بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی

اسلاید شو

فرمولی  برای پیش بینی آینده رابطه زوجین:
ویلیام و کارلین گلسر در کتاب
 «ازدواج بدون شکست»
فرمول جالبی را برای پیش بینی میزان موفقیت یک ازدواج ارایه می دهند.
آنها نیازهای اصلی انسان را به پنج دسته
بقا، عشق، قدرت، آزادی، و تفریح
تقسیم می کنند و هرکدام از این موارد را براساس مقیاس 5تایی در زن و مرد به صورت مجزا می سنجند. نیمرخ حاصل از این ارزیابی، راهنمایی خوبی برای پیش بینی آینده ازدواج آنها خواهد بود.

برای روشن شدن مطلب، پنج نیاز اصلی به این صورت شرح داده می شود:

1 - بقا : محتاطانه عمل کردن؛
اهمیت دادن به سلامتی، تغذیه و ورزش؛ اهمیت دادن به رابطه زناشویی.

2 - عشق : محبت دیدن و محبت کردن؛ کلام محبت آمیز؛ صمیمیت جسمی و رفتاری.

3 - قدرت : توانمند بودن و قدرت را در دست داشتن؛ مطرح بودن؛ ریاست کردن.

4 - آزادی : پایبند و اسیر نبودن؛ آزادی در تصمیم گیری برای زندگی؛ انتخاب های آزادانه؛ روابط آزاد.

5 - تفریح : بازی کردن؛ لذت بردن از زندگی و انجام فعالیت های لذت بخش؛ شوخی و خنده؛ پارک و سینمارفتن.

ویلیام و کارلین گلسر معتقدند نیاز افراد به هریک از این 5 مورد، متفاوت است و تنها کسانی می توانند یک زندگی مشترک موفق داشته باشند که نیازهای آنها در هریک از این 5 دسته به هم نزدیک باشد.

مثلا کسی که نیاز به بقای او از مقیاس 5تایی، 5 باشد، یعنی شخص بسیار محتاطی است که به سلامت و تغذیه اش و همچنین به رابطه عاطفی با همسرش اهمیت زیادی می دهد و چنین فردی در ازدواج با کسی که این نیاز در او مثلا در حد 2 است و بنابراین در این زمینه بی قیدتر است، دچار مشکل می شود،

شما و همسرتان می توانید میزان نیازتان را در هریک از این 5 دسته مشخص کنید و به ترتیب از چپ به راست بنویسید: 12345. نیمرخ هایی که از این طریق به دست می آید به راحتی قابل مقایسه و نتیجه گیری است؛ مثلا 55354 با 23253 رابطه خوبی نخواهد داشت، اما با 54454 رابطه ای نسبتا خوب را تجربه می کند. ویلیام و کارلین گلسر معتقدند اختلاف تنها 1 تا حداکثر 2 درجه آن هم در یکی یا در نهایت دو تا از این 5 مورد می تواند رابطه خوبی را شکل دهد، اما اختلاف بیش از این می تواند مشکل آفرین شود و هرچه میزان این اختلاف بیشتر باشد، احتمال شکست ازدواج هم بیشتر خواهد شد. البته این نکته بسیار اهمیت دارد که سنجش ها باید بسیار دقیق و همچنین صادقانه انجام شود تا نتیجه قابل اعتمادی به دست آید./ل

"ازدواج بدون شكست"
فصل نهم: شدت نیازها
نوشته: ويليام گلسر و كارلين گلسر
ترجمه: دکتر علی صاحبی





راه های مقابله با مشکلات زناشویی

زن فکر می کند چرا شوهرم مرا درک نمی کند. عدم درک زن و شوهر از تفاوتهای ارتباطی شان آنها را خسته و ناتوان می سازد.

چاله مشکلات

■ گاهی زن و شوهر بدلیل مشکلاتی که داشته اند دوست ندارند با یکدیگر صحبت کنند که این امر به رابطه شان آسیب می زند.در مواردی هم تفاوتهای فرهنگی زن و شوهر در مورد آداب و رسوم، پوشش و آراستن ظاهر، اعتقادات و باورهای آنها مشکلاتی را به وجود می آورد. مثلا آقا می گوید نوع لباس پوشیدن خانم را دوست ندارم. زن می گوید مراسم ما با مراسم شما متفاوت است و دوست ندارم این طور رفتار کنم. این نوع تربیت بچه را نمی پسندم ، باید هرچیزی که من می گویم انجام بدهیم، امروز این جا برویم و غیره... این تفاوت ها و عدم توجه به پیدا کردن راه حل مشترک اوضاع را بدتر می کند.

■ به رغم تفاوت های تنش زا و توجه زیاد به آنها، مشکلات و اختلاف ها را بیشتر می کند، اما زن و شوهر با تدبیر و آگاهی از تفاوت هایشان می توانند به یکدیگر احترام بگذارند و به پیدا کردن راه حل های مشترک بیندیشید و از شباهت های که بین شان استفاده بهتری ببرند و ارتباط شان را مدیریت کنند.



راه های مقابه با مشکلات زناشویی

■  هدف تان را از برقراری ارتباط صمیمانه مشخص کنید

 این مسئله به شما کمک می کند تا بدانید چقدر می خواهید به  همسرتان نزدیک شوید و برای داشتن یک رابطه دوستانه و صمیمانه به دنبال راه حل مختلف بروید و انتظارات و خواسته های خود را با کمال احترام با همسرتان در میان بگذارید. مشخص کردن هدف و انتظار از ارتباط صمیمانه، شما را در جهت دستیابی به آن هدایت می کند.

■ میزان رضایت مندی خود از رابطه زناشویی تان را ارزیابی کنید

با توجه به امکاناتی که دارید برنامه ریزی درستی داشته باشید تا با کمک یکدیگر رضایت مندی خود را از زندگی زناشویی بالاببرید و هدف تان خوشحال کردن طرف مقابل باشد. متاسفانه بعضی از زن و شوهرها فکر می کنند که ازدواج فقط یک مبادله است و برای به دست آوردن امتیاز بیشتر باید تلاش کنند، در حالیکه فکر کردن به اینکه چگونه می توانید طرف مقابل را خشنود کنید، در رضایتمندی شما هم تاثیر خوبی می گذارد.

■  به طور فعالانه مسئولیت حل تعارض و مشکلات را در روابط نزدیک خود بپذیرید

بسیاری از زن و شوهرهای ناسازگار سعی می کنند، مشکلات را به گردن دیگری بیاندازند. این می تواند به رابطه شما صدمه جدی بزند برای اینکه رابطه سازنده داشته باشید، هرکدام باید بدانید چه کاستی هایی داشته اید و دارید و چه مشکلاتی را بوجود آورده و در جهت رفع آن تلاش کنید.

■  انتظارات خود را مورد ارزیابی قرار دهید

گاهی انتظارات غیر منطقی، رفتارها و واکنش های نادرستی را ایجاد می کند. انتظارات غیر منطقی مثل اینکه " او باید از نیاز من آگاهی داشته باشد". " او هیچ گاه تغییر نمی کند " را تغییر دهید و جملات و انتظارات منطقی را جایگزین آن کنید: مثلا " من با بیان درست خواسته های خود، او را از نیازهایم آگاه می سازم." یا " تغییر به تدریج اتفاق می افتد" یا " تغییر دو طرفه است" انتظارات منطقی، شادی را به همراه دارد.

■  نسبت به حوزه های مطلوب تغییر یکدیگر حساس باشید

گاهی زن و شوهرها به تغییرات مطلوبی که در رفتار یکدیگر به وجود آمده است، کمتر توجه می کنند و این بی توجهی، فرد مقابل را نسبت به تغییر دلسرد می کند. توجه به رفتار و نگرش های تغییر یافته حتی اندک، موجب صمیمیت و دلخوشی همسرتان می شود و او را علاقمندتر و مشتاق تر به تغییر می کند
■ بین جنبه های مثبت و منفی رفتار شریک زندگی خود تعادل برقرار کنید

توجه به نکات مثبت همسر، امیدواری و حس دوست داشتن را ایجاد می کند و مانع سرزنش می شود و از داشتن تفکر منفی در مورد همسر جلوگیری می کند. توجه به جنبه های مثبت همسرتان، ارزش او را برای شما افزایش می دهد و موجب چشم پوشی از رفتارهای منفی او می شود و زمینه ساز گذشت و فداکاری است./ل
زندگیتان سرشار از ارزشمندی



الهي قمشه ای
تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی
 ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی
 اون روز چه لباسی می پوشی؟
چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟
با چه ماشینی گردش می کنی؟
 کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟
شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه.
 وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه.
 برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه .

دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره...
 خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه.

طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه..  
همه اسباب شادی هست اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی.

 اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه.
 شاید حاضر باشی همه دنیا رو بدی اما دوباره آدم ها کنارت باشند......

ما با احساس زنده هستیم نه با اموال.

قدر همدیگه رو بدونیم ...❤️






بازدید:
تاريخ : 1394/09/30
عاشق یا بیمار روانی ؟


‌■ گاهی اوقات دختران و پسران از خود واكنش های افراطی در عشق نشان می دهند  و به معشوق می گويند من بايد با تو ازدواج كنم و در غير اينصورت خود را خواهم كشت !

‌■ اشعار غم انگيز و بسيار پر احساس می نويسند و بارها در حضور معشوق گريه می كنند !

‌■  به جوانان عزيز توصيه می كنيم هميشه چنين حالاتی نشانه از دوست داشتن بيش از حد نيست !

■ در بسياری از مواقع اين گونه رفتارها ناشی از وجود بيماری های روانی است . ممكن است شخص مورد نظر شما از يک بيماری روانی مانند افسردگی رنج ببرد ولي شما رفتار وی را به علاقه بيش از حد نسبت به خودتان تعبير نماييد ولی سر نوشت فوق العاده خطرناك و كسل كننده ای را برای  خود رقم زنيد !

‌■ چرا كه زندگی با يك شخص افسرده و دارای بيماری روانی بسيار مشكل و خسته كننده است!

■ شخص افسرده به راحتي شادی را از زندگی شما سلب می كند و اضطراب و نگرانی اش را به شما منتقل می نمايد !
مواظب خودتان باشید



بازدید:
تاريخ : 1394/09/30


1 – آگاهانه و معقولانه اطمینان یابید كه مردی كه برگزیده‌اید را دوست داشته و می‌خواهید باقی عمر را با وی سپری كنید.بنابر این تا زمانی كه كاملاً متقاعد نشده‌اید كه برای یكدیگر مناسب هستید، اندیشه تعهد و ازدواج نباید به ذهن شما خطور كند. شناخت شما از همسرتان باید به حدی باشد كه قادر به تعیین این موارد باشید كه وی قادر به متعهد شدن می‌باشد. او برخوردار از بسیاری از ویژگی‌ها و صفاتی است كه شما همواره در مرد دلخواه خود جستجو می‌كردید. شخصیت او شما را ملزم به احترام و ستایش می‌گرداند. او قبلاً در آزمون‌ وفاداری، صداقت، راستی و مراعات حال دیگران سربلند بیرون آمده است و آن كه باید مطمئن گردید كه وی شما را حقیقتاً دوست دارد.

2 – همواره همان فردی باشید كه هستید و از ابراز ماهیت واقعی خود بیم نداشته باشید. این شاید مهمترین خصلتی باشد كه مردان در زنان جستجو می‌كنند. 99 درصد از مردان در نظر‌سنجی‌های گوناگون این گونه اظهار داشته‌‌اند كه زنانی كه شخصیت‌شان پس از ازدواج دستخوش تغییر می‌شود در ردیف نخست فهرست علل جدایی‌ها پس از ازدواج آنها قرار می‌گیرند.پافشاری در رفتاری كه در آن زنان به منظور اهمیت بخشیدن به مرد خود، مرتباً با او سازش كرده و از ابراز عقاید و نظرات خود خودداری می‌كنند و یا به لطیفه‌های بی‌مزه او می‌خندند، هیچ‌گاه نتیجه‌بخش نخواهد بود. بنابراین خویشتن حقیقی خود باشید و همواره مراقب باشید شاید مرد شما در حال امتحان كردن شماست.

3 – به او نشان دهید كه استقلال دارید. مردان از زنانی كه به عقب تكیه می‌دهند و منتظر می‌مانند تا مرد آنها تمام امور زندگی آنها را به دست گیرد، بیزار هستند. نشان دهید با آن كه شما از ایده‌های او استقبال می‌كنید، بدون او نیز توانایی به انجام رسانیدن كارها را دارید.هر گاه برنامه خرید خانه‌ای را در سر دارید آن را به پس از ازدواج خود موكول نسازید. زیرا این عمل موجب می‌شود مرد این گونه برداشت كند كه شما شخصیت مستقلی ندارید.

4 – به او نشان دهید كه فردی مهربان و دوست‌ داشتنی هستید. شاید شگفت‌‌انگیز به نظر آید: یك مرد به دختری نیاز دارد كه او را دوست داشته و خود نیز دوست داشتنی باشد. به همان میزان كه استقلال فردی به زنان قدرت می‌بخشد به همان میزان نیز عدم توانایی آنها در سازگاری، مردان را دلسرد می‌كند.مردان این گونه زنان را بی‌احساس، بی‌عاطفه و ناتوان در عشق‌ورزی تلقی می‌كنند. بنابراین همان طور كه زنان نیاز دارند استقلال فردی خود را به مردان نشان دهند باید مشخص كنند كه دارای میل وافری برای قسمت كردن عشق خود با مرد زندگی‌شان هستند.

5 – نشان دهید كه او را دوست دارید. علاقه‌مندی به خویشتن حقیقی او نه برای آنچه او می‌تواند برای شما فراهم آورد. بسیاری از مردان در پاسخ به این پرسش كه چه چیزی پیش از ازدواج برای آنها حائز اهمیت است، پاسخ داده‌اند كه: اطمینان یافتن از آن كه دختر مورد علاقه آنها را دوست داشته باشد برای آنچه كه هستند و نه وسیله‌ای برای دستیابی به هدف.هیچ مردی دوست ندارد احساس كند كه دختر مورد علاقه‌اش به این علت او را برگزیده‌ كه: او یك تأمین‌‌كننده معیشت مناسب، یك شهروند نمونه و یا حتی یك پدر خوب بالقوه است. تمام این مسائل برای مردان اهمیت دارد اما یك مرد زمانی كه متوجه می‌شود یك دختر به این علت او را برگزیده كه او بهترین دوست او بوده است بسیار خرسند می‌شود.دختری كه همواره در كنار همسر خود باقی بماند صرف نظر از موقعیت و اوضاع مرد خود اما چگونه می‌تواند به این امر نائل آید؟ به زندگی او علاقه نشان دهید همچنین به علاقه‌مندی‌ها و ارزش‌هایی كه او در زندگی قائل است. درباره شغلش صحبت كنید اما بیشتر به جنبه‌های معنوی و بالندگی شخصیتی آن توجه كنید و نه به درآمد و منافع مالی آن. از خصوصیات نیك شخصیتی و اخلاقی او سخن گویید.

6 – برای آن كه او را به دنبال خود بكشانید برایش نقش بازی نكنید. مردان كاملاً از بازی‌هایی كه زنان به آنها روی می‌آورند تا توجه مردان را جلب خود سازند آگاهند. حتی ممكن است مردان اغواگردیده و برای پیروزی در بازی‌های شما به هر عملی دست بزنند. اما هیچ‌گاه متعهد به شما نخواهند شد.البته عده معدودی هم بر این باورند هم صحبت شدن با دیگران برای برانگیختن حس حسادت ممكن است برای مدت كوتاهی كار‌ساز باشد. اما او چگونه می‌تواند به شما اعتماد كند؟ هنگامی كه شما را دسیسه‌گر بپندارد؟ حتی اگر شیفته شما باشد. هنگامی كه كوچكترین شبهه‌ای در اعتماد و صداقت شما داشته باشد از متعهد شدن هراس خواهد داشت.

7 – نشان دهید كه قصد تغییر دادن او را در سر ندارید. هر گاه یك مرد احساس كند كه تعهد به یك دختر و ازدواج با او سبب به وجود آمدن تغییرات عمده و اساسی در سبك زندگی او می‌شود، سرسختانه‌ برای متعهد شدن از خود مقاومت نشان خواهد داد. حتی اگر عاشق آن دختر باشد.نشان دهید كه قادر به سازش با او هستید. نشان دهید از آن كه او بدون حضور شما برای تماشای فوتبال یك شب را با دوستان خود بگذارند، اعتراضی ندارید، كاری نكنید كه احساس كند اكنون باید از وقت خود كمال استفاده را ببرد. زیرا زندگی او پس از ازدواج تغییر خواهد كرد
8 – به ظاهر خود اهمیت دهید. این بدین مفهوم نیست كه شما مانند یك مدل قدم برداشته و یا لباس بپوشید. اما تا حدودی به ظاهر خود برسید. لباسی به تن كنید كه بیانگر بهترین صفات شما و برازنده شما باشد. با اعتماد به نفس حركت كرده و رفتار كنید.

9 – طوری وانمود نكنید كه برای ازدواج شتابزده‌اید، ممكن است شما تصور كنید او تاكنون وقت زیادی را برای تصمیم‌گیری در مورد شما سپری كرده است. اما آرامش خود را حفظ كنید! این ممكن است خبر نویدبخشی باشد. ممكن است او می‌خواهد مطمئن شود كه یك تصمیم معقول و صحیح اتخاذ كرده است.خود را شتابزده و ناشكیبا نشان ندهید. با خیال آسوده به زندگی روزمره و عادی خود ادامه دهید. هیچ‌گاه به یك مرد پیشنهاد ندهید كه به ملاقات والدین شما بیاید و یا بالعكس. مگر آن كه خود خواهان باشد. بهتر است اجازه دهید این تصمیم را خود اتخاذ كنند.

به خاطر داشته باشید هدف شما فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز برای اتخاذ تصمیم است. ضمن این كه فضا و فرصت كافی و مورد نیاز را نیز در اختیار او قرار دهید./ل







بازدید:
تاريخ : 1394/09/29
هیچوقت در زندگی تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید.
همه ما بارها این جمله را شنیده ایم که بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟
مثلاً اینکه بمیرید؟
اما مرگ بدترین اتفاقی که ممکن است برایتان رخ دهد نیست...
بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن، از درون بمیرید.






بازدید:
تاريخ : 1394/09/29
مغز آلبرت انشتین همچنان یکی از موضوعات جالب برای تحقیق و مطالعه دانشمندان بوده است. زیرا وی یکی از سرشناسترین نوابغ قرن بیستم شناخته می شود.
۷ ساعت پس از مرگ آلبرت در سال ۱۹۵۵، مغز آلبرت بدون اجازه از خانواده اش توسط Thomas Stoltz Harvey بیرون آورده شد.”هاروی” مغز آلبرت را به خانه اش برد و آنرا داخل یک ظرف شیشه ای دهان گشاد نگهداری کرد، هر چند او بعد بدلیل انجام این کار از محل کارش که مخصوص تشریح اجساد بود اخراج شد.
چند سال بعد،”هاروی” از Hans پسر بزرگ آلبرت برای مطالعه و بررسی مغز پدرش اجازه گرفت و تکه‌هائی از مغز آلبرت را برای دانشمندان مختلف در سرتاسر دنیا فرستاد. یکی از این دانشمندان به نام Marian Diamond بود که در دانشگاه UC Berkeley  بود.


 

او با مطالعه قسمتی از مغز آلبرت متوجه شد که در مغز او در مقایسه با یک شخص نرمال، بطور قابل توجهی سلولهای گلیال که مسئول ترکیب کردن و مرتب کردن اطلاعات هست وجود دارد.

در مطالعه دیگر پروفسور ساندرا ویتسون فهمید که مغز آلبرت دارای کمبود یک چین خاصی از مغزش است که شکاف Sylvian نامیده می‌شود. ویتلسون مشاهده کرد که این استخوان بندی غیر معمول اجازه می‌دهد به اعصابها در مغز آلبرت که بهتر با دیگران رابطه برقرار کند.
نتایج مطالعه دیگری نشان می‌داد که در مغز آلبرت بزرگی آویختگی جداری زیرین که اغلب درگیر توانائی‌های ریاضیات هست، بیشتر از انسانهای معمولی بود.





سرکوب عواطف سلامت را به خطر می اندازد:

شخصی که مرتباً واکنش های عاطفی خود را سرکوب می کند ، سریعتر بیمار می شود.حتی می توان این فرضیه را نیز مطرح کرد که اگر مردان به طورِ متوسط هفت سال کمتر از زنان عمر می کنند ، به این خاطر است که کمتر از راهِ گفتگو، عواطف و احساساتِ خود را ابراز می کنند .سکوت به هنگامِ تحملِ مشکلات، برای مردان صفتی ممتاز محسوب می شود!

به این دلیل ابراز وجودِ خلاق از جمله شیوه های مهم درمان است،ابرازِ وجود امکان می دهد که افکار و عواطف به جریان بیفتند و ابن بخشی از درمان است.از شخصِ افسرده بخواهید وضعِ خود را نقاشی کند یا شعری درباره ی با آن بسراید،فوراً حالش بهتر می شود.اولاً به این دلیل که به جایِ آن که در افسردگی خود فرو برود ، آن را به عینیت در می آورد و خود را بیرون می ریزد.ثانیاً ابراز نظر او را در جریان زندگی قرار می دهد و همین اقدام نوعی بازگشت به زندگی خواهد بود.وقتی درجا می زنیم و متوقفیم ،در واقع خلافِ جریانِ زندگی عمل می کنیم.

اقدام به ابراز وجود قبل از هر چیز به دلیل آن که یک حرکت است،جریان حیاتی را تسهیل می کند.به همین دلیل هم مشاهد شده که در بعضی موارد ، تغییر محیط اجتماعی یا کاری می تواند آثارِ مفیدی در رفعِ افسردگی داشته باشد.حرکت یا تغییر ،همان قانونِ موجودیتِ ماست.

بخشی از کتابِ « کتاب قربانی دیگرانیم و جلاد خویش (کالبد شکافی روان شناختی اسطوره ی ایزیس و ازیریس)
انتشارات : کاروان





بازدید:
تاريخ : 1394/09/28
تا زمانی که برای خوب زندگی نکردنتان به دلیلی خارج از خود می‌گردید،هیچ تغییر مثبتی در زندگیتان رخ نخواهد داد.

 اگر روی صندلی قربانی نشسته اید و علل بدبختی تان را شوهر نادان ،رئیس بداخلاق ، عوامل بد ژنتیکی و وسواسی شدید میدانید و مسئولیتهای خود را به گردن دیگران می اندازید ، شما در وضعیتی هستید که از آن رهایی نخواهید داشت و به بن بست رسیده اید. مگر اینکه صندلی خود را عوض کرده روی صندلی مسئول بنشینید.

شما وفقط شما مسئول اوضاع تعیین کننده ی زندگیتان هستید و تنها شما توان تغییر آن را دارید. حتی اگر تحت فشار دیگران و موانع خارج از خود هستید باز هم حق استفاده از انتخاب های مختلف را دارید و می‌توانید فرصت پیدا کردن راههای متفاوت برای مواجهه با آن موانع را به خود بدهید.

آروین یالوم / خیره به خورشید



از بیشتر مراجعه کنندگان می پرسم:«دقیقا از چه چیز مرگ می ترسید؟» پاسخهای مختلفی که به این پرسش می دهند، غالبا به درمان سرعت می بخشد. پاسخ جولیا «همه کارهایی که انجام نداده ام» به جانمایه ای اشاره می کند که برای همه آنهایی که به مرگ می اندیشند یا با آن روبرو می شوند اهمیت دارد: رابطه دوجانبه بین ترس از مرگ و حس زندگی نازیسته.
به عبارت دیگر هرچه از زندگی کمتر بهره برده باشید، اضطراب مرگ بیشتر است. در تجربه کامل زندگی، هرچه بیشتر ناکام مانده باشید، بیشتر از مرگ خواهید ترسید. نیچه این عقیده را با قوت تمام در دو نکته کوتاه بیان کرده است:«زندگی ات را به کمال برسان و به موقع بمیر.» همان طور که زوربای یونانی با گفتن این حرف تاکید کرده است:«برای مرگ چیزی جز قلعه ای ویران به جا نگذار» و سارتر در زندگی نامه خودنوشتش آورده: «آرام آرام به آخر کارم نزدیک می شدم... یقین داشتم که آخرین تپشهای قلبم در آخرین صفحه های کارم ثبت می شود و مرگ فقط مردی مرده را درخواهد یافت.»

 اروین یالوم

نیچه می گوید این وظیفه انسان نمو یافته است که به سرنوشت خویش، ژرف بنگرد. او می دانست که نگاه ژرف، اغلب موجب درد است، ولی باور داشت که باید خود را برای تحمل رنج حقیقت بپروریم. خیره شدن به حقیقت آسان نیست. نیچه نوشته است:«این کار همواره چشم انسان را می آزارد و در پایان، بیش از آنچه می خواسته، می یابد.» در نهایت، نجات بخش بزرگ همانا رنج است که به ما رخصت می دهد ژرف ترین ژرفاهای مان را بیابیم. دومین جمله ماندگار او این است که: «آن چه مرا نکشد، قوی ترم می سازد»
...
دیوید یالوم

به ندرت پیش می آید همکاران روان درمانگرم از فقدان معنا در زندگی شان شکایت کنند. زندگی یک روان درمانگر سراسر خدمت است، خدمتی که در آن هر روز از خواست های شخصی مان می گذریم تا به نیازهای دیگری پاسخ دهیم و به رشد دیگری چشم بدوزیم. ما لذت را نه فقط در جریان رشد بیمارمان، که همچنین در موجی می یابیم که بیمار ایجاد می کند؛ تأثیر مثبتی که بیمار بر زندگی اطرافیانش می نهد.
این امتیازی خارق العاده است و نیز رضایتی خارق العاده.

"اروین یالوم؛ هنر درمان"

‎زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک روز بعد از ظهر هنگام دعوا با همسرش کنترل از دستش خارج شد و ظرف ها را به سمت دیوار پرت کرد.

‎وقتی دو روز بعد از این ماجرا به من مراجعه کرد، به نظر می رسید شدیداً افسرده است و احساس گناه می کند. می خواستم به او دلداری بدهم و گفتم اینکه آدم گاهی کنترلش را از دست بدهد فاجعه نیست. ولی حرف مرا قطع کرد و گفت: «نه من احساس گناه نمی کنم، ولی پشیمانم که چرا تا چهل و چهار سالگی صبر کردم تا احساسات واقعی ام را نشان دهم».

‎دژخیم عشق ............
دکتر اروین یالوم

اکثر رنج های ما ناشی از این است که با خواسته ها و تمایلات برانگیخته میشویم و بعد،وقتی خواسته برآورده می شود از لحظه ارضای آن لذت می بریم. لحظه ای که خیلی زود تبدیل به دلزدگی و کسالت میشود و سپس این دلزدگی با بروز و سر برآوردن خواسته ای دیگر متوقف می شود.

این چرخه خواستن مداوم ، ارضای لحظه ای ، دلزدگی و خواسته بعدی بیماری بشر در این جهان است.


کتاب "درمان شوپنهاور"
اروین یالوم
ترجمه از حمید طوفانی



مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى گرفت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ، آن زن کره ها را به صورت توپ های یک کیلویى در می آورد. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:




 دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم ؛ بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم. مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید.
یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود..







  1  2  3   ...     5