

نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنيا آمده اند. احتمالاً رئيس جمهورها، فضانوردان و مديرعاملين همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر مي کنند که هميشه حق و اولويت در هر کاري با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسيم مي شوند: پرورش دهندگان افراد مطيع يا متحول کنندگاني سلطه جو. هر دو يکسان هستند فقط از متدهاي مختلفي استفاده مي کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادي ايرادگير، مشکل پسند، و دقيق هستند و عاشق توجه به جزئيات مسائلند. افرادي وقت شناس، منظم، و با کفايتند که دوست دارند همه چيز به بهترين نحو انجام شود. از مسائل غافلگير کننده نيز به هيچ وجه خوششان نمي آيد.

نقاط منفي: معمولاً اين افراد کمي بداخلاق، ترشرو بي احساس به نظر مي آيند. گه گاه به خاطر زورگويي و فشاري که بر سايرين مي آورند، تهديد کننده و رعب آور هستند. چون فکر مي کنند که هميشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چيز را مي دانند، به ديگران اطمينان کمي دارند. رياست مآب، ايرادگير و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.

- فرزندان وسط خانواده

نقاط مثبت: فرزندان وسطي، افرادي خانواده دوست هستند که ديگران از بودن با آنها لذت مي برند. مهمترين نياز آنها، آرام نگاه داشتن اقيانوس پرتلاطم زندگي است و شعار آنها "آرامش به هر قيمتي" است. اينها افرادي بسيار آرام و بي سر و صدا، شيرين و دوست داشتني هستند و شنوندگان خوبي به شمار مي روند. مهارت زيادي در حل مشکلات دارند چون هميشه هر دو جنبه ي يک مشکل را بررسي مي کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همين مسئله باعث مي شود که مشاوران و ميانجيگران خوبي باشند.

نقاط منفي: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گري کمتري دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستايش کرده و دوست بدارند—يا حداقل با آنها احساس شادي و خوشبختي کنند. از آنجا که سعي در راضي نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادي وابسته تبديل شوند. نمي توانند خوب تصميم بگيرند تا جايي که باعث رنجاندن ديگران مي شود. همچنين براي شکست و اشتباهات ديگران، خود را سرزنش مي کنند.

- فرزندان آخر خانواده

نقاط مثبت: افرادي شاد و سرزنده اند که اين شادي و سرخوشي را با خود همه جا مي برند و ديگران را نيز از آن بهره مند مي کنند. مهارت هاي مردمي آنها بسيار قوي است و عاشق اين هستند که ديگران را با حرف ها و کارهايشان سرگرم کنند. هيچ کس براي آنها غريبه نيست و به سرعت با همه صميمي مي شوند. افرادي برونگرا هستند که از وجود ديگران انرژي مي گيرند. از ريسک کردن واهمه اي ندارند.

نقاط منفي: خيلي زود خسته مي شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادي خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غير واقعيشان از رابطه، که تصور مي کنند در همه ي رابطه ها بايد هميشه ت خوشي و خنده برقرار باشد، رابطه هاي زيادي را به فنا مي دهند. اما نمي دانند که عمر چنين رابطه هايي بسيار کوتاه است./ل

فرزند چندم هستید؟








 آرامش زندگی , [۱۷.۰۴.۱۶ ۲۳:۱۹]

تئوری گلاسر ده اصل مهم را برای رفتارمتصوّر است:

⚜اصل اول :  
ما مالک هیچکس نیستیم و نمی‌توانیم رفتارهای دیگران را «کنترل» کنیم. ما فقط می‌توانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم.

⚜اصل دوم :
تنها چیزی که میتوانیم به دیگران بدهیم «اطلاعات» است.

⚜اصل سوم :
 تنها مشکلات روانی که در بلندمدت با انسانها همراه میمانند، «مشکلات عاطفی» است.

⚜اصل چهارم :
مشکلات عاطفی، بخشی از «زندگی حال حاضر» ما هستند.

⚜اصل پنجم :
امروز ما را آنچه در گذشته روی داده میسازد، اما نمیتوان در گذشته ماند. تنها کاری که از دست ما بر می آید، ارضاء نیازهای پایه ای در حال حاضر و تلاش برای آن است.

⚜اصل ششم :
 ما در ذهن خود تصویری ذهنی از دنیای بیرون داریم که میتوان آن را «دنیای کیفی» نامید و ارضای نیازها یعنی واقعیت بخشیدن به این «دنیای کیفی».

⚜اصل هفتم :
 تنها چیزی که وجود دارد «رفتار ما» است.

 @Arameshezendegy

⚜اصل هشتم :
 هر رفتار چهار مولفه دارد: حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی.

⚜اصل نهم :
رفتارها انتخاب میشوند اما از میان چهار المان حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی، ما فقط بر روی «حرکت» و «فکر» کنترل داریم.

⚜اصل دهم :
 رفتارها را با «افعال» نامگذاری میکنیم و در نامگذاری عموماً به بخشی از رفتار که برای ما به شکل ساده تری قابل تشخیص و تمایز است، توجه میکنیم./ل





بازدید:
تاريخ : 1395/01/29
لیلا مقدم, [17.04.16 16:16]

آرتروز فکری چیست؟

آرتروز بیماری‌ای است که به مفاصل حمله می‌کند و نتیجه اش این می‌شود که بیمار نمی‌تواند مفاصلش را به راحتی تکان دهد.

و اما...

آرتروز فکری بیماری‌ای است که وقتی به انسان حمله می‌کند، فرد قدرت خلاقیتش را از دست می دهد، دیگر نمی‌تواند نوآوری کند، همیشه مستأصل است و قادر به یافتن راه‌حل‌های جدید نیست. مغز هنوز هم این توانایی‌ها را دارد اما چون آرتروز گرفته قادر به تفکر و خلاقیت نیست و نمی‌تواند تمام قدرت خود را به‌کار بندد.

فرد مبتلا به آرتروز فکری در هر سن و سالی که باشد از فکر کردن و خلاقیت و آموختن رنج می‌برد، نمی تواند کتاب بخواند، نمی تواند برنامه‌های آموزشی و مفید را تماشا کند و نمی‌تواند از دیگران بیاموزد؛ درچنین حالتی فرد دوست دارد در همین وضعیتی که هست بماند و خود را از هر حرکتی دور می‌دارد. درنتیجه کارها را طوطی‌وار انجام می‌دهد و درنهایت در "تلۀ روزمره‌گی" گرفتار میشود./ل





نگاه مردان به زنانی که آرایش میکنند چيست؟!
آرایش بی حد و اندازه در دختران و زنان ایرانی از دلایل متعددی برخوردار است که مقصر اصلی در زنان متاهل همسرشان است که ندانسته او را به سمت و سوی رنگ و لعاب های مصنوعی سوق می دهد.
آرایش کردن و رنگ و رو دادن به چهره نه در ایران و نه در سایر کشورها و فرهنگ‌ها موضوع جدیدی نیست. پیش از اینکه ایران به بازاری برای لوازم آرایشی بدل شود، زنان ایرانی با مواد طبیعی و گیاهی و در مواقع خاص در چهره خود تغییراتی ایجاد می‌کرده‌اند. البته شکل استفاده از آرایش در گذشته با اشکال امروزی آن بسیار متفاوت است و همین امر، کارشناسان اجتماعی و روان‌شناسان را نگران کرده است.
 
روان‌شناسان تا کنون بیش از دیگران درباره چرایی استفاده بی‌رویه از لوازم آرایشی در میان زنان ایرانی سخن گفته‌اند. اما گفتنی است که نباید درباره استفاده ایرانیان از لوازم آرایشی برخوردی از بالا به پایین و منع‌کننده داشته باشیم، بلکه باید به سراغ ریشه‌ها و عوامل آن که به شرایط روانی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... فرد و جامعه بازمی‌گردد برویم.
 
همچنین سال‌هاست که کشور ما دچار به معضل استفاده بی‌رویه از لوازم آرایشی است. به این موضوع می‌توان از ابعاد مختلف روان‌شناختی و جامعه‌شناختی پرداخت. در مبحث روان‌شناسی بدن، بدن انسانی یک ویژگی ظاهری و در معرض قضاوت جامعه و عموم مردم است. در جامعه ما از این بدن، صورت در میان زنان و مو در میان مردان بیش از همه مورد توجه و دیده‌شدن قرار دارد. افراد در ارتباط با یکدیگر و در نگاه اول بدون شناخت شخصیت فردِ مقابل و تنها از طریق ظاهر با او وارد ارتباط می‌گردد، بنابراین این چهره و ظاهر هستند که در ابتدای امر قضاوت می‌شوند.
 
جلب توجه در چهار چوب جامعه 
دکتر غلامرضا حاجتی متخصص اعصاب و روان گفت: به طور کلی انسان از دیر باز برای بقای نسل و تولید مثل به دنبال راهی برای نزدیک شدن به جنس مخالفش بوده و لازمه این امر از همان دوران جلب توجه بوده است اما باید در نظر گرفت درحال حاظر این جلب توجه در چهار چوب فرهنگ و اعتقادات هر کشور متفاوت است و خارج از آن منجربه بدفرجامی خواهد شد.
 
وی اظهار داشت: با توجه به اینکه ایران رتبه دوم را در مصرف لوازم آرایشی در میان کشورهای خاورمیانه دارد، در کل جهان رتبه هفتم مصرف لوازم آرایشی از آن ایرانیان است. با این آمار، کشور ما یکی از بهترین بازارها برای لوازم آرایشی است؛ آن‌هم نه از راه قانونی، که بیشتر از راه قاچاقی.
 
دختران ایرانی اما فقط با لوازم آرایش؟
دکتر حاجتی در ادامه افزود: اینکه چرا دختران و زنان ایران آنقدر به  آرایش کردن روی می آورند دلایل گوناگون زیادی درآن موثر است که یکی از موثر ترین این دلایل عدم اعتماد به نفس است که باعث میشود آنان به دنبال عیبی در صورت خود بگردند و در سدد پوشاندن آن با لوازم آرایش باشند و زمانی که غلظت این لوازم روی صورت آنها باعث جلب توجه از سوی جنس مخالفشان میگردد روز به روز به آن وابسته و به شدت آن می افزایند . 
 
وی تصریح کرد: فردی که اعتمادش به خود دچار تزلزل شده به اشتباه از لوازم آرایش  مدد می‌جوید. این فرد تنها یک فرد نیست و بخش زیادی از جامعه را شامل می‌شود؛ افراد تلاش می‌کنند تا زمانی را صرفِ دور شدن از استرس‌هایشان کنند و برچیز دیگری متمرکز شوند. برای مثال دختری که با خانواده‌اش در تنش است، زنی که دچار شکست عاطفی شده و... سعی می‌کند تا با "عاملِ حواس‌پرتی" همچون آرایش کردن رنج و درد را کمتر متوجه شود. اما این عامل تنها به افراد در زمان کوتاهی کمک خواهد کرد و پس از آن مجددا افراد به همان استرس‌ها و مشکلات همیشگی‌اشان بازمی‌گردند. 
 
جذب جنس مخالف به قیمت لوازم آرایش در سنین پایین 
حاجتی با بیان اینکه سن استفاده از لوازم آرایش  در کشور همواره در حال کاهش است افزود : با توجه به سن بلوغ زودرس در دختران و پسران تصور جذب جنس مخالف در آنان زودتر شکل میگیرد و با توجه به رفتار بزرگتر هایشان آنها نیز برای ثابت کردن خود و اعلام حضور به عنوان یک فرد بالغ دست به جلب توجه های بدفرجام  از جمله آرایش بیش از حد صورتشان میزنند که این امر علاوه بر تاثیرات منفی این مواد شیمیایی که روی پوستشان دارد به هدفی که در نظر دارند یعنی جذب جنس مخالف و مناسبشان ، نمیرسند .
 
هرچندکه تا حدی موفق به جلب توجه میشوند اما باید بدانند که جذب شدن مردان از این طریق حتی اگر با تفکرات منفی نباشد دوام نخواهد داشت و روزی نه چندان دور از چهره ای که زیر این رنگ و لعاب مخفی شده اند خسته میشوند و در آن زمان رفتار و زبان بدن او و قضاوت هایی که راجع به او میشود مورد توجه مرد قرار میگیرد .
 
نگاه مردان به زنانی که آرایش میکنند 
این روان شناس اعصاب و روان افزود : یکی از موثرترین معیار های مردان برای انتخاب همسر و فرد مورد علاقیشان نحوه قضاوت او از نظر اطرافیانش است . خواه ناخواه این تصور در مردانی که فرد مورد نظرشان را انتخاب کرده اند رخ میدهد که این شخص که من مجذوب او شدم ( چه از نظر رفتاری و اخلاقی و منش و چهره و...) در دیدگاه مردان دیگر چگونه است و عموما دخترانی که بیش از حد معمول آرایش دارند و لباس نامناسب با هنجارهای جامعه میپوشند ناخودآگاه مورد قضاوت نا معقول قرار میگیرند حتی اگر این نوع جلب توجه از نظر او یک عادت و برای دل خودش باشد و قصد جلب توجه نداشته باشد .
 
اما این قضاوت ها برای مرد ایرانی که با فرهنگ و جامعه این کشور رشد کرده و پرورش یافته حائز اهمیت است و برای او مهم است که دختری که برای ازدواج به او فکر میکند در سطح فرهنگ، نصبت به خود و جامعه اش کجا قرار گرفته است.
 
اگر همسرتان زیاد آرایش میکند مقصر خودتان هستید 
دکتر حاجتی افزود : اینکه زنان متاهل از آرایش های بی حد و مرز دست بر نمی دارند دلیل اصلی آن را میتوان بی توجهي همسرشان به آنها دانست و زنان که موجودات حساسی هستند همواره  تشنه توجه همسرشان هستند و اگر همسرشان این حس نیاز به توجه را درک نکند و بی توجه باشد زن به جلب توجه از سوی دیگران اقدام میکند و برای توجه اطرافیان به  خودش آرایش های زننده  میکند که حتی ممکن است با واکنش های منفی از سوی همسرش روبرو شود.
 
تنها دلیل این بی توجهی از سوی مردان به دلیل آموزش ندیدن آنها در این رابطه است و گاهی با ازدواج با دختر مورد علاقه شان بعد از مدتی به همسرشان توجه سابق را ندارند به همین علت است که زن نیاز مند توجه از سوی دیگران خواهد شد و در این شرایط است که  لازمه مشاوره قبل از ازدواج پر رنگ میشود ،به خصوص برای کسانی که آموزش ندیده اند.
 
وی خاطرنشان کرد: اما این مردان باید بدانند مقصر اصلی خودشانند که با بی توجهی به نیاز همسرشان آنها را به سمت توجه از سوی دیگران سوق دادند و راه حل آن با پرخاش و بدرفتاری به نتیجه نمی رسد بلکه ممکن است نتیجه عکس دهد . در این شرایط تنها با توجه به همسرشان و بی نیاز کردن آنها در این رابطه و همچنین اطمینان دادن به این که تنها او در چشم همسرش با ظاهری ساده و بی آرایش یا آرایش ملایم زیباست آنها بی نیاز خواهد کرد ./ل
 -
گزارش از پریان سلیمان زاده
منبع سایت میگنا



بازدید:
تاريخ : 1395/01/27
لیلا مقدم, [۱۴.۰۴.۱۶ ۲۳:۴۹]

¤¤¤ پیچک باش... ¤¤¤

گاه؛ می خواهی و نمی شود.
واقعا می خواهی. تلاش می کنی. به این و آن در می زنی. آخرش می بینی هر چه در توان داری انرژی گذاشته ای و برای رسیدن به خواسته ات (یا دست کم رسیدن به بخشی از آن) وقت گذاشته ای اما...

اما به قول زنده یاد قیصر امین پور "نمی شود که نمی شود که نمی شود..."

ناامید می شوی و می روی در ته ته ته غار تنهایی ات ...
شاید به خودت بگویی راهی که در پیش گرفته ای اشتباه بوده است...

یا شاید از بد اقبالیت بنالی...

یا شاید خود را سرزنش کنی که چرا اینقدر ناتوان از رسیدن به خواسته هایت هستی...

یا شاید به آسمان نگاه کنی و ته دلت از سرنوشتت شکایت کنی...

شاید هم خودت را به هپروت بسپاری و بی حسی و بی فکری و پروازهای مجازی را تجربه کنی تا دمی از این بخت و اقبالی راحت شوی که حتی حاضر نیست خواسته های "کج دار و مریزت" را به تو ببخشد...

راستش را بخواهی!
همه ی ما مثل تو ، گاهی به این حس ها رسیده ایم.

اما فرق آدم هایی که تو آنها را "موفق" می دانی با آن آدم های شکست خورده مایوس در این است که موفق ها مثل یک "پیچک" هستند و شکست خورده ها "نخل"بی سر!

هر چند که نخل، ستبر و مقاوم و قوی است اما یک مشکل اساسی دارد:
نخل یا باید با همین "تک مسیر حیات" پیش برود یا اگر حادثه ای سرش را به باد دهد ، چاره ای جز مرگ و فنا ندارد.

اما پیچک ، "منعطف" است. هر مانعی را دور می زند تا حیاتش را ادامه دهد. اگر دست روزگار کمرش را بشکند و به خاک بزند، از همان کمر شکسته ، ریشه به خاک می دواند و زنده می ماند. خمیده می شود اما زندگی را ادامه می دهد.

پیچک، منشاء حیات است. هر کجایش را قلمه بزنند، از محل "زخم" جوانه می زند ، نه یک جوانه بلکه چند جوانه می زند تا به "تقدیر" بگوید: "من نه آنم که تو خوانی!"

این زندگی پر از مانع است. پر از درد است و پر از زخم هایی که "سد" راه و زندگی می شوند. نخل که باشی از تو خاطره ای می ماند و علمکی سوخته!

باید "پیچک" باشی. مانع را در آغوش بکشی! درد را به جان بخری! و زندگی کنی...!
و رشد کنی! و منبع تکثیر حیات بشوی و از محل زخم زندگی جوانه بزنی؛ چند جوانه!

پیچک که باشی؛ خمیده می شوی اما نمی میری.

پیچک که باشی؛ و بخندی، بینندگان منظرت را "زندگی" می بخشی...
پیچک باش و بخند... تا باغبانت زندگی کند...

پیچک باش.../ل

  ...عباس ظهیری ...



بازدید:
تاريخ : 1395/01/26
لیلا مقدم, [۰۹.۰۴.۱۶ ۱۵:۲۸]

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟

"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛
ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ
"ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﻬﻢ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪﯼ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺑﯽﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ...
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﯿﺰی ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﺎﮐﺘﻮﺳﯽ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻡ، ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ...
ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ "ﺧﻮﺩ ﻭﺍقعی من" ﻫﺴﺘﻨﺪ...

به کسی که دوستش داری ""دلبسته"" باش نه وابسته!!!
 هرگز، منتظر" فرداى خيالى" نباش.
سهمت را از" شادى زندگى"، همين امروز بگير.
فراموش نکن "مقصد"، هميشه جايى در "انتهاى مسير" نيست!
"مقصد" لذت بردن از قدمهايیست، که برمى داريم!

چایت را بنوش!
نگران فردا مباش،
از گندم زار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها../ل





بازدید:
تاريخ : 1395/01/25

❇️زنها فقط از مقايسه شدن با رقباي‌شان نمي‌ترسند.
اين‌كه هر زن ديگري در ذهن همسرشان موفق‌تر و توامند‌تر از آن‌ها باشد، به زن‌ها احساس ناامني مي‌دهد.



آن‌ها دوست دارند ملكه خانه باشند و اين‌كه در ذهن همسرشان كامل‌ترين زن دنيا باشند، براي آن‌ها به معني خوشبختي و موفقيت در ازدواج است.


به همين دليل وقتي از او مي‌خواهيد فلان غذا را مثل مادرتان درست كند، فلان ظرافت را مثل مادرتان داشته‌باشد يا فلان رفتارش مثل رفتار مادرتان باشد، از كوره در مي‌روند

⬅️ و نه تنها از شما مي‌رنجند بلكه مادرتان كه هيچ نقشي در اين ماجرا نداشته را هم مقصر مي‌دانند/ل



بازدید:
تاريخ : 1395/01/24
لیلا مقدم , [۱۲.۰۴.۱۶ ۰۹:۰۰]

افشاگری از پشت پرده هالیوود

نامه یک زن مسیحی به زنان مسلمان
نامه «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان :

هر چیزی که از هالیوود می بینید ، مشتی دروغ است ، تحریف است، نیرنگی ماهرانه است
آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند ، برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامع هست .

آنها سعی دارند، با فیلم هاونماهنگهای شهوت انگیز ، به دروغ ما زنان آمریکایی را شاد و راضی نشان دهند ، مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده ؛ و تو را اینچنین وسوسه می کنند .

اکثر ما شاد نیستیم ! میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ، از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند ، گریه می کنیم.

آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید . آنها ازدواج را به عنوان شکلی از بردگی ، مادری را به عنوان نفرین و با حیا بودن و پاک ماندن رابه عنوان عقب افتادگی و اُمُلی جلوه می دهند
.
مُدهایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند برای این طراحی می شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، .


اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن ! میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ، از شغلهایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و میروند ، گریه می کنیم.
آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید . آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی ، مادری به عنوان نفرین ، و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند . آنها می خواهند خودت ، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی . آنها مانند شیطانی هستند که [آدم و حوا] را فریب دادند ، تو فریب نخور!

برای خودت ارزش قائل باش : من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب ، یا مروارید گرانبها  می بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳ :۴۵).
 همه ی زنان مرواریدهای گرانبهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنیمان فریب خوردیم. عیسی گفت : “آنچه مقدس است ، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیاندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته ، شما را بدرند.” (متی فصل ۷ عبارت ۶ )
مرواریدهای وجودیمان بسیار گرانبها هستند ، اما آنها می خواهند به ما بقبولانند که بی ارزش اند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی ، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید . مُدهایی که از زیر دست خیّاطان غربی بیرون می آیند برای این طراحی می شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو درواقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند .
 جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است ، که با تو ازدواج می کند . و از آنجا که مردان شما مرد اند و با غیرت و دلاور ، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست . مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند ؛ آنها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز [پس از سوءاستفاده] رها کنند!

گوهربارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات ، نجابتت ، و آنچیزی ست که تو را  تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند (قسمتی از موهایشان نشان داده می شود[آرایش داشته باشند و ...] ).
چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمان اند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟ 
 هیچ جبرانی برای آن  ازدست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید. نگذارید آنها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید . زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می بینید، دروغ است . این دام شیطان است . طلا نمای ابلهان است.
قلب یک زن
می خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم ؛ احیاناً اگر کنجکاوی : ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما بدن هایمان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم ، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همانطوریکه همیشه در تلویزیون دیده بودیم . اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود ، حتی لذت بخش هم نیست !! چنین است مسخرگی و وارونگی آن ، فقط یک هدر رفتن است . تو می مانی و اشکهایت .

به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می کند ، باور دارم که تو  این را فهمیدی برای اینکه فقط یک زن میتواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم علی رغم نژاد ، دین و ملیتمان ، قلب یک زن همه جا یک شکل است . ما عشق می ورزیم ، این کاری است که به بهترین وجه انجام می دهیم . ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم، و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمند ترین هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که میتوانیم در آن تنها زندگی کنیم، و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم . این آزادی نیست. و آن عشق نیست.
 فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می تواند ، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند . به چیزی کمتر از این، تن نده . ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.
خویشتن داری
گناه هرگز فایده ای ندارد ، همیشه تو را فریب می دهد . هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام ، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم ، نمی گیرد.ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما حقیقتاً ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم ، برده ی مدهایی هستیم که پستمان می کند ، نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند [مسئولیت پذیر باشند]… در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است .

ما مخفیانه تو را تحسین می کنیم و به تو رشک می ورزیم ، باوجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم .
خواهش می کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم .این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند چون خانواده های ما متلاشی شده اند. تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است.

خواهران من، گول نخورید . نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده ایم. پاکی ات را نگه دار. به خاطر داشته باش، خمیردندان بیرون آمده را نمی شود دوباره داخل برگرداند [آب ریخته  شده را نمی توان جمع کرد]. پس با دقت از خمیرت محافظت کن!
 امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه ای که نیت شده بود دریافت کنی : روحیه دوستی ، احترام و تحسین.



با محبت از طرف خواهر مسیحیت:
جواَنا فرانسیس
نویسنده و روزنامه نگار – ایالات متحده آمریکا




لیلا مقدم, [۱۱.۰۴.۱۶ ۲۳:۲۷]

مقام معظم رهبری: مراجعه به روان‌شناس و مشاور را نباید مخصوص به مواردی دانست که بیماری پیش می‌آید، بلکه باید پیشگیری کرد، یعنی هم‌چنان که در مسائل جسمی، بهداشت مقدم بر درمان است و پیشگیری مقدم بر علاج جویی است، در مسائل روان هم همین است.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               


مقام معظم رهبری: مردم به روان‌شناسان و مشاورانی مراجعه کنند که قابل اعتماد هستند، در امر تحصیل فرزندان، در امر رفتارهای خانوادگی، در امر مناسبات زن و شوهر با یکدیگر و مشکلات دیگری که برایشان وجود دارد. این‌ها را با او مطرح کنند و حلّ آنها را فرا بگیرند. ما امیدواریم که این پیام ما و این حرف به گوش عموم مردم برسد و این نیاز را احساس کنند./ل



بازدید:
تاريخ : 1395/01/24
لیلا مقدم, [۱۱.۰۴.۱۶ ۲۰:۱۸]

 حجت الاسلام محسن قرائتی:
 
 فراموش نکنیم که هستی برای بشر آفریده شده و بشر برای عبادت آفریده شده و عبادت اقسام مختلفی دارد که بهترین و مهم‌ترین عبادات نماز است. در نماز هم سجده بهترین عمل محسوب می‌شود. فردی که ازدواج کند صواب هر رکعت نماز او هفتاد برابر می‌شود و این نشان از مقدس بودن امر ازدواج دارد.

 زنان باید بدانند که باید برای همسران خود آرایش کنند نه برای مردان خیابان . هیچ زنی اجازه نمی‌دهد که مردش حتی دو درصد از دوست داشتنش را به زن دیگری بدهد پس چگونه خود با چهره‌ای آرایش شده به خیابان می‌آید و به دیگر مردان می‌گوید که به من توجه کنید. آن‌هایی که این حرکت را می‌کنند بدانند که با این انجام این عمل فرد دیگری هم پیدا می‌شود که مردان آن‌ها را به سمت خود بکشند.
 
 این که در بین جوانان امروز می‌گویند فرزند کم‌تر بیاورید تا تربیتش راحت‌تر باشد هرگز صحیح نیست. در گذشته خانواده‌ها فرزندان زیادی داشتند و تربیت اکثر آن‌ها هم درست بود.

مهریه نرخ زن نیست. مهریه می‌گویند صداق، یعنی صداقت مرد نسبت به زن. جاهایی که مهریه‌ها سنگین است به طلاق نزدیک ترند. متاسفانه در جامعه امروز داشتن مهریه سنگین به مد و رسم تبدیل شده.

در زندگی باید اهل سازش باشیم تا زندگی‌ها شیرین‌تر شود.

جوانان اکنون که وقت دارند کتاب‌هایی که مرتبط به امر ازدواج است و سبب می‌شود آن‌ها آیین همسرداری را فرا بگیرند مطالعه کنند.

زندگی که در آن چشم و هم چشمی وجود دارد زندگی تلخی است و هیچ‌گاه به موفقیت نمی‌رسد.

ازدواج باید از سن سی سالگی به 20 سالگی برسد و این که سن ازدواج 10 سال بالاتر رفته است برای افراد جامعه حادثه آفرین است./ل






 همسر مهم‌تر است یا پدر‌ و‌ مادر؟!

یکی از عوامل مؤثر بر رابطه همسران، رابطه آنها با خانواده‌های طرف مقابل است. مشکلات در این رابطه ممکن است به اختلاف میان زن و شوهر منجر شود و در ایران، با توجه به روابط خانوادگی نزدیک‌تر، این تاثیرات شدیدتر است.




گاهی والدین، بدون این‌که بخواهند زندگی فرزندشان را به هم بریزند، روش‌ها و راه‌کارهایی به او پیشنهاد می‌کنند که چون براساس عواطف شکل گرفته، ممکن است كمتر منطقی باشد. هركس باید بداند بهترین مشاور در هر زندگی زناشویی، همسر است.

 تحمیل‌کردن راه و رسم زندگی به زوج جوان:

در بعضی از مناطق ایران که زندگی سنتی حکم‌فرماست، وقتی دختر جوانی به همسری پسری درمی‌آید، خانواده‌ها با بهانه كردن بی‌تجربگی آنها، وادارشان می‌كنند در كنار خودشان زندگی کنند تا راه و رسم زندگی کردن را به آنها بیاموزند! اما سؤال این‌جاست اگر دختر و پسر راه و رسم زندگی را نمی‌دانند، چرا اجازه نمی‌دهند این آموزش‌ها را مادر به دختر بدهد و بعد ازدواج كند؟ چرا باید دختری را در سنین پایین به‌عنوان عروس انتخاب کنند که چیزی از زندگی نمی‌داند؟

دلیل آن شاید این باشد که می‌خواهند عروس نوجوان را با ارزش‌های خانوادگی خود بزرگ کنند و عادت بدهند. متأسفانه این روش به‌طور مطلق و قطعی، روشی شکست‌خورده است. نتیجه این هم‌زیستی در سال‌های اول زندگی، چیزی جز نفرت و کینه طولانی‌مدت بین عروس و مادرشوهر نخواهد بود. در دنیای امروز، دختران نوجوان بیش از پیش از طریق تلویزیون و رسانه‌های دیگر راه و رسم زندگی مستقل را آموخته‌اند.

وجود افراد خودشیفته در خانواده‌ها:

اگر در خانواده زوج، شخصی وجود داشته باشد که فقط به خواسته‌ها و ایده‌های خود فکر کند و طرفین را وادار به اجرای خواسته‌هایش کند، بدون این‌که کوچک‌ترین توجهی به احساسات، عواطف و علایق آنها كند، زندگی را به بیراهه خواهد کشاند. افراد خودشیفته و خودمحور، دوست دارند تفکرات خود را به همه القا كنند، حتی اگر آن تفکرات با زندگی آنها سازگار نباشد.

همین‌طور در خانواده زوجه به این بهانه كه اگر داماد ما، "همراهی خانوداه همسرش با دخترشان" را احساس نكند، ممكن است به دختر ما ظلم كند(!!)، همواره درصدد این هستند تا با دادن برخی امكانات به دخترشان ـ مثلا با خرید خودرو برای او و به نام او ـ به شوهر بفهمانند كه اگر بخواهی سیطره مدیریتت بر زندگی را بیشتر بگسترانی، با ما طرفی! متأسفانه بیشتر این‌گونه تفكرات غلط، از فرهنگ سنتی خانواده‌های ایرانی نشأت می‌گیرد كه اصل را بر ظالم بودن شوهر و مظلوم بودن دخترشان می‌گذرانند كه اگر خانواده دختر از او حمایت نكنند، تا پایان عمر خود تحت ظلم خواهد بود! البته مسبب آن، افراد خودشیفته نیستند؛ اما به خاطر شدت عواطف و علایق خانواده به فرزندشان، ناخودآگاه چنین دخالت‌هایی برزو می‌كند./ل





بازدید:
تاريخ : 1395/01/23
لیلا مقدم , [۱۱.۰۴.۱۶ ۱۱:۰۵]

... زندگی ...


زندگیست دیگر...
پستی و بلندی دارد

گاهی چنان اووووج می گیری که فراموش می کنی" زمینی" هستی.

گاه هم چنان فرود می آیی که هیچ چیز، هیچ چیز جز مرگ را نمیخواهی ...

زندگی ست دیگر...

حادثه ی کوچکی مسیر زندگی ات را زیر و رو می کند. یک نگاه؛ یک کلام؛ یک دیدار؛ و یا یک پایان.

زندگی ست دیگر...
نه می شود قهرش را تحمل کرد و نه می شود با آن قهر کرد. باید باشی. چه این زندگی "حس خوبی" را به تو بدهد ، چه تمام حس های لذت بخش را از تو بگیرد.

اما
در همین زندگی، چیزهایی هست که نباید نادیده بگیری.مثلا خاطره ها.
تو خود خاطره ساز زندگی هستی. پس اگر چه طعم شیرینی و تلخی را زندگی به تو می بخشد، تو ، خاطره ساز شیرینی ها باش.
و یادت باشد هیچ وقت این زندگی به این نمی ارزد که دل کسی را بشکنی...
نمی ارزد چشمی را نمناک کنی... دستی را رد کنی... نگاه منتظری را در انتظار نگاه داری...

این زندگی ، تمام این زندگی نمی ارزد به این که کسی را به هییییچ دلخوش کنی... امید واهی به او بدهی... و برایش نقش منجی را بازی کنی...
به خدا نمی ارزد...

این زندگی نمی ارزد به این که بخاطر پول ؛ بخاطر سرگرمی و تفریح؛ بخاطر پیشرفت؛ بخاطر شهرت؛ بخاطر داشتن همه ی چیزهای خوب؛ بخاطر حسادت و چشم و هم چشمی ؛ به خاطر همه ی اینها نمی ارزد از سر و کول انسانی بالا روی. بخدا نمی ارزد...

زندگی؛ هر چه باشد می گذرد؛ با خودت و دیگران مهربان باش.

مهربان باش...






بازدید:
تاريخ : 1395/01/20
لیلا مقدم, [۰8.۰4.16 14:56]

انواع اعتیاد اینترنتی:



١. بازی های اینترنتی:
معمولاً ۷۰ درصد از اعتیاد به اینترنت را بازی های آنلاین تشکیل می‌ دهند.

۲. اعتیاد به ارتباط‌های اینترنتی:
شامل بودن در شبکه  های اجتماعی، چت و تالارهای گفت‌وگو، افرادی که دچار اعتیاد به گپ زدن و گفت‌وگوی اینترنتی می‌شوند، معمولاً بیش از حد درگیر روابط اینترنتی هستند. دوستی اینترنتی خیلی سریع اهمیت و جایگاه روابط خانوادگی و دوستان قدیمی را می‌گیرد. به ظاهر مبتلایان به این بیماری دائم در اینترنت دنبال اسم خودشان می‌گردند.

اینکه چند نفر و از کجا به وبلاگ یا سایتشان لینک داده‌اند برای آن‌ها بسیار مهم است و مدام به سایتشان سر می‌زنند و احتمالاً از کمبود یا افزایش بازدیدکنندگان دچار استرس می‌شوند. خود افشاگری وبلاگی مسئلهٔ دیگری است که محققان آن را یک بیماری خوانده‌اند. گروهی از مردم راز‌ها و اسراری را که معمولاً شخصی و خصوصی قلمداد می‌شود، روی وبلاگ‌هایشان افشا می‌کنند که دامنهٔ آن از عکس‌های خصوصی گرفته تا روابط خصوصی امتداد دارد.

۳. استفاده های پورنوگرافی:
در این حالت فرد مدام در اینترنت به دنبال تحریکات جنسی است.
۴. اعتیاد جمع‌آوری اطلاعات:
در این نوع اعتیاد، فرد شیفتهٔ غنای اطلاعات وب می‌شود و جست‌وجوی بیش از اندازه برای جمع‌آوری اطلاعات، از پیامدهای این شیفتگی است. وبلاگ نویسی و خرید اینترنتی بیش از اندازه و اینترنت گردی از همه جا، آشغال جمع کنی اینترنتی، از دیگر موارد اعتیاد اینترنتی هستند./ل






لیلا مقدم , [۰۵.۰۴.۱۶ ۰۰:۵۶]

آیا ازدواج به دلیل نیازعاطفی یا جنسی صحیح است

بیشتر بودن نیاز جنسی در مردان و یا نیاز عاطفی در زنان به مفهوم آن نیست که ، مردان نیاز عاطفی به جنس مخالف ندارند یا زنان نیاز جنسی ندارند بلکه با توجه به تفاوتهای جنسیتی اولویتها و شدت این دو نیاز در زن و مرد و همینطور نحوه ابراز آن متفاوت است و همین تفاوت میتواند باعث پیوند زن و مرد در ازدواج شود ، ازدواج باعث میشود به مرور  فاصله نیاز عاطفی و جنسی بین دو طرف کمتر شود و پیوند زن و شوهر محکم تر

❤️فقط برای نیاز عاطفی وجنسی ازدواج نکنید❤️

هیچ کس به اندازه خودتان به این موضوع آگاهی ندارد ، آیا شما فقط به علت نیاز جنسی قصد ازدواج دارید ؟ یا فقط به علت نیاز احساسی ؟ اگر اینگونه است بهتر است کمی صبر کنید چرا که با مرتفع شدن این نیازها و پر شدن مخزن آن  احساس پشیمانی خواهید داشت ، نیاز عاطفی و نیاز جنسی هر کدام بخشهای مهمی از دلایل ازدواج را شامل می شوند اما نباید تنها دلیل ازدواج بر گرفته از این دو نیاز باشد ، نیاز به تکامل، نیاز به پیشرفت، نیاز به مسئولیت پذیری و تعهد، دوست داشتن و مورد دوست داشتن کسی قرار گرفتن، تکیه گاه بودن ( مردان) یا نیاز به تکیه گاه (زنان) و... در کنار نیاز عاطفی و جنسی از دلایل مهم ازدواج هستند .

پیامدهای ازدواج هایی که بر اساس نیاز عاطفی و نیاز جنسی شکل گرفته است
نادیده گرفتن برخی اخلاق و رفتارها در دوران شناخت بعلت شدت احساسات و یا نیاز جنسی
معمولا هم احساسات و هم نیاز جنسی باعث می شود تا طرفین چشمان خود را بر روی خیلی از مسائل بسته و خیلی از اخلاقها و رفتارهای یکدیگر را نادیده بگیرند ، چرا که طرفین در تلاشند تا تنها پاسخی برای نیازهای عاطفی یا جنسی خود پیدا کنند و به مسائل دیگر کمتر اهمیت می دهد ، در چنین شرایطی دو طرف در تلاشند برای به هم رسیدن و تنها انرژی آنها صرف رسیدن به هم میشود این در حالیست که باید بیشترین انرژی صرف شناخت یکدیگر شود ،اما زمانی که دو طرف ازدواج میکنند پس از نزول نمودار احساسی در ابتدای ازدواج ( روند طبیعی ) و همچنین تامین نیاز جنسی ، تازه متوجه برخی اختلافات و مشکلات جدی ناشی از اخلاق و رفتار یکدیگر می شوند و در نتیجه زنان احساس بی توجهی میکنند و مردان احساس بی انگیزگی و کم کم اختلافات شروع می شود

❣روی عشق قبل از ازدواج حسابی باز نکنید❣

شک نکنید عشقی که قبل از ازدواج مزه آنرا چشیده اید قابل مقایسه با عشقی که بعد از ازدواج با آن مواجهه می شوید نخواهد بود، زمانی که مسئولیتهای زندگی را عهده دار نشدید و در اصطلاح زیر یک سقف نرفتید همه مسائل ساده به نظر می آیند ، قبل از ازدواج معمولا عشق در رسیدن دو طرف به یکدیگر خلاصه می شود و دغدغه و تلاش دو فرد همینست که هر طور شده به یکدیگر برسند حتی گاها برای رسیدن به طرف مقابل سعی در تغییر دادن خود دارند ( که این روال بعد از ازدواج پایدار نخواهد بود )  اما عشق بعد از ازدواج در کنار هم بودن تغییر میکند ، عوامل منطقی و عقلایی که قبل از ازدواج نادیده گرفته شده اند میتواند در عشق بعد از ازدواج تاثیر گذار باشد

همچنین  اگر تنهاترین دلیل ازدواج نیاز جنسی باشد، پس ازتامین شدن این نیاز  با توجه به میزان مسئولیت پذیری فرد بعد از ازدواج ، احساس سردی و پشیمانی میکند و به مرور باعث میشود از زیر بار تعهد شانه خالی کند بعنوان مثال ،  اگر طرفین در دوران عقد رابطه جنسی کامل داشته باشند و نیاز جنسی آنها تامین شود ، دوران عقد طولانی تر می شود و حتی ممکن است اخلاق و رفتار مردان تغییر کند و مدام تاریخ عروسی به تاخیر بیفتد ، هر چند که  روابط عاطفی و جنسی بین زوجین  عمل پیشرونده ای در زندگی زناشویی است اما این بدان مفهوم نیست که نباید عوامل دیگری را در ازدواج نادیده گرفت ، عواملی که باعث میشود  هم بر احساسات و هم بر میل جنسی تاثیر گذار باشد ./ل

مقاله از : علی سلطانی مجد(محقق و پژوهشگر)






بازدید:
تاريخ : 1395/01/16
لیلا مقدم , [۲۸.۰۳.۱۶ ۱۲:۴۱]

 من به مشاوره اعتقادی ندارم آقای دکتر! به نظر من آدم، خودش مشکل خودش رو بهتر میفهمه و میتونه حلش کنه. روان شناس یا مشاور هم یه آدمه مث خود ما و کمکی نمیتونه بکنه. بعدشم من خودم به همه دنیا مشاوره میدم.

 این جملات برای شما آشناست؟
من هر روز از این صحبتها می شنوم، جالب است برایتان پنج نفری آخری که این حرف را زدند را تعریف کنم.


الف. آقای سی ساله ای که ده سال است ازدواج کرده و آنقدر به نیازهای همسرش بی توجه بوده که خبر ندارد زنش یک سال است با همسایه طبقه پایین ارتباط دارد.

ب. دختر نوجوان با استعدادی که سه سال است به علت استرس و اضطراب شدید پشت کنکور مانده.

ج. زن میانسالی که میداند و میبیند شوهرش چند سال است که دارد خیانت میکند و گمان میکند که با بیشتر محبت کردن و قربون صدقه شوهرش رفتن میتواند اوضاع را دردست بگیرد و سعی میکند بوی عطر زنانه لباس شوهرش را نشنود.

د. دختر جوانی که در یک هفته اخیر سه بار در بیمارستان به علت خودکشی ملاقاتش کرده ام.

ه. مرد پنجاه ساله ای که دختر دانشجویش علیرغم کتک خوردنهای مکرر از وی هنوز هم آن دختری نشده که پدرش میخواهد.


همه اینها قرار است خودشان مشکل خودشان را حل کنند. امیدوارم موفق شوند.

مهمترین علتی که آدمها نمیخواهند پیش روان شناس یا مشاور بروند، مکانیسم "انکار" است. انکار یک مکانیسم دفاعی برای کاهش اضطراب درونی است، من واقعیت بیرونی را انکار میکنم، مشکل آنقدر بزرگ نیست که بخواهم پیش روانشناس بروم، خودم میتوانم حلش کنم. و این انکار تا آنجا پیش می رود که روزی چشمانمان را باز می کنیم و میبینیم فرزندمان، شوهرمان، زنمان، زندگیمان را از دست داده ایم.
نظر شما چیست؟/ل

دکتر استیلایی_روانپزشک





لیلا مقدم, [۱۷.۰۳.۱۶ ۱۴:۱۷]

باهوش بودن مهمتر است یا متفکر بودن؟

برای اثبات اینکه باهوش بودن چقدر مهم است کافی است زندگی باهوش ترین انسانی که از او تست گرفته شد  را ارزیابی کنیم.
در یکسالگی توانست بخواند، در ۹ سالگی به ۸ زبان زنده دنیا صحبت میکرد، در ۱۲ سالگی وارد معتبرترین دانشگاه جهان یعنی هاروارد شد، توانایی خارق العاده در یادگیری زبان های متفاوت و ریاضیات داشت، برخی بهره هوشی او را  ۲۵۰  تخمین زده اند ، در سن ۴۶ سالگی هم از دنیا رفت ، یکی از کارهای مشهور او اختراع زبان Vendergood بود، آیا او را میشناسید؟ برای اینکه اسم او را بدانید باید به اینترنت مراجعه کنید.
«ویلیام جیم سایدیس» بهره هوشی اش از انیشتن و ادیسون و داوینچی و هر انسان  چند قرن اخیر بیشتر بوده ، پس چرا ما او را نمی شناسیم؟ چون ما در نهایت انسانهای متفکر برایمان تاثیرگذار خواهند بود نه صرفا انسانهای باهوش، هوش یک ابزار است  و تفکر مهارت استفاده از این ابزار.
من نمیدانم اگر سایدیس به اندازه ادیسون متفکر بود چی اختراع میکرد ولی میدونم که از هوشش می تونست بهتر استفاده بکنه.
والدین عزیز پس اینقدر دنبال عدد  آی کیو نباشید، ما نیاز به تفکر داریم. از مسابقه کی باهوش تره به تمرین تفکر بپردازیم، درود به مادر و سپاس از پدری که  می داند  مهارت تفکر را باید تا قبل از نوجوانی به کودکش بیاموزد./ل








بازدید:
تاريخ : 1395/01/15
لیلا مقدم, [۲۵.۰۳.۱۶ ۲۲:۲۸]

دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.
یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.
در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.
با خودم شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.
غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!

شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.
من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.
شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.
شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.
شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.
شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.
مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…
مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخاستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…

بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:
کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.
کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.
کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.
کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.
آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:
عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.

نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.
بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…/ل

مرثیه ای برای یک مگس
محمدرضا شعبانعلی





بازدید:
تاريخ : 1395/01/14
لیلا مقدم, [02.۰4.16 ۱2:18]

خوب زندگي كن


هیچوقت شخصیت خودت رو برای كسی تشریح نكن
چون كسی كه تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره
و كسی كه ازت بدش بیاد باور نمی كنه.
وقتی دائم میگی گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشی.
وقتی دائم میگی وقت ندارم،
بعد هیچوقت زمان پیدا نمی كنی.
وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی،
اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد



وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم،
ما دوتا انتخاب داریم.
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال كنیم.
انتخاب با شماست...

ما اونایی كه به فكرمون هستن رو به گریه می اندازیم.
ما گریه می كنیم برای اونایی كه به فكرمون نیستن.
و ما به فكر اونایی هستیم كه هیچوقت برامون گریه نمی كنن.
این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره.
اگه این رو بفهمی،
هیچوقت برای تغییر دیر نیست.

وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند.
وقتی ناراحتی جواب نده.
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر.
دوباره فكر كن..، عاقلانه رفتار كن.
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،
امتحان ریشه هاست.!
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.
زندگی چون پیچک است،
انتهایش میرسد پیش خدا./ل






بازدید:
تاريخ : 1395/01/14
با خود عهد کنیم که از سال جدید:



آنقدر قوی باشیم که هیچ چیز نتواند آرامش فکری ما را مختل کند.

در دیدار با مردم درباره ی سلامت، شادمانی و خوشبختی صحبت کنیم.

در دوستان خود این احساس را بوجود آوریم که توانایی هایی دارند.

طرف روشن همه چیز را ببینیم و خوش بینی خود را واقعیت بخشیم.

فقط به بهترین ها فکر کنیم، بهترین ها را انجام دهیم و بهترین ها را انتظار داشته باشیم.

همان اندازه مشتاق موفقیت دیگران باشیم که خواهان موفقیت خود هستیم.

اشتباهات گذشته را فراموش کنیم و بر پیشرفت های بزرگ تر آینده تاکید داشته باشیم.

همیشه چهره بشاشی داشته باشیم و به همه ی مخلوقات هستی لبخند بزنیم.

آن قدر وقتمان را صرف اصلاح خود کنیم که برای انتقاد کردن دیگران وقت نداشته باشیم.

در برابر نگرانی ها فوق العاده بزرگ، در برابر خشم بسیار متین، در برابر ترس قوی و مشکلات را مجاز  دانسته و شاد باشیم.

خودمان را خوب بدانیم و این واقعیت را به جهان اعلام کنیم، اما نه در کلام، بلکه با رفتار و کردار عالی.

با این اعتقاد زندگی کنیم که همه جهان با ماست، مشروط بر آنکه همان بهترینی باشیم که در وجودمان است./ل






  1  2