بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی

اسلاید شو

بازدید:
تاريخ : 1394/07/27


" آدم‌ های امن چه کسانی هستند؟ "
آدم‌ های امن، همان‌هایی هستند که همه چيز مي‌توانی بهشان بگويی، بدون اينکه قضاوت يا تحقيرت کنند ميتوانی کنارشان احساس بودن کنی
اينها تا لباسی تازه تنت ببينند نمیپرسند از کدام مغازه خريدی؟ مارکش چيه؟ چند خريدی؟
مي‌گويند: چقدر قشنگه، بهت می آيد، من عاشق اين جنس ژاکتم.
از سفرکه برگردی
نمی پرسند کجا رفتی؟با کی و چرا رفتی؟ اسم هتلش؟ چه‌قدر هزينه شد؟
مي‌گويند :خوش گذشت؟ سرحال شدی؟
ماشين تازه بخری
نمی پرسند نو است يا دست دوم؟
از کجا خريدی؟ نقد يا قسطی؟چند خريدی؟
میگويند راحتی باهاش؟... مبارکت باشه برازنده شماست
دانشگاه قبول شوی
نمیپرسند کدام دانشگاه؟ شهريه‌اش چه قدره؟ وای چقدر دوره!
میگويند چه رشته‌ای به سلامتی؟ اين رشته بازار کار خوبی دارد،اگر تلاش کنی حتماً موفق خواهی بود.
مشغول کاری تازه‌ شوی،
نمی پرسند حقوقت چه قدره؟ اسم شرکتش چيه؟ جايش کجاست؟
میگويند شغلت را دوست داری؟ صاحب کارت يا همکارهايت آدم‌های خوبی هستند؟ اين‌جور شغل‌ها جای پيشرفت دارد...
کسانيکه فقط خود خود خودت هستی که براشون مهمی.
" زندگيتان سرشار ازدوستان امن"
ارسالی از استاد صمدی(تهران)




بازدید:
تاريخ : 1394/07/27

هفت سال مردم شناسی خواندم؛ در کنار آدمهایی که ته کلاس به مژه هایشان ریمل میزدند و رشته شان را مسخره میکردند، و در کنار آدمهایی که فیلم خوب می دیدند و کتاب غیر درسی می خواندند و رشته شان را دوست داشتند.
هفت سال از آدم های خارج از دانشگاه شنیدم: «حالا یعنی مردم رو میشناسی؟» هفت سال لبخند زدم و هفت سال مودبانه جواب دادم: «اِی...» و هفت سال جواب شنیدم: «حالا بگو ببینم،من چه جور آدمی ام؟» هفت سال سکوت کردم.هفت سال دیگر هم سکوت خواهم کرد.و حتی هفت سال دیگر.
ما مردم شناسی خواندیم. صفحه به صفحه،جزوه به جزوه، کتاب به کتاب.استادها آمدند و رفتند. استادها گفتند و گفتند و گفتند. 7 سال گذشت. مدرک کارشناسی شد کارشناسی ارشد.حالا می دانم که هرگز نمی شود در جواب سوال«حالا بگو ببینم،من چه جور آدمی ام؟» تنها یک جمله گفت، یا حتی یک پاراگراف، یا حتی یک صفحه. حالا می دانم که «مردم» در کلمه خلاصه نمی شوند. آنها یک روز «نازنین و دوست داشتنی اند» و یک روز «عوضی و نفرت انگیز».یک روز آن قدر احساساتی اند که پای تلویزیون،خیره به دهان اخبار گو،به پهنای صورت اشک می ریزند و یک روز با پوزخندی بر لب،کنار جنازه های بیرون افتاده از ماشین های تصادفی،سلفی می گیرند. یک روز عاشقند و عشقشان را به عرش میبرند و یک روز همان عشق سابق را به فرش میکوبند و مشت و لگد بارانش میکنند.یک روز کارمندی محترم و آبرومند در شرکتی بزرگ اند و یک روز در قامت یک داعشی،سر از تن انسان جدا می کنند. جمعه ها سر چهارراه برایت ترمز میکنند تا از خیابان رد شوی و دوشنبه ها سر همان چهارراه از رویت رد میشوند.
نه.مردم را نمیشود یکبار و برای همیشه شناخت. مردم مثل رود اند. رودی که در جریان است، می رود، می رود، می رود و هرگز نمی ماند. مردم را باید در شرایط مختلف، در روزهای مختلف، در موردهای مختلف، در موقعیت های اجتماعی مختلف، در حالت های عاطفی مختلف، در فصل های مختلف و در مکان های جغرافیایی مختلف شناخت. وقتی که مجرد اند و وقتی که متاهل، وقتی که بی پول اند و وقتی که پولدار، وقتی برنده اند و وقتی بازنده، وقتی اوضاع به کام شان است و وقتی نیست،وقتی در وطن اند و وقتی در غربت، وقتی کارمند اند و وقتی رئیس، وقتی غرق در ماتم اند و وقتی سرشار از خوشی، وقتی آویزان از میلهء اتوبوس بی آر تی اند و وقتی نشسته بر روی صندلی هواپیمای لوفت هانزا، وقتی شستشان به نشانهء «لایک» بالا است و وقتی در حال هو کشیدن اند...مردم را باید هر روز و هر ساعت شناخت.چرا که آنها رود اند. می روند و هرگز نمی مانند. می روند و تغییر می کنند و ثابت نمی مانند. " آنالی اکبری" /ل
.




بازدید:
تاريخ : 1394/07/27

 رابطه محل زندگی و شخصیت
بسیاری از ما درمورد خانه مان سخت گیر هستیم بطور مثال خود من برای مطالعه به جایی کوچک، محصور و ساکت نیاز دارم ولی برای نوشتن، فضایی بزرگتر با دکوراسیونی خلاقانه تر را ترجیح می دهم. زمانی که دنبال ایده و فکر جدیدی می گردم قدم زدن در یک فضای باز مثل ساحل یا یک مزرعه و هنگامی که در تلاش برای حل یک مساله هستم مسیری مارپیچ در میان جنگل را ترجیح می دهم. وقتی به این فکر می کنم که نیازهای من از هر فضایی به نحوی به فعالیت های من مربوط می شود به ارتباط پیچیده ای بین علایق حرفه ای ، خلق و خو، محل زندگی و شخصیت خودم پی می برم. از آنجایی که من از لحاظ شخصیتی  در جایی نزدیک به انتهای طیف درونگرایی قرار دارم بنابراین به نظر می رسد که شخصیت درونگرای من در ترجیحاتم نقش دارد.

حال سوال اینجا است که آیا محیط و فضاهایی که ما در آن زندگی می کنیم در شکل گیری شخصیت ما موثر است؟ مطالعات اخیر پاسخ هایی برای این پرسش دارند.

کوهستان یا دریا
یک مطالعه منتشر شده در دانشگاه ویرجینیا به ارتباط برجسته محیط و شخصیت اشاره دارد. در این مجموعه مطالعات محققان به این نتیجه رسیدند که درون گراها در مناطق کوهستانی شادتر از مناطق ساحلی هستند. در تحقیقات آزمایشگاهی نیز دانشجویان شرکت کنندهء درونگرا بیشتر به مناظر کوهستانی تمایل نشان دادند تا مناظر ساحلی. در ادامه طی تحقیقات وسیعتری که در ایالت های مختلف انجام گرفت نتایج حاکی از این بود که ساکنان ایالت های کوهستانی نسبت به ساکنین ایالت های مسطح تمایل بیشتری به درونگرایی نشان می دهند. یافته های جالب توجه نشان دادند که نوع زمینی که ما در آن زندگی می کنیم و امکانی که برای تعاملات اجتماعی و یا برای تنهایی فراهم می آورد می تواند در اینکه ما چه احساسی داشته باشیم تاثیر گذار باشد. اما یک سوال مهم همچنان باقی است و آن این که آیا محیط هایی که برای اندیشیدن و در خود فرو رفتن مساعد هستند به مرور صفات شخصیتی ساکنان خود را تغییر می دهند؟ و یا این افراد درونگرا هستند که جذب چنین محیط هایی می شوند چرا که با شخصیت آنها هماهنگ است؟

 فضای پر درخت و فضای باز
در تحقیقات بعدی محققان، افراد مورد آزمون را برای بحث گروهی به دو منطقه متفاوت بردند، یک محل متروک و پر درخت و سپس به یک فضای باز و مسطح. اگر معلوم می شد که محل استقرار آنها متغیرهای درونگرایی-برونگرایی را در بحث گروهی تحت تاثیر قرار می دهد آنوقت می توانستیم پیش بیش بینی کنیم که فضای آرام و پر درخت می تواند ماهیت بحث گروه را تغییر دهد. محققان برای اینکه تغییر را اندازه گیری کنند تعداد دفعاتی که هر شرکت کننده در گروه صحبت می کرد را ثبت کردند و در انتها از شرکت کنندگان خواستند پرسشنامه ای را پر کنند که احساس همان لحظه آنان را از درونگرا-برونگرا بودنشان مشخص می کرد. اگرچه نتایج این تحقیقات شواهدی دال بر تاثیر محیط بر میزان صحبت شرکت کنندگان و درک آنها از درونگرا- برونگرا بودنشان به دست نداد اما محققان اذعان داشتند که نمونه مورد بررسی کوچک بود و همچنین نمی توان انتظار داشت که صفات شخصیتی افراد که طی سالیان دراز در فردی نهادینه شده با یک مواجهه کوتاه و مختصر با یک فضای متفاوت تغییر کند همچنین نقش عوامل ارثی که می دانیم در صفات شخصیتی نقش دارند ندیده گرفته شده بود.

نتایج تحقیقات
تحقیقات بعدی در نمونه ای 56000 نفری از ساکنان لندن انجام شد و متغیرهای زیادی مانند رضایت از زندگی و  متغیرهای شخصیتی اندازه گیری شدند تا ارتباط آنها با کدپستی شرکت کنندگان بررسی شود. نتایج نشان دادند که محل زندگی ما در سطح رضایت ما از زندگی تاثیر گذار است بطوریکه در تعامل با برخی صفات شخصیتی می توان سطح رضایتمندی افراد را پیش بینی کرد. طی این تحقیق نیز دلیلی مبنی بر تاثیر محیط بر شخصیت افراد یافت نشد اما دلایل محکمی برای این ادعا یافت شد که ترکیب خصوصیات شخصیتی با شرایط فیزیکی اطراف می تواند بر این که ما چه احساسی داریم، چکار می کنیم و در مورد زندگی خود چه فکر می کنیم اثرگذار باشد./ل







بسم رب الحسین
 
اینجا بیــــــن الحرمیـــــن است…
هــوایش هوایــــــی دیگــــــر است…
خاکش جنس دیگـــــــــری دارد…
اینجا کوی دلـــــــدادگان و عاشقـــــــــان الله ست…
اینجـــــــا دوراهــــــی بین الحرمیـــــــن است…
و مگر می توانــــــی بــه سادگــــــــی انتخاب کنی…
همیــــــن کــه رسیــــــدی پای دلـــــت می لرزد…
اینجا چنددقیقـــه ای بغــــــــض می کنی و می نشینی…
تویـــــی و حسیــــــن و ابوالفضـــــــل…
می دانم بـــــــــاورش سخت است…
وزیر لــــــب زمزمــــه می کنی:
سِــــرِّ عاشـــــــق شدنم لُطفِـــــ طبیبانــــه ی تــوست …
وَر نـــه عشـــــــق ِ تــــــو کُجــا ؛ این دلِــــــ بیمـــار کُجـــا
اما لذت ببر از این بغـــــــض..
ازاین آشفتگــــــــی…
اصلا مدتی سر آن دوراهی بنشین و هـــــــــوایش را استشمــــــــام کن…
برگردی دلــــــــــت حسابی تنگـــــِ اینجا می شود…
اینجا بیــــــن الحرمیـــــن است…!
 
 
 
 
از دور ســـلام ...
 
 
اَﻟﺴﱠﻼم ُ ﻋَﻠَﻰ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ َو ﻋَﻠﻰ ﻋَﻠِﻰ ِّ ﺑْﻦ ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ
و ﻋَﻠﻰ اَوْﻻد ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ ِو ﻋَﻠﻰ اَﺻْﺤﺎب ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ






وابستگی بیمارگونه چه علامت هایی دارد؟
-تنهایی برایشان غیرقابل تحمل و ناامیدکننده است.
-اغلب این افراد در زندگیشان مسوولیت های اصلی را به دیگران می سپارند.
-این افراد به تصمیم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نیازمندند دایما در طول زندگی و کار درستی اعمالشان از سوی دیگران تایید شود.
-برای حفظ کردن افراد در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند حتی به اعمالی تحقیرآمیز و ناخوشایند دست می زنند.
-این افراد به محض جدایی از کسی که آنها را حمایت کرده و تکیه گاه آنها بوده است یا دچار افسردگی شده یا فورا خود را وارد رابطه دیگری می کنند تا حمایت های لازم را از طریق او کسب کنند و در چنین شرایطی احتمال ارتکاب اشتباه بسیار بالاست.
-هنگام صحبت و بحث با دیگران حتی اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند او را تایید می کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتی و از دست دادن طرف مقابل شوند.
-به شدت احساس نیاز به مراقبت دارند و از تحت سلطه قرارگرفتن هراسی ندارند./ل
زندگی تان پر از محبت





معماري ارتباطات بين فردي و نگاه از بالكن
بعضي از آدما ، نما و ورودي خوبي دارند.ولي متاسفانه پذيرايي و حال دل پذير و دل انگيزي ندارند.از مطبخ آنها بوي از انسانيت و مهر و فا به مشام نمي رسد.و با كارد و چنگال به جان روح ات مي افتند و سلاخي مي كنند.آنجاست كه روح و روانت را صليب كشيده مي يابي همه چيز كنترلي است .براي تنفس و رود به حيات دل شان خلوتي نمي يابي.آنچنان زير دوربين هاي مدار بسته آنها ، احساس اسارت مي كني كه ناگزير مي شوي حفاظ هاي سرد آهني در را باز كني و خود را به بيرون اندازي و آنچنان روز ها و ماه ها دچار تشويش مي شوي كه به همه چيز به ديده انكار و ترديد مي نگري آنجاست كه به ديدگان خود نيز اعتماد نخواهي كرد و از خود خواهي پرسيد، به راستي پرنده پر كشيده اعتماد را چگونه دوباره مي توان به آشيانه دل باز گردان چگونه مي توان دوباره بالهاي شكسته و زخمي انديشه ات را بگستراني تا در آسمان لايتنهاهي اوج گيري و سر مست از نسيم مهر ورزي ، ترنم زندگاني را سر دهي و انسانهاي ديگر را با آواز خوش دوستي گرد آوري و هراسي نداشته باشي از لوله تفنگ نشانه رفته به سوي ات و با رقص پرواز ات و آواي نواي ات دل صياد را به رحم آوري آيا اعتماد گمگشته باز مي آيد به حريم دل ات يا باز بايد غمگين بود كودك اعتماد ، در سايه شفاف سازي و راستي آزمايي است كه پرورش خواهد يافت وليكن چگونه؟
اعتماد يكي از اركان مهم در ارتباطات بين فردي است.با توجه به متن بالا كه ممكن است ديالوگ خيلي از ما با خودمان و يا ديگران باشد به برخي از تحريف هاي شناختي كه ممكن است در پردازش افكارمان بدان مبتلا باشيم مي پردازم .افکار و احساسات ما نقش کلیدی و بنیادی در رفتار مان دارند. برخي از افکار و احساساتی را كه تجربه می‌کنيم ممكن است  باعث تشدید یا تقویت باورهای معیوب و نادرست در ما گردد. چنین باورهایی می‌تواند به رفتارهای مشکل‌زا منجر گردد و جنبه‌های مختلف زندگی از جمله خانواده، روابط عاطفی، کار و تحصیل را تحت تاثیر قرار دهد.
 برای مثال، اگر اعتماد به نفس پائینی داشته باشيم ممکن است افکار منفی درباره توانائی‌ها و قابلیت‌های خود
داشته باشيم. در نتیجهء این الگوهای فکری منفی، ممکن است شروع به کناره‌گیری از اجتماعات کنيم و یا از فرصت‌های پیش آمده برای ارتقاء در کار یا تحصيل صرفنظر کنيم.  برای مقابله با این افکار و رفتارهای مخرّب، ابتدا بايستي باورهای مشکل‌زا و به عبارتي ديگر تحريف هاي شناختي خود را شناسایی کنيم با درک افکار و احساساتی که بر روی رفتارمان  تأثیر می‌گذارد  مي توانيم  بهترين راهبرد را در زندگي اتخاذ كنيم و شادكامي و موفقيت خودمان را روز افزون نماييم.
 
عمده ترين تحريف هاي شناختي  بدين شرح است:
1-تفکر همه یا هیچ 2- تعمیم افراطی 3-فیلترهای ذهنی ( ذهن خواني و...) 4-بی‌اعتبار کردن نکات مثبت5-زود نتیجه‌گیری کردن 6- بزرگ ‌نمایی و کوچک ‌نمایی7- استدلال هیجانی 8- بایدها و نبایدها 9- برچسب زنی 10- به خود گرفتن.
حال برگرديم به همان جاي كه ابتدا توصيفش كرديم  كه در آن حس منفي و بي اعتمادي به ما دست داده بود .به گونه اي كه خودمان رااز اين اعتمادي كه به ديگران داشتيم سرزنش مي كرديم(تحريف شناختي به خود گرفتن.)  و از اين بعد قرار بود به همه چيز به ديده ترديد بنگريم (تحريف شناختي تعمیم افراطی) .و همه محاسن فرد را فداي يك چند اشكال ايشان كنيم-بی‌اعتبار کردن نکات مثبت).و آن وقت بگويم اين ادم يا فردي كاملا خوب است و يا كاملا بد(تفکر همه یا هیچ).و قبل از ارتباط به حدسيات ذهني خودمان رجوع كنيم و بگويم من مي دونم اين آدم ناجوري است ، احساس مي كنم از من مي خواد سوءاستفاده كنه(فیلترهای ذهنی ( ذهن خواني و...) و...مابقي بماند در اينجا مي خواهم شما را با يك تكنيك شناخت درماني به نام تكنيك نگاه كردن به مشكل از بالكن آشنا كنم.اين تكنيك را فيشر(Fisher) و اوري (Ury)  ابداع كردند.كه نيازمند تامل و نگاه كردن به تعاملات بين فردي از فراز بالكن است.و از فرد خواسته مي شود تا تعاملاتشان را از ديدگاه شخص سوم بررسي كند.
ما اغلب در تعاملهاي بين فردي خود دچار مشكل مي شويم و ظاهرا ناكامي زيادي را تحمل مي كنيم.هدف اين تمرين تسهيل سازي چشم اندازي وسيع تر در ذهن است.تا بلكه از پوسته خودمحوري بيرون بياييم. به موقعيت فعلي فكر كنيد .خودتان را تجسم كنيد كه از بالاي بالكن در حال تماشاي تعامل هايتان هستيد.چي مي بينيد يا چه فكري به ذهنتان خطور مي كند؟ بياييد چند نمونه از تعامل هاي بين فردي ناراحت كننده يا مشكلات خود را مدنظر قرار دهيم.تصور كنيد از بالكن به اين تعامل ها يا مشكلات نگاه مي كنيد. اين تعامل ها از بالكن و از ديدگاه شخص سوم چگونه به نظر مي رسد.از اين چشم انداز به مشكلات نگاه كردن چه نكات مثبتي به همراه دارد؟ پس من بعد، قبل از اينكه چنان غرق هيجانات شديد شويم بهتر است به تمام جوانب موضوع توجه كنيم و از ديدگاههاي مختلفي به روابط اجتماعي مان نگاه كنيم.تجربه فعلي تان از نگاه بالكن را يادداشت كنيد./ل
نوشته : دکتر محمد افتخاری/ روانشناس بالینی




بازدید:
تاريخ : 1394/07/26

متاسفانه  خانواده های جامعه ما با کلاس شدن و با نمایش فارسی وان و جم و پی ام سی و من و تو و ..... ،کودکان و نوجوانان خود را مستعد و تشنه فیلم های پورنو می سازند. چون به اسم تفریح می نگرند نه یک ستاد فرماندهی نظم یافته برای تبدیل کردن زن در جامعه به یک ابزار جنسی. گویی کودکان ما جلبک تشریف دارن ، انگار نه انگار مغز پردازش گر دارند، انگار نه انگار اگر خوراک غذایی داریم فکر و ذهن نیز خوراک می گیرد. انگار نه انگار یادگیری مشاهده ای داریم. انگار نه انگار انگونه که یک بزرگسال پردازش می کند کودک و نوجوان جور دیگر متناسب با رشد فکری خود پردازش می کند. سبک مراجعان به کلنیک ها رفتارهای پیش نوازی در کودکان ابتدایی. آمار همجنس گرایی در دختران دبیرستانی و.... / آره دیگه با کلاس شدیم و مدرن. با تماشای هرزگی و ... که لوب فرونتال را تعطیل می کند. آره دیگه بذاریم بچه هامون ببینن عادی بشه.همون طور که تو غرب عادی شد و دختران 13 ساله بارداررا  بر دولت هاشان تحمیل کرد و هزار کودک بی پدر مادر . اونا خرمایی که ما تازه داریم می خوریم هسته شم تسبیح کردند و ما تازه افتادیم اول خط. عکسای شخیصیمونو با افتخارر تو همه جا شیر می کنیم انگار نه انگار حریم خصوصی داریم و شرافت.

                                             مطلب صنعت پورنوگرافی در ادامه مطلب




بازدید:
تاريخ : 1394/07/25

فنون خاص جراتمندي
يكي از مهم‌ترين رفتارهاي بين فردي، رفتار قاطعانه و يا جراتمندي است. آيا شما نيز جزء‌كساني هستيد كه گاهي اوقات عليرغم ميل باطني خود، ناچار به پذيرش تقاضاي ديگران شده‌ايد؟ آيا نمي‌توانيد نارضايتي خود را از يك دوست بيان كنيد؟ آيا قبول تمجيد و تحسين را دشوار مي‌يابيد؟ اگر پاسخ شما مثبت است، احتمالاً در زمينه رفتار قاطعانه و يا جراتمندي مشكل داريد.جراتمندي، ابراز مستقيم، صادقانه و مناسب احساسات و عقايد شما است. با رفتار قاطعانه شما مانع از سوء استفاده ديگران شده و از تحميل شدن خواسته‌هاي ديگران برخود جلوگيري مي‌كنيد.اگر در گذشته رفتار قاطعانه را ناراحت كننده يافته‌ايد؛ شايد آن را با پرخاشگري اشتباه كرده‌ايد. پرخاشگري يك شيوه دفاع از خود است كه در آن به حقوق شخص دگير تجاوز مي‌شود.پرخاشگري به صميميت آسيب مي‌زند و شأن شما را در ديد ديگران پايين مي‌آورد، ليكن جراتمندي دفاع از خود است به گونه‌اي كه به حقوق شخص ديگر تجاوز نشود.
اجزاء رفتار جرأتمندانه :
گفتار جراتمندانه:اجازه ندهيد ديگران از شما بهره‌جويي كنند. بر رفتار مناسب و منصفانه داشتن اصرار بورزيد. درباره آنچه مي‌خواهيد و آنچه فكر مي‌كنيد تا حد امكان صريح باشيد. مثال :نوبت من است؟. و يا لطفاً صداي ضبط را كم كنيد.؟
مخالفت فعالانه:
وقتي با شخصي مخالف هستيد، به دليل تمايلي كه به حفظ رابطه صلح آميز داريد،‌از طريق لبخند زدن، تكان دادن سر يا بذل توجه تظاهر به موافقت نكنيد.به جاي آن، موضوع بحث را تغيير دهيد، يا به شيوه ديگري عمل كنيد. وقتي به موضوع اعتماد داريد، به صورت فعال مخالفت كنيد. مثلاً وقتي دوستي كه هميشه كارهايش را به شما تحميل مي‌كند، از شما مي‌خواهد كه كتابش را به كتابخانه پس دهيد، در اين صورت رفتار قاطعانه اين است كه بگوئيد: ببخشيد، من اصلاً وقت ندارم و نمي‌توانم اين كاررا برايت انجام دهم.؟
پرسيدن چرا:
وقتي شخصي داراي اقتدار و موضع بالاتر از شما مي‌خواهد كاري انجام دهيد كه به نظر منطقي يا لذت بخش نمي‌آيد؛ بپرسيد چرا بايد آن كار را انجام دهيد. شما يك فرد بزرگسال هستيد و نبايد اقتدار را بدون پرسش بپذيريد. برتوضيحي كه متقاعد كننده باشد، اصرار بورزيد.
احساسات مثبت خود را ابراز كنيد:
قدرداني از ديگران. تشكر، ستايش ديگران و توانايي ابراز احساسات مثبت بصورت صحيح، يكي از مهم‌ترين مهارت‌هاي بين فردي است كه مي‌تواند به جراتمندي ما نيز كمك نمايد.
با خودتان صحبت كنيد:
وقتي عملي انجام داده‌ايد كه آن را ارزشمندي تلقي مي‌كنيد؛ براي ديگران اين فرصت را فراهم كنيد تا از آن مطلع شوند. همچنين اجازه دهيد مردم بدانند درباره امور چه احساسي داريد. در مكالمه متكلم وحده نباشيد، اما وقتي موقعيت را مناسب يافتيد در سخن گفتن درنگ نكنيد.
نكته
نكته مهم آن است كه براي انجام رفتار قاطعانه بايد به شرايط زمان و موقعيت كاملاً توجه داشته باشيد. مثلاً اگر دوستي كه اكثر اوقات در كلاس درس حاضر نمي‌شود و به دنبال گردش و تفريح مي‌رود از شما جزوه بخواهد؛ مي‌توانيد به راحتي بگوئيد ـ ببخشيد، نمي‌توانم ـ و اين جواب مناسب است.ليكن دادن همين پاسخ نسبت به دوستي كه به علت بيماري و يا مشكلات ديگر نتوانسته است در كلاس درس حاضر شود، منصفانه واخلاقي نيست./ل






7راه کسب انرژی های مثبت ودوری از منفی گرایی
 
انرژی وحیات ما با ترس از بین می رود ولی با نیروی زندگی می توان آن را دوباره به دست آورد .خستگی کوفتگی یکی از مهمترین موارد ی است که مردم این روزها به خاطر آن به پزشک مراجعه می کنند .فرقی نمی کند که دچار کم خوابی هستید یا استرس شدید ،ویا افسردگی در هر صورت تما م این بیماری ها باعث خستگی وکسالت شدید ما
می شود همه ین علائم نشان دهنده یک مشکل عمیق در وجود ما می باشد .آن چیزی جز ترس نمی باشد. ترس از آینده خود، بچه ها آینده شغلی ،واین که در آینده چه خواهد شد برای ما ایجاد استرس اظطراب ودر نتیجه شوک روحی وخطرات ناشی از آن می شود با چند راه کار ساده وکسب انرژی مثبت می توانید این نیروهای منفی را از وجود خود بیرون رانده وزندگی آرام تری داشته باشید . اما چگونه انرژی مثبت را دریافت کنیم .
 
آب :
درست متوجه شدید آب ! آب یکی از راه های کسب انرژی در بدن می باشد .وقتی که بدن دچار کم آبی می شود انرژی در بدن مسدود می شود .کم آبی در بدن باعٍث آسیب دیدگی ساختارسلول ها می شود . وجریان مواد مغذی به سلول ها را مسدود می کند.همچنین آسیب های ناشی از رادیکال های آزاد را افزایش می دهد وایجاد خستگی
 وکوفتگی شدید می کند . بی آبی باعث مختل شدن هورمون های بدن شده ودر نتیجه آنزیم ها وانتقال دهنده های عصبی نیز عملکرد خوبی نخواهند داشت . این جمله که آب مایه حیات است واقعیت محض می باشد ،چرا که حتی چشم ها ومفاصل بدن نیز در اثر کم آبی دچار مشکل می شوند. راه دستیابی به آن نوشیدن  هشت لیوان آب ،حتی اگر تشنه نباشید می باشد هرگز منتظر نمانید تا تشنه شوید . پس از خوردن غذاهای پر پروتئین وبعد از نوشیدن قهوه وانجام ورزش بیشتر آب بنوشید چرا که بیشتر دچار کم آبی می شوید.
 طبیعت :
وقتی ارتباط ما با طبیعت قطع می شود انرژی در بدن ما مسدود می شود. تحقیقات نشان می دهد حتی افرادی که در بیمارستان ها از یک پنجره کوچک به طبیعت بیرون نگاه می کردند سریع تر بهبودی خود را به دست آورده اند.  انرژی که ما از طریق طبیعت به دست می آوریم می تواند در اثر آلودگی محیطی بسیار کم وناچیز شود حتی استرس
 وبیماری نیز از این راه به ما می رسد . اما چگونه می توان به آن دست یافت ؟ به مدت ۱۰دقیقه روی چمن ها دراز بکشید وبه آسمان نگاه کنید ودر یک پارک پیاده روی کنید . اگر باغچه ویا گلدان دارید به وضعیت آن ها رسیدگی کنید در محیط کار ویا خانه تان از گلها وگیاهان آپار تمانی استفاده کنید. فقط به صدای طبیعت گوش بسپارید وهر وقت که ممکن بود از شهر فاصله بگیرید وبه دل طبیعت بروید .
نفس کشیدن :
وقتی به اندازه کافی عمیق نفس نمی کشید ، انرژی در بدنتان مسدود می شود .در تنفس کم عمق وسطحی اکسیژن کافی به سلول ها نمی رسد وسیگنال هایی مثل حس ناراحتی، نگرانی ،خشکی وکوفتگی بدن به مغز فرستاده می شود.کاهش میزان اکسیژن باعث تضعیف سیستم دفاعی بدن می شود  وخون کافی به مغز نمی رسد وزمینه بسیاری از بیماریهای قلبی وسرطان را بوجود می آورد .راه دستیابی به آن چیست ؟اگر احساس نگرانی می کنید به نفس عمیق کشیدن اهمیت بیشتری بدهید .آرام وعمیق نفس بکشید تا اکسیژن به تمام ارگان ها ،بافت ها ،عضلات
 وسلول های بدن تان برسد. هوا را از راه بینی وارد بدن کنید واکسیژن را به مغز برسانید.
 روابط :
وقتی به اندازه کافی رابطه وتماس سالم با سایرین نداشته باشید انرژی در بدنتان مسدود می شود .پژوهش های بسیاری نشان می دهند که کمبود رابطه باعث بروز نگرانی افسردگی ،استرس ،سرطان، بیماریهای قلبی و…می شود.اما چگونه به آن دست بیابیم ؟ وقت وزمان بیشتری را باکسانی که دوستشان دارید وبرای شما قابل احترام هستند ،بگذرانید.
نوع دوستی :
زمانی که فقط روی خودتان متمرکز هستید انرژی در بدن مسدودمی شود.برای دیگران نیز وقت وانرزژی صرف کنید . به دیگران سرویس دادن اثر بیولوژیک وروانی مثبت روی شما خواهد داشت . از هر فرصت کوچکی برای مهربانی کردن ودل سوزی برای دیگران استفاده کنید .
 نگرش شما همه چیز است :
ورزش کردن ، تغذیه خوب ، مدیتیشن ورفتن در دل طبیعت ازجمله کارهایی است که می توان انجام داد واحساس پر انرژی بودن کرد . اما نگرش ما همان نقطه ای است که همه چیز از آن جا شروع می شود . نگرانی های فکری (مثل اینکه من به اندازه کافی لاغر نیستم ویا می ترسم  بیمار شوم ) مارا در شرایط پر استرس قرار می دهد به همین
 دلیل اگر همه نوع فعالییت داشته باشید ولی فکر ونگرش مثبت نداشته باشید این کارها  به شما انرژی کافی نخواهد داد .
راه چاره چیست ؟ برای دست یافتن به انرژی وسلامت بیشتر باید یک فرایند چهار  مرحله ای را طی کنید . این چهار مرحله به شما کمک میکند تا از ترس رهایی وانرژی مورد نیاز خود را به دست آورید .
  • توقف کنید :لحظه ای به آنچه انجام می دهید وآنچه می بینید توجه کنید مکثی کنید  وبا این توجه به آرامش درونی برسید .
  • به ذهن خود استراحت دهید :به طبیعت بروید خوب گوش بدهید ویا به هر کاری که دوست دارید بپردازید حالا به افکار مربوط به ترس خود فکر کنید اجازه ندهید که آن ها شما را از پا در بیاورند هر بار که در آرامش به فکر ترس وترس توجه می کنید . انرژی درونی بیشتری به دست می آورید وارتباط بهتری باعمق درون خودتان بر قرار می کنید.
  • بدن شما به طور مداوم در حال ارتباط برقرار کردن با نیازهای متغیرش است اگر بدن غذای مناسب ،آّب و…..دریافت نکند دچار نگرانی می شود ودیگر نمی تواند هیچ فعالیتی را به درستی انجام دهد . پس باید به نیاز های اصلی جسم تان نیز توجه کنید.
  • احساس راحتی وآسایش جسمی وروحی به شما این فرصت را می دهد که با دنیای پیرامون خود ارتباط برقرار کنید این مساله باعث کاهش ترس می شود وکمک می کند تا از طریق تک تک سلول های بدن تان انرژی کسب کنید./ل





دوستی‎های دنیای مجازی و درد وابستگی
فقط کافی است یک جوجه کوچک برای یک هفته به شما سپرده شود تا از آن نگهداری کنید. پس از یک هفته که صاحبش بیاید و آن را از شما پس بگیرد دمق خواهید شد؛ چرا که به آن موجود کوچک و دوست داشتنی که نه قدرت تکلم دارد و نه قدرت فهم، وابسته شده و عاطفه خود را طی این یک هفته به او عرضه کرده‌اید. با این حس و حال و محبتی که شما در وجود خود دارید بیشتر شبیه به یک کوه آتشفشان است که باید مراقب فوران آن باشید. اما اینجا یک سوال می‌پرسیم: چطور با وجود چنین عواطفی شما دختر خانم جوان به ارتباطات فضای مجازی روی خوش نشان داده و با پیوندهای دوستی که بین شما و دیگران آن هم از نوع جنس مخالف ایجاد می‌شود خوش بین هستید؟ ما می‌پذیریم در این سن و سال شما میزبان هیجان و نیازهای روانی هستید و باید به آنها پاسخ بدهید، اما آیا برای هر نیازی می‌شود هر پاسخی داد. مانند کسی که سرماخورده اما قرص معده بخورد. بنابراین راه حل پاسخ‌گویی به نیازهای شما در این سن و سال راحت‌ترین راه یعنی فضای مجازی و دوستی‌های چت و... نیست. فضای مجازی با جذابیت‌هایی که دارد ناخودآگاه زمان شما را به سرقت می‌برد. پس از سرقت زمان، قدرت اراده شما را نیز تحت الشعاع قرار داده و پس از آن به یک معتاد حرفه‌ای در این فضا تبدیل می‌شوید. شاید این کلمات در ابتدا کمی پیچیده باشد، اما با مرور و ریز شدن در آنها می‌توانیم به نتیجه بهتری دست یابیم.

مراحل دوستی‌های مجازی
کشش به جنس مخالف
دنیای مجازی این قابلیت را دارد تا کسانی که قادر به رخنه در قلب و فکر دیگران هستند دست به کار شده و برای استفاده و به کار‌گیری از ظرف وجودی افراد مبتدی با روشی که خودشان بلدند و در آن هم موفق بوده‌اند این بار به سراغ شما بیایند تا با جملاتی دلبری کرده و قاپ شما را بدزدند. شما هم که سن و سالتان سری دارد که درد می‌کند برای کل کل کردن و مباحثه، پا به میدان گذاشته و شروع به مرواده‌های مجازی می‌کنید.
• فوران آتشفشان
شما پس از مدتی که در فضای مجازی با افراد گوناگون آشنا شده و درباره مسائل مختلف بحث و گفتگو می‌کنید از فوران آتشفشان احساس خود غافلید و نمی‌دانید از دهانه این آتشفشان دودهایی بلند شده و قرار است به چشم خود شما برود. درست متوجه شده‌اید از وابستگی و دلبستگی شما صحبت می‌کنیم. از مقوله‌ای که به راحتی جان و روان شما را در سیطره خود گرفته و اجازه نفس کشیدن به کسی نمی‌دهد. شما وابسته به فردی شده‌اید که با وی به بهانه‌های مختلف دوستی و چت و لینک برقرار کرده‌اید.
• دوری از خانواده
چه بخواهید چه نخواهید با این اوصافی که پیش آمده یا بهتر است بگوییم پیش آورده‌اید جذابیت کاذب این روابط شما را از خانواده دور می‌کند. دوست دارید بیشتر از دوستتان بدانید و بیشتر از خودتان برای وی صحبت کنید. تمایل برای رو کردن هر آنچه در دل دارید به ذات بی‌آلایشی شما بر‌‌می‌گردد که هنوز بی‌تجربه بوده و نیاز به تفکر و مدیریت بیشتری دارد. دوست نتی شما جای خانواده و چت جای گفتگو را می‌گیرد و این یعنی خانواده! خدا ‌نگهدار.
• رو شدن حقایق
پس از مدتی که این روابط در فضای مجازی عادی و تکراری شد، ارضای روانی، فرد را مجبور می‌کند دوستی را به فضایی خارج از دنیای مجازی بکشاند. ما در اینجا فرض را بر این می‌گذاریم که شما چنین درخواستی را قبول نکرده و تن به چنین خواهشی نمی‌دهید. او خواهش می‌کند و شما پس می‌زنید. او اصرار می‌کند و شما انکار می‌کنید. در نتیجه از شما سرد و نا‌امید شده و این رابطه را به قول فضای مجازی‌ها، کات می‌کند.
• آغاز افسردگی
در اینجا می‌رسیم به قسمت ابتدای متن و صاحب جوجه‌ای که آمده امانتی‌اش را از شما پس بگیرد. شما ماندید و یک وابستگی شدید به کسی که طی این مدت دوستی، حسابی از ریز و درشت زندگیتان برایش درد دل کردید و حالا این سنگ صبور، شفیق و گوش شنوای خود را از دست داده‌‌اید. ایجاد یک خلأ بزرگ عاطفی که مانند یک فوران عظیم آتشفشان از وجودتان لبریز شده اما حواس شما جایی دیگر بوده است. حال گدازه‌های آن، قسمت‌های زیادی از زندگی شما را ویران کرده و مانده‌اید چه کنید و چگونه همه چیز را به اولش برگردانید. البته در بهترین حالت و خوش‌بینانه‌ترین صورت این فرض است که بخواهید همه چیز را به اولش برگردانید. در اکثر مواقع افراد تحمل این خلأ را نداشته و به ادامه رابطه ولو خطرناک تن می‌دهند. درست مانند معتادی که می‌داند اعتیاد بد است اما نمی‌تواند آن را ترک کند.
• تغییر رفتار خانواده
مشکلات در همین جا ختم نمی‌شود. شما برای مدتی طولانی غرق در ارتباطات مجازی بوده و خانواده را شاکی کرده‌اید. آنها از دستتان عصبانی بوده و به شما مظنون شده و حتی نا‌امید شده‌اند. در حال حاضر شما نیاز به یک همدردی و همدلی با آنها دارید، اما با رفتارهای تهاجمی و حتی سرکوفت آنها مواجه می‌شوید. شما در افسردگی هستید و خانواده به افسردگی شما می‌افزایند و این یک مشکل دیگر است.
• برگشت به فضای نت
ظرفیتتان تحمل فشار چند جانبه را ندارد. به خود می‌گویید: "حالا یک اشتباه کرده‌ام، تا کی باید جوب پس بدهم". دوباره سر و کله وسوسه‌ها و جذابیت فضای نت همچنین خاطرات خوشی که با دوست مجازی خود داشتید به سراغتان می‌آید و این آغازی می‌شود برای رفتن به راهی که پایان داده بودید. این بار ناز و قهر از سمت فرد مقابلتان شروع می‌شود و شما هیچ راهی برای برگشت ندارید و تن به خواسته‌های او می‌دهید. این قصه واقعی کسی بود که بی‌محابا، بدون ترمز و بدون دانستن چهارچوب‌های روانی و اخلاقی، پدال گاز عواطف خود را ته فشار می‌دهد و توقع دارد هیچگاه تصادف نکند.این روابط باعث از دست رفتن اعتماد و اعتبار شما از سمت خانواده، تنها شدن و غرق در افکار دروغین و جا ماندن از جوانی و آینده خود است. دوستی‌های (دختر و پسر) مجازی هیچ‌گاه به آنجا ختم نشده و بالاخره یک جا ضربه خود را می‌زند. آن هم یک ضربه کاری که کسی نمی‌تواند از جایش بلند شود.بنابراین به عنوان حسن ختام این موضوع شما را به کنترل و مدیریت عاطفه‌ای توصیه می‌کنیم که مانند چاقو هم می‌تواند در اتاق عمل بیماری را از مرگ نجات دهد و هم باعث مرگ دیگری بشود. پس از لبه درست عاطفه خود استفاده کنید./ل





  1  2  3   ...     8