بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی

اسلاید شو

بازدید:
تاريخ : 1394/08/30
 راز جذابیت :
https://telegram.me/Arameshzendegy
راز جذابیت در چیست؟ یکی از مهمترین رموز رسیدن به جذابیت این است که بدانیم جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌ .

شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیارزیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی ! نگران نباشید این یک ویژگی کاملاً اکتسابی است که با در نظر گرفتن موارد زیر می توانیم بدست بیاریم:

ظاهری آراسته داشته باشید:
تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند.
مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را خراب می‌کند.

بیشتر سکوت کنید:
غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند وبا صحبت کردن زیاد و بی جا به بی راه می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.

نرم و ملایم سخن بگویید:
هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی و زود جوش افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.


محترم باشید:
بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند.محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.

زیاد شوخی نکنید اما بسیار لبخند بزنید
شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد. متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق  می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی ، متانت و جذابیت است‌.

قاطعیت! یعنی جذابیت‌:
کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.
آسان بود، این طور نیست‌؟ فکر می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ها باشید.پس شروع کنید؛دست به کار بشوید!/ل



بازدید:
تاريخ : 1394/08/30
راهکارهای مثبت اندیشی :

1- نسبت به خودمان احساس خوبي داشته باشيم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانيم.
2- ليستي از صفات مثبت خود تهيه کنيم و راه‌هاي تقويت آنها را بيابيم و تجربه کنيم.
3- ليستي از افکار منفي خود در طي روز تهيه و سعي کنيم براي هر فکر منفي يک فکر مثبت معادل بيابيم تا به کمک آن بتوانيم با افکار منفي مقابله کنيم.
4- سعي کنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنيم، مثلاً در ملاقات با ديگران بجاي استفاده از کلمه «خسته نباشيد» که داراي بار منفي و القاي حس خستگي است، بگوييم «خدا قوت»، «شاد باشيد» و يا «پر انرژي باشيد»
5- افکار خود را متوجه خوبي‌ها و جنبه‌هاي مثبت زندگي کنيم تا به مرور مثبت‌نگر شويم.
6- با خوش‌بيني سعي کنيم، دستوراتي به ذهن خود بدهيم که انديشه‌هاي جديد مثبت شکل گيرند.
7- هر روز صبح که از خواب بر مي‌خيزيم با نگاه کردن به منظره ي يک تابلوي نقاشي زيبا و يا اسما‌ء‌الله روز خود را با نشاط و خوش‌بيني آغاز کنيم.
8- از افراد منفي‌نگر يا موقعيت‌هايي که باعث ايجاد افکار ناخوشايند و منفي مي‌شوند دوري و يا سعي کنيم کمتر با آنها برخورد داشته باشيم.
9- به مشکلات به عنوان محکي براي ارزيابي توانايي‌هاي خود نگاه کنيم و هرگز نتيجه ي بدي را پيش‌بيني نکنيم، زيرا مشکلات فقط به اندازه‌اي مهم هستند که ما آنها را مهم مي‌پنداريم.
10- به لحظات و خاطرات زيبا و دوست داشتني گذشته ي خود فکرکرده و سعي کنيم آنها را تکرار نماييم.
11- از ترديد و دودلي دوري کرده و کارها را با جديّت دنبال کنيم.
12- به نداي منفي دروني خود و تلقين‌هاي مخرب و نگران کننده‌ي ديگران بي‌توجه باشيم و سعي کنيم عکس آنها را انجام دهيم.
13- به قدرت بي‌کران خداوند ايمان داشته باشيم و با خود تکرار کنيم که من لياقت بهترين‌ها را دارم و با لطف خداي بزرگ به آنها خواهم رسيد.
14- از ميان اهداف خود هدفي را انتخاب کنيم که اميد بيشتري به موفقيت آن داريم و در تلاش براي تحقق آن، به فکر تأييد يا تکذيب ديگران نباشيم.
15- در توصيف احوال و زندگي خود از کلمات مثبت استفاده کنيم.
16- در تعريف از افراد خانواده يا دوستان از کلمات مثبت و روحيه بخش استفاده کنيم (فلاني شخص بسيار شريف و بزرگواري است.)
17- از چشم و هم‌چشمي و حسادت که باعث ايجاد افکار منفي مي‌شود دوري و سعي کنيم روش زندگي خود را خودمان انتخاب کنيم.
18- هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنيم و بدانيم که در سايه ي سعي و تلاش به آنچه بخواهيم مي‌رسيم.
19- قدر لحظات زندگي را بدانيم و از آنها به ‌خوبي استفاده کنيم، زيرا هرگز تکرار نخواهد شد.
20- براي تغيير اوضاع و شرايط نامساعد اقدام کنيم و مطمئن باشيم که مي‌توانيم آنها را از بين ببريم.
21- از خود انتظار بيش از حد نداشته باشيم و خود را همه فن حريف ندانيم، به عبارت ديگر از کمال گرايي مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتواني مي‌شود خودداري کنيم.
22- خود را از قيد و بندهاي آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگي کنيم تا فکر و خيال آسوده‌اي داشته باشيم.
23- از انزوا و گوشه‌گيري که باعث ايجاد افکار منفي مي‌شود دوري کرده و اوقات خود را در جمع خانواده، فاميل و دوستان سپري کنيم.
24- هر وقت احساس کرديم که افکار منفي سراغمان آمده است، وضعيت خود را تغيير دهيم و به کاري سرگرم شويم.
25- ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفي به سراغمان بيايد، تا خسته نشده‌ايم به رختخواب نرويم.
26- هرگز به هيچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنيم.
27- اعتماد به نفس خود را در هر شرايطي حفظ کنيم و هرگز به ديگران اجازه ندهيم که آن را متزلزل کنند. بايد متوجه باشيم که اعتماد به نفس کليد خلق تفکر مثبت است.
28- خنديدن را فراموش نکنيم. خنديدن باعث مي‌شود تا افکار ناراحت کننده و منفي‌ جاي خود را به افکار مثبت و شاد بدهند./ل




بازدید:
تاريخ : 1394/08/29
"چهار درس برای ازدواج شادتر"
دکتر ویلیام گلاسر
" خلاصه ای از کتاب هشت درس برای ازدواج شادتر"

درس اول: کنترل بیرونی می تواند ازدواج را نابود کند.
صرفنظر از اینکه زوجین ناراضی چه کسانی هستند نکات اصلی آموزش ما سه اصل زیر می باشد:
نخست آنکه همه زوجینی که در جستجوی کمک برمی آیند، زندگی زناشویی ناخرسندی دارند.

دوم: در یک زندگی زناشویی غیر رضایتبخش –تقریبا در همه موارد- هر یک از زوجین دیگری را مسئول و مقصر ناشادمانی خود می دانند.
سوم: هر یك از همسران، از روانشناسی رایج که به آن روانشناسی کنترل بیرونی می گوییم، استفاده می کنند. در روانشناسی کنترل بیرونی افراد همیشه می دانند که چه چیزی برای دیگران درست است و چون همیشه می دانند چه  چیزی به صلاح دیگران است، احساس می کنند که باید دیگران را وادار به انجام رفتار هایی بکنند که آنها می خواهند. در اغلب زوجین و در فرهنگ های مختلف، روانشناسی اجبار به محض پایان یافتن شیفتگی و دلباختگی میان همسران، مورد استفاده قرار می گیرند.

"درس دوم: ما همه رفتارمان را خود انتخاب می کنیم"
وقتی از زن و شوهرها می  پرسیم که کدام رفتار می تواند شما را کنترل کند، پاسخ می دهند:" من هرگز شروع نمی کنم، او مرا عصبی می کند، خب من چه می توانم بکنم". در این درس شما تئوری انتخاب را یاد خواهید گرفت تا به این سئوال پاسخ دهید: چه کسی می تواند شما را کنترل کند؟

"درس سوم: هرگز از هفت عادت مخرب استفاده نکنید"
هفت عادت مخرب در رفتارهای کنترل بیرونی وجود دارد که اگر شما و همسرتان در زندگی زناشویی بیشتر و بیشتر بکار می بندید و در سراشیبی زندگی زناشویی قرار می گیرید. اگر ما این عادت های مخرب را كنار بگذاریم، به جای آن چه باید بكنیم؟ برای كنار گذاشتن و جایگزین  سازی عادت های مخرب، هفت عادت پیوند دهنده در نظریه انتخاب وجود دارد.
اولین عادت پیوند دهنده حمایت است. وقتی شما از همسرتان حمایت می کنید، در واقع به او می گویید" عزیزم زیاد به خودت سخت نگیر، تو اشتباه کوچکی مرتکب شده ای. ما می توانیم با این اشتباه زندگی کنیم. بیا این شرایط را تحمل کرده و برای آن راه  حلی بیابیم. باشه؟"
دومین عادت پیوند دهنده تشویق است. وقتی از همسرتان جملاتی همچون: "مطمئنم که این شغل، شغل خوبی است و تو از پس آن بر می آیی" را می شنوید، احساس می کنید، تشویق شده اید. اجازه دهید همسرتان بداند که شما در هر گامی که او برمی  دارد، پشتش هستید. زوجینی که همدیگر را تشویق می کنند، اطمینان دارند که کمک کردن به آنها موجب می  شود در تمام ابعاد زندگی خود موفق باشند.
سومین عادت پیوند دهنده گوش دادن می  باشد.
چهارمین عادت پیوند دهنده، پذیرش است. وقتی همسرتان سرانجام خود واقعی شما را می بیند که گاهی اوقات چندان هم زیبا نیست، به شما می گوید: "دوستت دارم، بخاطر آنچه که هم  اکنون هستی".
پنجمین عادت پیوند دهنده اعتماد و اطمینان است و این کار بزرگی است، زیرا اعتماد کردن به دیگری، هرگز آسان نیست. همه ما ممکن است در زندگیمان به کسی اعتماد کرده و سپس اعتمادمان سلب شده باشد، طرد شده باشیم به ما خیانت کرده باشند و صدمه دیده باشیم.
عادت پیوند دهنده دیگری که در ازدواج های ناموفق از بین می رود، احترام گذاشتن است. اگر بخواهید داستانی درباره ازدواجتان بنویسید، نمره احترام متقابل، در ازدواج شما چند است؟ خصایصی را بیابید که در یکدیگر به آن احترام می گذارید و بر روی آن تمرکز کنید. به همسرتان بگویید به چه خصایصی در او احترام می گذارید؟ اگر شما احترام بگذارید، متقابلا با احترام با شما رفتار می شود و اگر احترام را از دست بدهید، همه چیز را از دست داده  اید.
 هفتمین عادت پیوند دهنده بسیار مهم، مذاکره درباره تفاوتها می باشد. در هر ازدواج موفقی، اختلاف و تفاوت وجود دارد. این عادت پیوند دهنده، به معنی رشوه دادن و یا خشنود کردن برای کنترل نیست. وقتی شما با هم مذاکره می کنید، صادقانه هم چیزی داده  اید و هم چیزی گرفته  اید. مثل خانه خریدن است. مثلا فروشنده  ای، خانه  اش را بیست میلیون می فروشد و شما برای آن، پانزده میلیون پیشنهاد می کنید. او دو و نیم میلیون تخفیف می دهد و شما خانه را هفده و نیم میلیون می خرید. سئوالی که در این درس مطرح می شود تا هر دو نفر شما بر سر آن با هم بحث کنید، این است: شما باید از کدامیک از عادات پیوند دهنده در زندگی زناشویی خود استفاده کنید، تا زندگی زناشویی بهتری داشته باشید؟".

"درس چهارم: با دنیای مطلوب یکدیگر آشنا شوید"

"درس پنجم: رفتار کلی را درک کنید"
برای درك بهتر مفهوم رفتار كلی، خودتان را مانند ماشینی تصور كنید كه در حال حرکت در یك بزرگراه هستید. موتور ماشین، نیازهای اساسی شماست. چرخ های جلویی اتومبیل، همانند تفكر و عمل اند. چرخ های عقب نیز كه در حركت اتومبیل نقش دارند،



بازدید:
تاريخ : 1394/08/29
آسیب شناسی روابط عاطفی دختران
در بین مردم و هم چنین روانشناسان اجتماعی، عقیده ای وجود دارد که به اختصار "شم زنانه" نامیده می شود.
یعنی یک توانایی ویژه در جنس مونث که او را قادر می سازد درک بهتری از هیجانات، احساسات و عواطف طرف مقابل به دست آورد و نیز تسلط بیشتری نسبت به این موضوعات در خود داشته باشد. علاوه بر این زنان بهتر از مردان علت ها و نیات رفتاری طرف مقابل را شناسایی می کنند و با ظرافت بیشتری به ها پاسخ می دهند.



این توانایی، قدرت فوق العاده ای به زنان می بخشد تا بتوانند تاثیر شگرفی در روابط داشته باشند اما همین توانایی آسیب هایی برای زنان می تواند داشته باشد که نوشته ی امروز کانال مرکز مشاوره بهار به آنها می پردازم.
1- حساسیت فوق العاده
زنان و دختران به دلیل قدرتشان در فهم و درک بهتر نشانه ها ی کلامی و غیر کلامی ارتباطات ، گاه دچار خطا در درک واقعیات می شوند و در قضاوت های اجتماعی به اصطلاح تن به احساسات می دهند و این مساله باعث می شود حقوق خود را از دست بدهند.
مثلا اگر زنی در مقابل اعتراض هایش به میزان اندک حقوقی که میگیرد ، به مشکلات اقتصادی رییسش گوش فرا دهد ممکن است از این خواسته خود دست بکشد یا دست کم آن را به تاخیر بیاندازد
یا خانمی که از همسرش صدمه دیده است ممکن است با دیدن اشک های همسر، به همدلی با او بپردازد و اشک های تمساح همسر او را از پیگیری حقوقش بازدارد.
2- شکست های عاطفی
برخی از دختران در دام اظهارات احساسی و عاطفی افرادی قرار می گیرند که در واقع دلیل اظهار محبتشان سوءاستفاده است.ساختار ذهنی دختران به گونه ای تنظیم شده است که وقتی به کسی علاقمند شود تمایل دارد تمام حرفهایش را واقعیت بداند . همین ساختار ذهنی است که حتی پس از این که طرف مقابل رابطه با صراحت از عدم علاقه صحبت می کند ، دختران به علاقه مندی خود ادامه می دهند و مدام در اتتظار بازگشت می مانند و یا خود را به آب و آتش می زنند.آگاهی از ساختارهای ذهنی و نحوه عمل آنها می تواند تا حد زیادی از آسیب ها پیشگیری کند و نوعی واکسیناسیون ایجاد می کند./ل




بازدید:
تاريخ : 1394/08/29
با کنار هم قرار دادن دو سه موضوع کوچک ،ناگهان نتیجه گیری نکنید . هر رویدادی حاصل هزاران رویداد کوچکتر است و بدون آگاهی به همه آنها نمی شود به نتیجه قطعی رسید . سعی کنید هر قدر هم که شرایطتان دشوار است ،نتیجه منفی نگیرید !

از کجا این قدر مطمئن هستید که دیگران در مقابل حرف ها و کارهای شما واکنش منفی نشان خواهند داد ؟ در مورد دیگران گمان درست داشته باشید و تردید نکنید که آنها آینه افکار ،رفتار و اعمال شما هستند .

یکی از موانع شاد بودن این است که مسائل جزیی را بیش از حد بزرگ کنید . گذشت داشته باشید و تردید نکنید که گذشت ،کار آدم های بزرگ و شجاع است .

برای آن که بتوانید همیشه شاد باشید . سعی کنید دیگران را شاد کنید ( منظور دیگران خوشنود کردن نیست ) به همه لبخند بزنید و همه را دوست داشته باشید . همه انسان های خوب و موفق دنیا همین کار را کرده اند . ( مادر ترزا )

تجربه ثابت کرده است که همه ی انسان ها و حتی حیوانات و گیاهان ،نسبت به نوازش واکنش مثبت نشان می دهند ،دست نوازشی بر سر افتاده ای بکشید و ببینید که چگونه شادی او، دنیای شما را پر از شادمانی می کند . ( دکتر لئولوسکالیا )

همه ما می توانیم آدم های بزرگی باشیم ،چون از دست همه ما کاری بر می آید .برای شاد بودن ،ضرورتی ندارد مدارک عالی دانشگاهی بگیریم .حتی نیازی نیست فعل و فاعل جمله مان درست باشد . فقط کافی است قلبی پر از محبت و روحی سرشار از عشق داشته باشید . ( دکتر مارتین لوترکینگ)

خود را دست کم نگیرید ! روزی در جلسه ای شرکت کردم که همه از من قد بلندتر بودند . یک نفر می خواست مرا دست بیندازد و گفت : بین ما احساس کوچکی نمی کنید ؟
بی آن که عصبانی بشوم گفتم : حال سکه طلایی را دارم در میان اسکناسهای یک دلاری !( الیور وندل هولمز)





بازدید:
تاريخ : 1394/08/29
توجه به همسر،ضمانت خوشبختی

چندی پیش سوارتاکسی شدم.راننده تاکسی مردمحترمی بودکه۶۰سال سن داشت وبسیارشادبوداوبامسافران باشادی برخوردمیکردیکی ازمسافران ازاوپرسیدباوجودترافیک وشغلی که خسته‌کنندست چطورمیتواندشادباشدجواب راننده برایم جالب بودگفت رمزموفقیت درزندگی رایافته مسافران مشتاقانه پرسیدنداین رمزچیست؟
گفت من4فرزنددارم 2دخترو2پسرکه همه تحصیل کرده انددرحالیکه هرگزبه درسشان رسیدگی نکردم گفت رمزموفقیتش این بوده که بشدت هوای همسرش راداشته وبه اوتوجه ومحبت خاص میکرده وفقط نیازهای همسرش رابرآورده کرده است گفت همسرش راهمیشه خوشحال وراضی نگه میداشت ودرعوض همسرش همیشه پرانرژی بودوباتمام قوابه بچه‌هاومنزل وهرکاردیگری رسیدگی میکرد میگفت زنهاتواناییهای موازی دارندومیتوانندچندکاررادرمنزل باهم مدیریت کنند.کافیست آنهاراراضی وخوشحال وتحت توجه ومحبت کافی نگه داری تاهرکاری ازآنهابربیاید اومعتقدبوداگرباطری قلب همسرتان راشارژنگه داریدمیتوانیدباآرامش به کارتان رسیدگی وباخوشبختی زندگی کنید.چون همسرش ازجان ودل،بقیه امورراسرپرستی خواهدکرد بنظرمن حق بااوست
رمزموفقیت اومیتواند....رمزموفقیت بسیاری ازمردهاباشد./ل
ارسالی از استاد صمدی(تهران)




بازدید:
تاريخ : 1394/08/29
میشه های زندگی 




میشه از زندگی لذت برد

میشه سخت نگرفت و از داشته ها کیف کرد

میشه در اوج گرفتاری به خوشی ها فکر کرد

میشه وقتی ناراحتیی وجود داره یه خوبی ها فکر کرد

میشه وقتی غصه ای هست به شادی ها فکر کرد

میشه وقتی دورنگی ها وجود داره به صداقت فکر کرد

میشه با وجود دروغ شنیدن ها فقط قسمت راست صحبت رو شنید

میشه زمان افسردگی با یه دلخوشی کوچیک فضا رو عوض کرد

میشه با کنار گذاشتن کمی خودخواهی زندگی قشنگی رو ساخت

میشه از داشته های خیلی کوچیک در مقابل نداشته های خیلی زیاد خوش بود

میشه بشینی به گرفتاریهای کوچیک دیگران و کم آوردنشون نگاه کنی و بفهمی که تو چقدر قوی تری و این حس خوب رو ببلعی

میشه از لحظاتی که به سختی جور شده تا تو به آرامش برسی استفاده کامل رو ببری و قدرش رو بیشتر بدونی

میشه از بوی تنش مست بشی و به هیچ چیز دیگه ای فکر نکنی

میشه حال رو بچسبی وفکر کردن به آینده رو بذاری برای همون آینده

میشه با نیم ساعت کنار هم نشستن و سریال دیدن خوش باشی

میشه در مورد دیگران از روی ظاهرشون قضاوت نکرد که بعدا شرمنده شد

میشه همه رو دوست داشت

میشه شاد بود

میشه فقط روی خوب سکه رو دید

میشه عاشق بود

میشه بشینی رویاهای شیرینی که شاید فقط در حد رویا باشه بسازی و دلت قیلی ویلی بره/ل





بازدید:
تاريخ : 1394/08/27
مؤلفه های هوش معنوی در اسلام
در فرهنگ اصیل اسلامی به طور ضمني هوش معنوی مورد توجه فراواني قرار گرفته است. به طور مثال، جامي (1381) بر اساس متون مذهبي مؤلفه های ذيل را براي هوش معنوي برشمرده است:
1ـ مشاهده وحدت در ورای کثرت ظاهری؛
2ـ تشخیص و دریافت پیام¬های معنوی از پديده¬ها و اتفاقات؛
3ـ سؤال و دریافت جواب معنوی در مورد منشأ و مبدأ هستی (مبدأ و معاد)؛
4ـ تشخیص قوام هستی و روابط بین فردی بر فضیلت عدالت انسانی؛
5ـ تشخیص فضیلت فراروندگی از رنج و خطا و به کارگیری عفو و گذشت در روابط بین فردی؛
6ـ تشخیص الگوهای معنوی و تنظیم رفتار بر مبناي الگوی معنوی؛
7ـ تشخیص کرامت و ارزش فردی و حفظ و رشد و شکوفایی این کرامت؛
8ـ تشخیص فرایند رشد معنوی و تنظیم عوامل درونی و بیرونی در جهت رشد بهینه این فرایند معنوی؛
9ـ تشخیص معنای زندگی، مرگ و حوادث مربوط به حیات، نشور، مرگ و برزخ، بهشت و دوزخ روانی؛
10ـ درک حضور خداوندی در زندگی معمولی؛
11ـ درک زیبایی  های هنری و طبیعی و ایجاد حس قدردانی و تشکر؛
12ـ داشتن ذوق عشق و عرفان که در آن عشق به وصال منشأ دانش است نه استدلال و قیاس؛
13ـ داشتن هوش شاعرانه که معنای نهفته در یک قطعه شعری را بفهمد؛
14ـ هوش معنوی باعث فهم بطون آیات قرآنی می¬شود و موجب می¬گردد افراد کلام انبیا را راحت¬تر و با عمق بیشتر درک نمایند؛
15ـ هوش معنوی در فهم داستان های متون مقدس و استنباط معنای نمادین این داستان ها کمک فراوانی می¬کند؛
16ـ هوش معنوی که در قرآن در مورد صاحبان آن صفت اولوالالباب به کار رفته است، باعث می شود افراد به جوهرة حقیقت پی ببرند و از پرده های اوهام عبور نمایند./ل





بازدید:
تاريخ : 1394/08/26
می خواهی همسرت عاشقت باشد ؟

 برترین مقاله 2015 در حوزه همسرداری و خانواده

 اگر قدرت مرد را نادیده بگیرید یا از آن انتقاد کنید بدانید که دیگر پری  رویاهایش نخواهید بود. او دنبال کسی است که به قدرت‌هایش ایمان داشته باشد؛ و حتی ضعف‌هایش را در جهت تقویت توانایی‌هایش مثبت جلوه دهد. پس بدانید که:
 
1) اگر خودتان دارای درآمد هستید، هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشید. حتی اگر درآمد بیشتری دارید هرگز به روی خودتان هم نیاورید. بگذارید همسرتان فکر کند که همه چیز در دست اوست؛ و اداره امور خانه به دست قدرتمند او اداره می‌شود.
2) مطلقاً او را با کسی مقایسه نکنید. شوهر خواهرم دو تا خانه دارد فلانی درآمد زیادی دارد و تو مثل گداها هستی. اگر واقعاً به بهبود اوضاع مالی فکر می‌کنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید. انتقاد دشمن صمیمیت است.
3) تو بی عرضه‌ای یعنی فرو ریختن مرد. یعنی به دست خود خانه را خراب کردن. هر مفهوم مشابه ” تو بی عرضه ای ” فاتحه‌ای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است.
 
4) شوهر خود را حلال مشکلات بدانید. مشکل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل کند؛ و تأیید کنید که تنها او قادر به حل این مسئله است.
5) به مردان اندرز ندهید. مردان دوست دارند که مشکلات را به تنهایی حل کنند؛ و اگر به شما چیزی نمی‌گوید یعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل کند؛ و در صورت لزوم با شما در میان می‌گذارند. با نصیحت نکردن زندگی خود را عاشقانه کنید.
 
6) سکوت مردان را نشکنید. این اشتباه خانم‌هاست که وقتی مرد ساکت است مدام به سمت آن‌ها می‌روند و با او حرف می‌زنند. اگر او ساکت است به سکوت نیازمند است؛ و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت بیشتر. سکوت طولانی در زنان ممکن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها این طور نیست.
7) به مردان فضا بدهید گاهی او را رها کنید تا با خود خلوت کند. با دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند. مدام دنبال او نباشد. فضای رها شدن! این چیزی است که مردان گاهی به آن نیاز دارند. اگر به آن‌ها این فضا را هدیه بدهید. آن‌ها نیز به شما عشق می‌ورزند.
 
8) مرد دوست دارد که از او قدردانی شود. تشکر به مرد قدرت پرواز می‌دهد. از هر کار کوچکی که برای شما انجام می‌دهد تشکر و قدردانی کنید. تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.
9) مرد باید تأیید شود. توانایی‌های مرد را تایید کنید و تأکید کنید او شایسته‌ترین همسر (شوهر) و صاحب بهترین توانایی‌ها است.
 
10) باید مورد اطمینان باشد. به او اعتماد کنید با اطمینان خاطر از اینکه او می‌تواند، شما می‌توانید به راحتی بسیاری از کارها را به بسپارید.
11) مردها را تشویق کنید. مرد عاشق تشویق است. کف زدن‌ها را فراموش نمی‌کند … مرد، آفرین شما را تا عمر دارد به خاطر می‌سپارد.
 
 من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی برای همیشه به خاطر دارم.

 
 آرامش زندگی ؛نکاتی که در بالا ذکر شد شاید در نگاه اول بسیار ساده و سطحی و بی اهمیت جلوه کند ولی باور کنید که با رعایت همین نکات ساده (و البته بی هزینه) بسیاری از مشکلات مربوط به نبود صمیمیت بین همسران حل می‌شود.
موارد بالا برای خانم‌ها است. به همین صورت نکاتی هم وجود دارد که آقایان باید رعایت کنند که با رعایت آن‌ها از سوی آقایان و رعایت نکات بالا از سوی خانم‌ها قطعاً” صمیمیت در زندگی پر رنگ‌تر خواهد شد. آری صمیمیتی که اگر در خانه حاکم باشد همه مشکلات کم رنگ می‌شوند و حاضر نخواهید بود که آن را با دنیا عوض کنید.
مگر ما از زندگی چیزی جز صمیمیت و یکدلی و فضایی با عشق و محبت می‌خواهیم؟ مگر نه اینست که حتی آن کسی که به دنبال کسب ثروت است هدفش رسیدن به آرامش است؟/ل
زندگی تان سرشار از عشق و مهربانی




بازدید:
تاريخ : 1394/08/26
مهم ترین عامل تعیین کننده وضعیت شما،روحیه شماست که در هر لحظه چه احساسی دارید.روحیه مهم ترین عامل خلق پدیده هاست.

انسانی که روحیه ای عالی دارد،زیبا می اندیشد و هنگامیکه زیبا بیندیشد به دستاوردهای عالی می رسد و در نتیجه روحیه ای عالیتر کسب می کند.مجدداً روحیه ی بهتر او منجر به اندیشه زیباتر او می شود و این اندیشه زیباتر،او را به دستاوردی زیباتر می رساند و آن دستاورد زیباتر مجدداً او را به روحیه ای بسیار بهتر و عالی تر می برد و این چرخه و سیکل مثبت آن چنان ادامه می یابد که انسان احساس می کند چقدر خوشبخت است و چقدر زندگی زیباست.چقدر همه چیز بر وفق مراد اوست و از آنجایی که چنین باوری پیدا می کند اندیشه های حاصل از داشتن چنین باوری،اندیشه هایی زیباست که شادی،نشاط و خوشبختی و سعادت انسان را تضمین می کند و از آنجایی که هر اندیشه می تواند به عملی و اقدامی و دستاوردی منتهی شود لذا معلوم است که چنین اندیشه های مثبت ناشی از یک روحیه خوب، به دستاوردهای زیبای یک زندگی منجر می شود.

انسانیکه روحیه ای افسرده و مضطرب دارد،اندیشه های منفی می کند و این اندیشه های منفی و بد برای او پیامدهای ناگواری خواهد داشت و اصولاً از یک انسان افسرده چه انتظاری می رود،بجز اینکه اندیشه های منفی و مخرب در ذهنش تولید کند و آن اندیشه های منفی و مخرب او را به نتایج منفی می رساند و نتایج منفی در او روحیه ای افسرده تر،ایجاد می کند و روحیه افسرده تر،فکری منفی تر و مخرب تر تولید می کند و فکر منفی تر و مخرب تر به نتایج بدتری می رسد و مجدداً روحیه ای افسرده تر تولید می کند و خلاصه انسان در چرخه و سیکلی می افتد که ذلت و ناتوانی کامل انسان است و پایان این داستان،روحیه ای بسیار خراب و افسردگی کامل و حتی گاهی خودکشی است./ل

منبع: بخشی از کتاب “تکنولوژی فکر” نوشته دکتر آزمندیان.





بازدید:
تاريخ : 1394/08/26
ک قطعه آهن ربا قادر است فلزی دوازده برابر وزن خود را جذب کند و از زمین بلند نماید، حال آنکه اگر همین قطعه آهن ربا خاصیت مغناطیس اش را از دست بدهد قادر به بلند کردن پر کاهی هم نخواهد شد.

در زندگی به دو نمونه متفاوت از آدم ها برخورد می کنیم که یکی «مغناطیس شده» و شاد ، سرحال،امیدوار و موفق است و دیگری فردی است که قدرت مغناطیس خود را از دست داده و حتی توان بلند کردن پر کاهی را هم ندارد و مایوس، بدبین و ناتوان گشته است.
این افراد اگر موقعیت های مناسبی هم به دستشان بیفتد آه و ناله سر می دهند : ” می ترسم موفق نشوم … می ترسم سرمایه ام را در این راه از دست بدهم … می ترسم مورد تمسخر مردم قرار بگیرم” این قبیل اشخاص توان پیش رفتن و ترقی کردن ندارند بلکه درجا می زنند و به آب باریکه ای می سازند اما گروه دیگر به پیش می تازند و رازی را که از نسلی به نسلی منتقل می شود و بدان نام پیشرقت و ترقی داده اند، آشکار و فاش می سازند. آری اینان دریادلند و از مشکلات هراسی به خویش راه نمی دهند./ل

منبع : کتاب "قدرت فکر" نوشته : دکتر ژوزف مورفی





بازدید:
تاريخ : 1394/08/25
زندگی آرام باوجود همسر بداخلاق


تندخویی و عصبانیت شوهر موجب آشفتگی روابط می شود. با تدبیر و شکیبایی و بدست آوردن بینش بیشتر نسبت به عواقب عصبانیت می توان در روحیات همسر تاثیر گذار بود.

خشم و عصبانت در روابط زن و شوهر، آزار دهنده و آسیب رساننده است و آزردگی هر دو طرف را به همراه دارد. گاهی بعضی از خانم ها از برخورد شوهر عصبانی، ناراحت و غمگین می شوند. بویژه این حالت زمانی بیشتر است که خانم ، در ارتباطات خود از محبت بیشتری استفاده می کند.

برخورد با شوهرعصبانی کاری سخت است و نیاز به شکیبایی بیشتری دارد و فکر کردن در مورد برخوردهای خشونت آمیز او موجب سرخوردگی شما می شود و این احساس کاملا طبیعی است. در برخورد با شوهر عصبانی به جای اینکه فکر کنید ،مشکل لاینحل است ،به یک راه حل فکر کنید. زیرا یک مسئله هر چقدر هم سخت باشد، می توان آنرا از راهها و روشهای متعددی حل کرد. بنابراین به این فکر کنید، چه دلیلی دارد که او چنین برخوردی دارد؟ آیا نیازهای او برآورده نمی شود؟ یا اینکه جزء عاداتهای رفتاری او شده است؟ و یا اینکه نوع برخوردهای شما، خشم و عصبانیت را در او بوجود می آورد. بنابراین پیدا کردن جواب این پرسشها به شما کمک می کند تا بتوانید راه حل مناسبی را برای خود پیدا کنید.

گاهی ریشه های خشم در استرس، ترس و ناکامی است. مردان خشم خود را با زبان کلامی بیان می کنند و زنان با گریه کردن.
بهترین روش، شفاف و واضح صحبت کردن شما با اوست و توضیح اینکه خشم و ناراحتی او موجب آزردگی و دلشکستگی شما می شود. البته بعضی از خانم ها می گویند ما در زمانهای مختلف به او گفتیم ولی فایده ی نداشته است. شاید نوع گفتن و زمان گفتن شما مناسب نبوده است، پس نباید ناامید شوید. و باید راه حل های متعددی را امتحان کنید تا به نتیجه برسید.

گاهی مردان از پذیرفتن دیدگاههای شما سرباز می زنند، ولی شما باید در زمانهای آرام با صحبتهای منطقی ، کوتاه و محبت آمیز او را متوجه عواقب رفتارش کنید. زمانیکه شما چنین گفتگویی با او انجام می دهید، لازم است از رفتارهای مناسب او که مورد تایید و توجه شماست است، نیز گفتگو کنید و اینکه بسیاری از محبت ها و رفتار های خوب او را می پسندید. و از اینکه او دارای چنین قابلیتهایی می باشد خرسند هستید.

گاهی شوهر شما از آسیبهای که وارد می کند، آگاهی ندارد. صحبتهای شما کمک کننده است. البته گاهی شما احساس می کنید که شوهر شما می خواهد با رفتار عمدی خود ، شما را بیازارد. این مسئله نشان می دهد که او هم عمیقا از مسئله یی ناراحت است، بنابراین سعی کنید بجای اینکه مقابل به مثال کنید رفتاری محبت آمیز و توام با همدردی نشان دهید تا او متوجه شود که بسیاری از رفتارهای شما با قصد قبلی و آزار دادن او نبود است و این بدلیل ناآگاهی شما از روحیات او بوده است که چنین اتفاقی افتاده است . بهتر است در این مورد با هم گفتگو کنید. و نشان دهید که بسیاری از رفتارهای ناراحت کننده او نیز ممکن است ناآگاهانه اتفاق افتاده باشد. لذا بهتر است در این مورد با یکدیگر به گفتگو بنشینید و در جهت رفع کدورتهای یکدیگر اقدام کنید.

همچنین درک شما از موقعیتهای مختلف او ، کمک می کند تا از شما حمایت بیشتری به عمل آورد، برخورد محبت آمیز و آرامش بخش شما می تواند او را آرام کند. در نهایت با او لجبازی نکنید.

ایجاد موقعیتهای خوشایند:بهتر است بجای درگیری و تمرکز بیشتر بر خشم و ناراحتی ها، بر بوجود آوردن موقعیتهایی که شادی آور و خوشایند است تاکید کنید. شوخی و مزاح را نیز در محیط خانه رواج دهید . خنده و شوخی نمک زندگی است و یک راه پیشگیرانه در جهت بروز مشکلات و خشم می باشد. هدیه دادن و گفتگوهای محبت آمیز و شاد کردن یکدیگر و نشان دادن علاقه به همسرتان نیز می تواند در کاهش خشم و عصبانیت او کمک کننده باشد.
در بعضی مواقع نیز همسرتان متوجه خشم خود می شود ولی در کنترل آن ضعف دارد. در این مورد با کمک هم سعی کنید راههای کنترل خشم را بیابید. مطالعه در این مورد و انجام بعضی فعالیتها می تواند به شما در حل مشکل کمک کند، بعنوان مثال با هم قرار بگذارید هنگام عصبانیت با یکدیگر صحبت نکنید تا آرام تر شوید. یا حواس خود را به چیزی پرت کنید، بیرون بروید، نوشیدنی بخورید، نفس عمیق بکشید و فعالیتهای وزرشی برای خودتان برنامه ریزی کنید.

بدست آوردن مهارتهای کنترل خشم و عصبانت و ایجاد راه های ارتباطی محبت آمیز به حل مشکل شما کمک می کنند./ل



بازدید:
تاريخ : 1394/08/25
کشمکش خواهر و برادرها

یکی از اتفاقاتی که غالبا پس از تولد فرزند دوم دغدغه خانواده ها می شود اختلاف نظر و کشمکش خواهر و برادرهاست.
این کشمکش های به ظاهر ساده و کودکانه غالبا ریشه در نوع رفتار والدین با کودکان دارد.
و ادامه ی آنها نیز به روش برخورد والدین با مسایل میان فردی کودکان بستگی دارد.



برای پیشگیری یا کنترل این وقایع چند توصیه زیر می تواند کمک کننده باشند:
1- از دفاع بی چون و چرا از کودک کوچکتر خودداری کنید

2- هیچ گاه بدون گوش دادن به هر دو کودک به اعلام نظر نپردازید و قصاص پیش از جنایت نکنید

3- از یک الگوی ثابت در برخورد با کودکان بهره بگیرید و یک بام و دو هوا قضاوت نکنید

4- همیشه حق با کودکی نیست که گریه می کند سعی کنید به صحبت های هر دو توجه بدون قضاوت و پیشداوری داشته بتشید

5- حتی اگر قادر به اجابت تقاضای یک کودک نباشید ، او را از همدلی محروم نکنید

6- وقتی تقاضای یک کودک را رد می کنید یا می پذیرید، همان پاسخ را برای کودک دوم در موقعیت مشابه بکار ببرید

7- وقتی کودکی توسط کودک دیگر کتک می خورد به جای سرزنش فرد خاطی با کودک کتک خورده همدلی کنید و توجه خاص در آن موقعیت به او داشته باشید

8- کودکانتان را در هیچ زمینه ای با هم مقایسه نکنید. هر کدام از آنها انسان های مستقل و منحصر به فردی هستند

9- بجای انتظار از کودکان برای ارایه یک نوع رفتار در موقعیت های مشابه، بر توانایی های هر فرزندتان در موقعیتی که بهتر عمل می کند تمرکز داشته باشید.

10- فرزندانتان را به حل مشکلات میان فردیشان تشویق کنید و مدام نقش قاضی را به عهده نگیرید./ل





بازدید:
تاريخ : 1394/08/24

یافتن تعادل
وقتی زن و مرد بتوانند در حالت تعادل قرار گیرند، خلاقیتشان افزایش می یابد و وقتی فعالیتهای کاری خود را با مناسبات زناشویی خود متعادل سازند، موقعیت و شکوفایی بیشتری حاصل میشود. وقتی بتوانند با ذهن و دل خود واکنش نشان دهند میتوانند نسبت به دیگران با عشق و سایر نگرشهای مثبت واکنش نشان دهند. برای رسیدن به تعادل شخص باید به هر دو جنبه زنانه و مردانه خود توجه کنیم.

فرضیه های جنسیتی
از آنجایی که به ما نیاموخته اند چگونه انرژی های مونث و مذکر بودن خود را متعادل سازیم در نتیجه درباره ی جنس خود و جنس مخالف خود فرضیه سازی میکنیم. هفت نمونه زیر فرضیه های اشتباهی هستند که میتوان به آنها اشاره کرد:

1- زنها با محیت و مردها بی محبت هستند.

2- زنها غیرمنطقی و مردها باهوش هستند.

3- زنها حمایتگر و مردها ویرانگر هستند.

4- زنها ضعیف و مردها قدرتمند هستند.

5- زنها تحت سلطه و مردها مسلط هستند.

6- زنها وابسته و مردها مستقل هستند.

7- نقش اشخاص با توجه به جنسیت آنها مشخص میشوند.

این باورهای جنسیتی با خود هزاران فرضیه نادرست و غیر منصفانه را به همراه می آورند، فرضیه هایی مانند:

مردها باید بیرون خانه و زنها باید در داخل خانه کار کنند. یا زنها پرستاران بهتری و مردها پزشکان بهتری هستند. باید توجه داشته باشیم که همه ما هر جنسیتی که داشته باشیم از ویژگی های زیر میتوانیم برخوردار باشیم:

1) هدفمند      2) خلاق      3) قدرتمند4       ) با هوش      5) با محبت     6) قاطع     7) متکی به خود

هر یک از ما ترکیب منحصر به فردی از این ویژگی ها را داریم. طبیعی است که هر کس برای خود محدودیتهایی دارد، اما این محدودیتها معمولا با جنسیت اشخاص در ارتباط نیستند. اینکه جنسیت میتواند میزان محبت، توانمندی و قدرت را مشخص کند اشتباه صد در صد است.

معنای برابری
زن و مرد برابر آفریده شده اند و به عبارت دیگر جوهر یا روان زن و مرد واحد و یگانه است. همه انسانها یعنی همه زنان و مردان دارای ذکاوت و فراست اند و دلهای مهربان دارند اما ابراز امکانات بالقوه ما برای هر شخص تفاوت میکند. بزرگترین قدرت ما دوست داشتن و حمایت کردن از یکدیگر است. هر کس منحصر به فرد است و چیز ویژه ای دارد که ارزانی دیگران کند. با احترام گذاستن به تفاوتهای انفرادی خود به خود امکان شکوفایی میدهیم تا وجود خود را کشف کنیم./ل

 

 




وقتی فهمیدیم آن طور که فکر میکردیم دوست داشتنی نیستیم!!

وقتی یک یا دو ساله بودیم شخصیتی داشتیم که می‌توان آن را کامل و 360 درجه تصور کرد. در تمامی قسمت‌های جسم و روان خود سرشار از انرژی بودیم. کودکی که در حال دویدن است مانند توپی از انرژی است. ما توپی از انرژی بودیم؛ اما یک روز متوجه شدیم که والدین ما بخش‌هایی از این توپ را دوست ندارند. آنها به ما می‌گفتند: «می‌توانی ساکت یک جا بنشینی؟» یا «آسیب رساندن به برادرت کار درستی نیست.»

همه‌ی ما در روان خود، دارای یک کوله‌بار مخفی هستیم!

در این کوله بار مخفی، بخش‌هایی از وجود ما قرار دارد که والدین ما آنها را دوست ندارند. ما برای این‌که توجه و عشق و علاقه‌ی پدر و مادرمان را به خود جلب کنیم، بخشهایی را که آنها دوست ندارند در این کوله‌بار قرار داده‌ایم. از بدو تولد تا سنین رفتن به مدرسه، اندازه‌ای این کوله‌بار بزرگ و بزرگ‌تر شده است.

 کوله بارمان چگونه پر شد؟!!!

در مدرسه معلم‌ها می‌گفتند: «بچه‌های خوب به خاطر چیزهای بی‌اهمیت عصبانی نمی‌شوند.» به همین دلیل خشم و عصبانیت خود را نیز در این کوله‌بار گذاشتیم. زمانی که من و برادرم دوازده ساله شدیم همه اهالی در محله‌ی مدیسون مینه‌سوتا ما را به‌عنوان «بچه‌های خوب و حرف‌گوش‌کن بلای» می‌شناختند. کوله‌بار سنگین ما در آن زمان چیزی به وزن یک تن بود.
بعدها وقتی به دبیرستان رفتیم چیزهای زیاد دیگری را نیز در این کوله‌بار گذاشتیم. در دبیرستان، علاوه بر بزرگترها، هم سن و سالهای ما نیز به ما یادآوری میکردند که چه چیزهایی خوب و چه چیزهایی بد است.
در تمام مدت دبیرستان دروغ می‌گفتم و سعی مي‌کردم مثل بازیکنان حرفه‌ای بسکتبال رفتار کنم. بخشهای کند وجودم به درون این کوله‌بار می‌رفت.
هم اکنون چنین اتفاقی برای فرزندانم در حال رخ دادن است. به دخترهایم نگاه می‌کنم و با ناراحتی می‌دانم که آنها چیزهایی را در کوله‌بار خود می‌گذارند، اما از من و مادرشان کاری ساخته نیست. دخترهای من اغلب اوقات بر اساس مد روز یا آنچه که در جامعه، میان هم سن و سالهای آنها رواج یافته است در مورد «زیبایی» تصمیم می‌گیرند.
بعد از سالها، از آن توپ انرژی دوران کودکی فقط یک قاچ انرژی برای یک نوجوان دوازده ساله باقی مانده‌است. مردی بیست و چهار ساله را در نظر بگیرید که یک قاچ نازک انرژی دارد و بقیه‌ی انرژی‌ را در کوله‌بار خود گذاشته است. زمانی که این مرد با خانمی هم سن خود ملاقات می‌کند، خانم جوان هم فقط یک قاچ نازک انرژی برایش باقی مانده است. آنها تصمیم می‌گیرند این دو قاچ نازک را در مراسمی که آن را ازدواج می‌نامیم با هم شریک شوند. اما این دو قاچ کوچک انرژی برای یک نفر هم کافی نیست! ارمغان ازدواج دو فرد با کوله بارهایی به این سنگینی، جز تنهائی در ماه عسل چیز دیگری نیست.  

فرهنگ‌های مختلف باعث می‌شوند چیزهای مختلفی در این کوله‌بار گذاشته شود.  
ماری لوییس وان‌فرانز به ما هشدار می‌دهد که با تصور این که در فرهنگ‌های بدوی کوله‌باری وجود ندارد، آنها را از سایر فرهنگ‌ها مستثنی ندانیم. او عقیده دارد که در فرهنگ‌های بدوی نیز گاهی کوله‌بارهای بزر‌گ‌تر اما از نوع و جنسی متفاوت وجود دارد. آنها ممکن است فردیت یا خلاقیت و ابتکار را در این کوله‌بار قرار بدهند. به نظر میرسد کوله‌بار همه‌ی انسان‌ها به یک اندازه است./ل





بازدید:
تاريخ : 1394/08/24
شاگردی از استاد خود پرسید:
خواهش می‌کنم به من بگو از کجا باید یک انسان خوب را تشخیص دهم؟
 جواب داد:تو نمی‌توانی از روی سخنان یک فرد، تشخیص دهی که او یک انسان خوب است؛
حتی از ظاهر هیچ فردی نیز نمی‌توانی به این شناخت برسی،اما می‌توانی از فضایی که با حضور آن فرد، به وجود می‌آید، او را بشناسی؛زیرا هیچ کس قادر نیست فضایی در اطراف خود ایجاد کند که با روحش سازگاری نداشته باشد:
اين يعني بازتاب شعور دروني وتشعشعات ما به هستي!!






بازدید:
تاريخ : 1394/08/24




عنوان :




روابط سالم در خانواده
نویسنده / مولف : داود حسيني
ناشر : بوستان كتاب
کد کتاب : 506274
تعداد صفحات : 212
قطع : رقعي
جلد : شميز
نوبت چاپ : 24
سال / تاریخ چاپ : 1393
موضوع : خانواده
شابک : 9789640911716





باشد که به خاطر روز کتاب و کتاب خوانی صفحه ای را مهمان این عزیز فراموش شده باشیم./ل




دعوای خواهر وبرادرها را به یک فرصت تربیتی تبدیل کنید.

هر والدی که بیش از یک فرزند دارد، میداند که دعوای خواهر و برادری میتواند گاهی آرامش کل خانواده را به طور بنیادی بر هم بزند. آداب معاشرت به معنای قابلیت درک و بیان احساسات و رفتارهایی است که روابط مثبت را تسهیل میکند. هر بار که بچه ها یاد میگیرند احساسات شدید خود را به جای مشت و لگد و فریاد، تبدیل به کلمات کنند، یک قدم در راه آموختن آداب معاشرت برداشته اند. یک سوال بسیار رایج در میان والدین این است: "موقعی که بچه ها دعوا میکنند، ما باید دخالت کنیم یا نه؟" سوال بعدی این است: "بهترین راه کمک به حل اختلافات بچه ها کدامست؟"

تحقیقات در این مورد نشان داده است که یکی از اصلیترین دلایل دعوای خواهر و برادران، جلب توجه والدین است. بنابراین گفته میشود که والدین نباید وارد دعوای آنها شوند، برای اینکه اینکار باعث میشود آنها بیشتر دعوا کنند. البته در این میان یک اشکال وجود دارد. تکلیف آنکه در دعوای خواهر و برادری ضعیف تر است چیست؟ اگر پدر و مادر دخالت نکنند، آیا حق او ضایع نخواهد شد؟ پس والدین نمیتوانند دخالت نکنند چون حتی میان دوقلوها هم اغلب یک نفر دست بالاتر را دارد. شاید بهتر باشید بگوییم والدین در دعوای خواهر و برادرها چگونه باید مداخله کنند؟ دخالت والدین باید بیشتر حالت تربیتی داشته باشد تا دستوری. والدین با دخالت خود باید به کودکان درس حل مسئله مشارکتی و کنار آمدن با عقیده مخالف را بدهند. چگونه؟

1- قوانین خانه را با صدای بلند تکرار کنید. به هردو طرف دعوا به صورت یکسان گوش بدهید. به طوری که هردو فرزند تصدیق کنند که به میزان مساوی به حرفشان گوش داده شده است.

2- به بچه ها کمک کنید تا احساسات خود را با خواهر یا برادر خود در میان بگذارند.

3- به آنها بگویید: "من مطمئنم شما دو نفر میتوانید با هم کنار بیایید به شرطی که هرکدام خوب به حرف آنیکی گوش کنید و خود را به جایش بگذارید."

اگر کارهای فوق الذکر را به دفعات انجام دهید، بچه ها مهارت حل مسئله را یاد میگیرند و دعوای خواهر و برادرها محلی برای رشد مهارتهای اجتماعی خواهد بود. از سوی دیگر هوش هیجانی کودکان رشد خواهد کرد. فراهم کردن موجبات رشد هوش هیجانی کودکان را شاید بتوان بعد از ایجاد دلبستگی ایمن، دومین وظیفه بزرگ والدین دانست. /ل





مصاحبه ای با سازنده فیلم های مستهجن:

دریکی از برنامه های زنده تلویزیونی اروپایی گفتگویی با مدیر کانال پخش فیلمهای زننده انجام شد. مجری برنامه خانمی بود که از این مدیر شیک پوش آمریکایی سوال می کرد.
درمورد کیفیت تولید برنامه ها صحبتی کنید .

این مدیر برنامه های مستهجن باشوق توضیح می داد و درباره تولید فیلمها صحبت می کرد وافتخار می کرد که در این زمینه یک مدیر بسیار موفق می باشد وبعد مجری از او سوال کرد برنامه های شما خاص چه سنینی می باشد ؟
جواب داد که ما برای تمام سنین فیلم تولید کردیم وحتی اختلاط سنین را هم در نظر گرفتیم یعنی دختر نوجوان با یک پیر مرد شصت ساله وبلعکس آن...
این مدیر غرق در صحبت بود و بخود می بالید تا به این مرحله رسید که گفت ما حتی ارتباط جنسی با محارم را هم به تصویر کشیدیم وآموزش دادیم مثلا پدر با دختر . مادر با پسر ومابقی محارم تا بحث به اینجا رسید که ما با افتخار اعلام می کنیم اولین کانالی هستیم که ارتباط جنسی خواهر وبرادر نوجوان در منزل را نشان دادیم وبا توجه به فعالیتهای بسیار عالی، ما همیشه مورد تشویق دولت آمریکا بودیم .
مجری برنامه که دیگر نزدیک پایان برنامه بود ناگهان سوالی از او کرد که مشخص بود برنامه ریزی نشده بود
سوال کرد شما چندفرزند دارید ؟
جواب داد دو فرزند یکی دختر و دومی پسر که اولی 16 ساله است و دوم14 ساله است .
مجری گفت با توجه به آموزشهایی که در کانال شما داده میشه و بسیار عالی و کیفی است آیا دختر و پسر شما از این کانال که مدیر آن پدرشان است بخوبی استفاده کرده و آموزش می بینند ؟
ناگهان مدیر برنامه های شیطانی با عصبانیت بلند شد و تغییراتی در صورتش پدید آمد و با صدای بلند به مجری گفت اصلا فرزندان من و همه فرزندان دیگر خانواده های آمریکایی و اروپایی حق ندارند از این برنامه ها استفاده کنند و در کل در این کشورها پخش نمیشه. این برنامه صرفا جهت پخش درکشورهای جهان سوم و بالاخص مسلمان تولید میشه ...
برداشت
با یه حساب سر انگشتی و با توجه به اینکه ماهواره در کشور خودشان پولی و در كشور ما رایگان است به این نتیجه می‌رسیم که ؛

پنیر مفت فقط در تله موش یافت می‌شود !!
به هوش باشید لطفا..../ل





رویدادها به خودی خود احساسات ما را تعیین نمی کنند ؟
آنچه اهمیت دارد معنایی است که ما به این رویدادها می دهیم .
دو یا سه فرد مختلف ممکن است به یک اتفاق مشابه که برایشان اتفاق افتاده دو یا سه عکس العمل متفاوت نشان دهند چون این عکس العمل ها تحت تاثیر دیدگاه و نگرش فرد درباره اون رویداده پس اگر بخواهیم احساسمان را در مورد یه رویداد عوض کنیم باید روش تفکرمان را درباره اون عوض کنیم .البته این به معنی این نیست که مسائل عاطفی فرد صرفا ساخته ذهن اوست. اما تاثیر رویداد های ناخوشایند به واسطه تفکرات نا امیدانه و باورهایی که توانایی فرد رو برای مقابله سازنده با این رویداد ها رو مختل می کند بدتر و شدیدتر خواهد شد .فردی که شغلش رو از دست داده و به خودش می گه که من بدون شغلم آدم بی ارزشی هستم .

همیشه بیش از یک راه برای دیدن امور وجود دارد .
 مثلا من شغلم،نامزدم ،ماشینم و... رو ازدست دادم نه ارزشم رو چون ارزش من به ماشینم یا... نیست.
همه چیز را می توان از یک فرد گرفت به جز آزادی انسان را در انتخاب نگرش او درباره شرایط مختلف و همچنین آزادی او را در انتخاب راهش./ل




  1  2  3  4   ...