بارخدايا! توانايي نيکو راهنمايي کردن را به من ارزاني ده و شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها و اسرار انسان ها باشم.اگر در اين راه اندوهگين شوم يار و غمخوارم تويي و اگر نوميد شوم اميدم تويي.(اقتباس از صحيفه سجاديه) آرامش زندگی

اسلایدر

وینستون چرچیل می‌گوید: ” موفقیت، توانایی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است. ” متأسفانه بیشتر مردم فکر می‌کنند موفقیت تصادفی به دست می‌آید و به همین دلیل ارتباط خود با این حقیقت که رسیدن به اهداف به اراده، پشتکار و ثبات قدم نیاز دارد را از دست می‌دهند.
استیون اسپیلبرگ، فیلمساز مشهور جهانی چندین بار توسط مدرسه هنرهای سینمایی دانشگاه جنوب کالیفرنیا رد شد و ۲۷ ناشر مختلف اولین کتاب دکتر زئوس ” Dr. Seuss ” را رد کردند.
اما امروزه این افراد بسیار موفق هستند. موفقیت بیش از اینکه به خوش‌شانسی فرد بستگی داشته باشد به روتین و عادت‌های روزانه او وابسته است. در ادامه ۷ راز موفقیت افراد موفق جهان را بررسی خواهیم کرد که به این افراد موفق کمک کرده‌اند به تمام اهداف خود دست یابند.
 
۱-افراد موفق جهان سخت‌کوش هستند
مایکل جردن می‌گوید: ” من همیشه باور دارم اگر زحمت بکشید به نتایج مورد نظر خود خواهید رسید.”
اگر می‌خواهید موفق شوید باید داستان‌های پوچ ” فوراً پولدار شوید ” را فراموش کنید. باید بر چیزی که واقعاً شما را موفق می‌کند تمرکز کنید و آن چیزی نیست جز سخت‌کوشی و تلاش مستمر. قبل از قدم گذاشتن در سرزمین موفقیت و کامیابی باید ساعت‌ها تلاش کنید و با موانع و مشکلات فراوان دست و پنجه نرم کنید. پشتکار، نظم و انضباط و تمایل به سخت‌کوشی شما را به قدری موفق خواهد کرد که باور آن برای دوستان و آشنایان شما بسیار دشوار خواهد بود.
 
۲-راز افراد موفق برنامه ریزی است
نیل گلدمن، مدیرعامل و مؤسس RelSci می‌گوید: ” اول ببینید چه فرصتی را می‌خواهید دنبال کنید و بعد مثل یک دسته گرگ دیوانه آن را دنبال کنید.”
افراد مشهوری مثل جی کی رولینگ همیشه یک دفترچه یادداشت با خود دارند که تمام کارهای خود را در آن یادداشت می‌کنند تا از این طریق میزان پیشرفت خود را اندازه گیری کنند و بدانند در ارتباط با اهداف خود کجا هستند. باید همیشه استراتژی خاصی را دنبال کنید زیرا بهره مندی از یک استراتژی منسجم و حساب شده شما را در مسیر موفقیت نگه می‌دارد و نحوه رسیدن به مقصد را به شما نشان می‌دهد.
 
۳-افراد موفق عملگرا هستند و تنبلی نمی‌کنند
ایلان ماسک می‌گوید: ” ما می‌توانیم نظاره گر یا بخشی از آن باشیم.”
رؤیاپردازی و تفکری که با اقدامات لازم پشتیبانی نشود شما را به هیچ جایی نمی‌رساند. اگر زندگینامه افراد موفق را مطالعه کنید خواهید دید که افراد موفق جهان از روی عادت عملگرا هستند به عبارت دیگر این انسان‌های زیرک استاد عادتی به نام عمل‌گرایی هستند. گاهی اوقات حتی قبل از اینکه احساس آمادگی کنند خیلی مردانه وار و شجاعانه دست به کار می‌شوند و کارهای لازم را یکی پس از دیگری انجام می‌دهند.
 
۴-آن‌ها اهداف صریح و روشنی دارند
اگر زندگی افراد موفق را مرور کنید متوجه خواهید شد که آن‌ها می‌دانند می‌خواهند به کجا برسند و همیشه روی آن تمرکز می‌کنند. آن‌ها اهل تنبلی و امروز و فردا کردن نیستند، وقت تلف نمی‌کنند و هرگز همزمان چند هدف مختلف و متفاوت را دنبال نمی‌کنند. افراد موفق جهان فقط روی اهدافی تمرکز می‌کنند که در یک چهارچوب زمانی مشخص و واقع بینانه قابل حصول هستند. پیروی از این روش منطقی و علمی از نظر روحی آن‌ها را به سطحی می‌رساند که به سادگی می‌توانند به تمام اهداف خود دست یابند.
 
۵-افراد موفق ریسک می‌کنند
مارک کوبان می‌گوید: ” آموخته‌ام که مهم نیست چند بار شکست می‌خورید. فقط کافی است یک بار پیروز باشید. من قبلاً شیر خشک می‌فروختم. خیلی وقت‌ها احمق بودم اما از تمام این موقعیت‌ها درس‌های ارزشمندی یاد گرفتم.”
چرا باید ریسک کنیم؟ خب، افراد موفق ترجیح می‌دهند برای موفقیت خودشان را در معرض خطرهای مختلف قرار دهند تا اینکه اهداف و جاه‌طلبی‌های خود را پنهان کنند و فقط یک گوشه بنشینند و خیالبافی کنند. افراد موفق نه تنها از شکست نمی‌ترسند بلکه به عنوان یک فرصت ارزشمند به آن نگاه می‌کنند. آن‌ها می‌دانند احتمال شکست خوردن وجود دارد اما باز هم اقدام می‌کنند چون فهمیده‌اند فقط در حین حرکت به سوی اهداف است که می‌توانند تجربه کسب کنند و درس‌های لازم را بیاموزند. افراد موفق همچنین می‌دانند که شاید درحرکت رو به جلویی که دارند چند بار شکست بخورند. آن‌ها شکست خوردن و عبور از موانع و مشکلات مختلف و متعدد را به اقدام بزدلانه و ریسک نکردن ترجیح می‌دهند.
 
۶-انسان‌های موفق اهل مطالعه هستند
آلبرت انیشتین می‌گوید: ” هر فردی که خیلی زیاد مطالعه می‌کند و از مغزش خیلی کم استفاده می‌کند، در دام عادت تفکر تنبل گرفتار خواهد شد.”
هر کسی که زیاد مطالعه می‌کند رهبر نیست؛ اما مطمئناً هر رهبری اهل مطالعه است. اگر یاد نگیرید و برای مطالعه وقت نگذارید نمی‌توانید به اهداف خود دست یابید. با مطالعه بیوگرافی یا داستان زندگی افراد موفق متوجه خواهید شد که آن‌ها همیشه مطالعه می‌کنند و حوزه فکری خود را بواسطه این عادت گسترش می‌دهند. آن‌ها همچنین سعی می‌کنند از تجربیات دیگران بیاموزند و از این طریق به دانش و آگاهی خود بیفزایند.
 
۷- افراد موفق کاری را انجام می‌دهند که به آن علاقه‌مندند
کریم ابولناگا، مدیرعامل شرکت ” Practice MakesPerfect ” می‌گوید: ” فقط با این دلیل که دیگران با انجام کاری موفق شده‌اند آن کار را انجام ندهید. مسیر خودتان را بسازید. این کار خیلی سرگرم‌کننده‌تر و لذت‌بخش‌تر است. “
مطمئناً تمام افراد موفق جهان به هنر، صنعت و استعداد خود علاقه‌مندند و با شور و اشتیاق فراوان در مورد آن صحبت می‌کنند. آن‌ها هرگز برای پول کاری را انجام نمی‌دهند. افراد موفق فقط به خاطر عشقی که به یک کار دارند و لذتی که آن کار برایشان فراهم می‌کند به دنبال آن می‌روند. به همین دلیل عادات روزانه خود را بر فعالیت‌هایی متمرکز می‌کنند که به موفقیتشان کمک می‌کند و شرایط لازم برای پیشرفت و کشف استعدادهای درونی و پنهانشان را فراهم می‌کند./ل
ارسالی از استاد گرامی آقای صمدی(تهران)





جامعه‌ی بی‌خانواده جامعه‌ی آشفته‌ای است، جامعه‌ی نامطمئنی است

 امام خامنه ای: جامعه‌ی بی‌خانواده جامعه‌ی آشفته‌ای است، جامعه‌ی نامطمئنی است.. جامعه‌ای است که در آن مواریث فرهنگی و فکری و عقاید نسلها به یکدیگر آسان منتقل نمی شود. جامعه‌ای که در آن تربیت انسان به راحتی و روانی صورت نمی‌گیرد. اگر جامعه‌ای خانواده نداشته باشد یا خانواده در آن متزلزل باشد. انسان در بهترین پرورشگاه‌های خود پرورش پیدا نخواهد کرد.
خانواده که نباشد، نوجوان نیست،کودک نیست، انسان نیست، مرد و زن صالح نیست، اخلاق نیست، انتقال تجربیات مثبت و خوب و با ارزش نسل گذشته به نسل بعد نیست.
خانواده که نباشد، مرکز تولید ایمان و دین باوری دیگر نیست.
جوامعی که در آن خانواده سست و بی بنیاد است یا خانواده اصلاً تشکیل نمی‌شود یا کم تشکیل می‌شود، یا اگر تشکیل شد متزلزل است و در معرض نابودی و فناست. در این جوامع مشکلات روانی و عصبی بسیار بیشتر از آن جوامعی است که در آنها خانواده‌هایی مستقر هستند و زن و مرد به یک نقطه  متصلند./ل





بازدید:
تاريخ : 1394/06/27

در یک رستوران سوسکی از جایی پرواز کرده و بر روی لباس خانمی نشست.
ان خانم از ترس با صدایی لرزان و صورتی وحشتزده شروع به فریاد زدن کرد و درحالیکه به هوا می پرید از روی ناامیدی سعی میکرد با دو دستش از شر سوسک خلاص شود.
واکنش او مسری بود بطوریکه دیگر خانمها هم دچار وحشت شدند.
بالاخره ان خانم سوسک را از خود دور کرد، اما دوباره این حشره بر روی لباس خانم دیگری از هم گروهیهایش نشست.
حالا نوبت خانم دیگر گروه بود تا این ماجرا را ادمه دهد.
پیشخدمت رستوران برای نجات انها خودش را شتابزده به انها رساند.... نهایتا در پرش بعدی، سوسک بر روی پیراهن پیشخدمت نشست!
پیشخدمت محکم سرجایش ایستاد و خودش را کنترل کرد و رفتار سوسک را بر روی پیراهنش تحت نظر گرفت.
وقتی او باندازه کافی مطمئن شد، با دو انگشتش سوسک را گرفت و به خارج از رستوران پرتاب کرد!
درحالیکه این ماجرای سرگرم کننده را تماشا کرده و قهوه ام را مزه مزه میکردم افکاری از سرم می گذشت که موجب حيرتم شده بود....
آیا سوسک مسئول رفتار اختلال امیز انها بود؟ اگراینطور باشد پس چرا پیشخدمت رستوران دچار این پریشانی نشد؟
او رفتارش را به جد کنترل کرد.
این سوسک نیست که باعث ناراحتی انها شد بلکه ناتوانی خانمها در کنترل آشفتگی است که توسط سوسک به وجود امده بود. حالا دلیل آن تربیت و فرهنگ و شخصیت و شرایط، هر چه که باشد؛ نکته قابل توجه در اینجا خروجی رفتار قابل مشاهده اشخاص می باشد...
من اینطور فهميدم که این فریاد پدرم، رئیسم و بالاخره همسرم نیست که باعث اشفتگی من می شود، بلکه این ناتوانی من در کنترل اشفتگیهائیست که به علت فریادهایشان بوجود ميآيد که مرا ناراحت میکند...
این ترافیک جاده نیست که مرا ناراحت و اشفته میکند بلکه ناتوانی من در کنترل اشفتگیهائی است که در اثر ترافیک بوجود آمده.... عدم رضایت من که «بیشتر» آن فقط درونی ست و درون ذهن من فقط اتفاق می افتد؛ باعث و بانی ناراحتی من می شود....
عکس العمل من نسبت باین مشکل است که «نتایجی» را در زندگیم بوجود میاورد.
علاوه بر این مشکل، این واکنش من به مشکل است که زندگیم را اشفته میکند....

درسی که از این متن می آموزم اینست که می فهمم که نبايد در مقابل مشکلات واکنش نشان دهم.... بلکه باید همیشه نسبت به مشکلات پاسخگو باشم.... توضیح اینکه در متن بالا خانمها از خود واکنش نشان دادند درحالیکه پیشخدمت رستوران «انتخاب کرد» که پاسخ دهد.
به طور کلی واکنشها همیشه غریزی و بیشتر به صورت افکار اتوماتیک هستند درحالیکه پاسخها همیشه افکار خوب و درستی هستند که موقعیتی که از دست می رود را نجات میدهند و از شکاف و جدائی در رابطه و تصمیم گرفتن در
هنگام خشم، نگرانی، استرس و عجله جلوگیری میکند...
مسئولانه و مهرورزانه «انتخاب» کنیم و پاسخگو و کنشگر باشیم نه واکنشی!.../ل

 کتاب نظریه های روان درمانی و مشاوره
از ریچارد شارف
روزهایتان بدون آشفتگی






بازدید:
تاريخ : 1394/06/26

تقدیم به روح پدر مهربانم
به مناسبت سالروزدرگذشت شاعر معاصر ایران زمین محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) چند بیت از اشعار ترکی این شاعر عاشق را می نویسم . پدرعزیز سفر کرده ام اولین و آخرین معلم من در یادگیری این اشعار و زبان ترکی بود. روحشان شاد.

منیم آتام سفره لى بیر کیشییدى

‫ائل الیندن توتماق اوْنون ایشییدى  

‫گؤزللرین آخره قالمیشییدى

‫اوْندان سوْرا دؤنرگه لر دؤندوْلر

‫محبّتین چیراخلارى سؤندولر

******************

حیدربابا ، بولاخلارین یارپیزى  

‫بوْستانلارین گوْل بَسَرى ، قارپیزى  

‫چرچیلرین آغ ناباتى ، ساققیزى  

‫ایندى ده وار داماغیمدا ، داد وئرر  

‫ایتگین گئدن گوْنلریمدن یاد وئرر

********************

حیدربابا گؤیلر بوْتوْن دوماندى  

‫گونلریمیز بیر-بیریندن یاماندى  

‫بیر-بیروْزدن آیریلمایون ، آماندى  

‫یاخشیلیغى الیمیزدن آلیبلار  

‫یاخشى بیزى یامان گوْنه سالیبلار

********************
حيدربابا ايلدريملار شاخاندا
سئللر سولار شاققيلديوب آخاندا
قيزلار اونا صف باغليوب باخاندا
سلام اولسون شوكتوزه ائلوزه
منيمده بير آديم گلسين ديلوزه

********************

حیدربابا ، کندین توْیون توتاندا

‫قیز-گلینلر ، حنا-پیلته ساتاندا  

‫بیگ گلینه دامنان آلما آتاندا

‫منیم ده اوْ قیزلاروندا گؤزوم وار  

‫عاشیقلارین سازلاریندا سؤزوم وار


گونلریز عشقینن دولی اولسون./ل





تاثیر کتابخوانی بر رشد مغزی کودکان
 
 مطالعات جدید در آمریکا نشان می‌دهد، خواندن کتاب برای کودکان کم‌سن‌وسال با بروز تفاوت‌هایی در فعالیت مغزی آن‌ها مرتبط است و این موضوع اهمیت کتاب‌خواندن والدین برای آن‌ها را برجسته می‌کند.

دانشمندان مرکز پزشکی بیمارستان کودکان سینسیناتی در اوهایو، برای نخستین بار نشان داده‌اند که خواندن کتاب در طول مرحله حیاتی رشد و پیش از دوران مهد کودک تاثیر معناداری را بر روی توانایی پردازش داستان‌ها توسط مغز کودکان دارد و می‌تواند موفقیت آن‌ها در کتابخوانی را پیش‌بینی کند.

سازمان‌های مختلف در آمریکا همواره والدین را تشویق کرده‌اند که برای کودکانشان از بدو تولد کتاب بخوانند تا یادگیری اولیه آن‌ها را تقویت کرده و اتصالاتی را در مغزشان خلق کنند که این اتصالات، رشد زبانی آن‌ها را ارتقا می‌بخشند. با این حال تا پیش از این، شواهد مستقیمی درباره اثر مطالعه برای بر روی مغز کودکان ارائه نشده بود.

به منظور پاسخ به این پرسش که آیا خواندن داستان بر شبکه‌های مغزی کودکان پیش‌دبستانی اثر می‌گذارد یا خیر، تیم تحقیقاتی 19 کودک پیش‌دبستانی سالم بین سنین سه تا پنج سال را بررسی کرد که 37 درصد از آن‌ها از خانواده‌های کم‌درآمد بودند.

والدین کودکان پرسشنامه‌ای را پر کردند که برای ارزیابی تحریک شناختی آن‌ها در منزل طراحی شده بود. این پرسشنامه بر موضوعاتی مانند کتاب‌خواندن والدین برای کودکان، دسترسی به کتاب، میزان زمان کتاب‌خوانی والدین و تنوع کتاب‌های خوانده‌شده، تعامل والدین با فرزندان از جمله صحبت‌کردن و بازی‌کردن و همچنین این موضوع متمرکز بود که آیا والدین مهارت‌هایی مانند شمارش و اشکال را به کودکان آموزش داده‌اند یا خیر.

با تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI)، فعالیت مغزی کودکان هنگام گوش‌دادن به داستان‌های مرتبط با سنشان از طریق هدفون، ارزیابی شد. در این مدت کودکان بیدار بودند و هیچ نوع محرک دیداری وجود نداشت.

    
نتایج نشان داد، قرار گرفتن زیاد کودکان در معرض کتاب‌خوانی در منزل، با فعالیت نواحی خاصی از مغز آن‌ها مرتبط بود که با پردازش معنایی مرتبط‌اند و وجود این نواحی برای زبان شفاهی و خواندن حیاتی هستند.

تحلیل نواحی مغزی مرتبط با تخیل ذهنی نشان داد تجسم‌سازی، نقش کلیدی را در درک روایت و آمادگی کودکان برای خواندن ایفا می‌کند و به آن‌ها امکان مجسم‌کردن داستان را می‌دهد. این موضوع برای پیشرفت‌کردن کودکان از خواندن کتاب‌های تصویری به کتاب‌های فاقد تصویر مهم است.

دانشمندان امیدوارند که این پژوهش به تحقیقات بیشتری درباره مطالعه مشترک و شناسایی کودکان در معرض مشکلات خواندن بیانجامد./ل

جزئیات این پژوهش در نشست سالانه انجمن‌های آکادمی کودکان در سان‌دیه‌گو ارائه شد:

http://www.abstracts2view.com/pas/view.php?nu=PAS15L1_1355.8





بازدید:
تاريخ : 1394/06/26
خانواده های سالم چگونه اند؟

ویژگی های خانواده خوشبخت


بعضی ها فکر می کنند همین که با همسر و فرزندشان مشکل آنچنانی ندارند و صدای داد و بیدادشان، گوش فلک را کر نمی کند، خانواده سالمی دارند. آنها تصور می کنند، اگر اهل اعتیاد نیستند و تا به حال پایشان به پاسگاه پلیس و دادگاه کشیده نشده، پس جزو خانواده های سالم این مملکت هستند. درستی یا نا درستی تصورشان با خودشان، اما روانشناسان، ویژگی های دیگری را در مورد یک خانواده سالم عنوان کرده اند.

خانواده هایی که بتوانند خود را به تعادل برسانند و درگیر یا مغلوب مشکلات مختلف و موقعیت های چالش انگیز نگردند و از پا نیفتند و بتوانند از سیستم سالم مراوده و ارتباط مطلوب، مرز متناسب و... برخوردار گردند، در چرخه خود از سلامت و انسجام مناسبی برخوردار گردیده و اعضاء آن، خوشبختی و شادکامی را به صورت روشن تری احساس می کنند.

ببینید خانواده تان ویژگی های زیر را دارد:

1- در خانواده های سالم، زن و مرد برای دیدن و رسیدن به یکدیگر لحظه شماری می کنند، ساعتی که مرد از یک روز شلوغ کاری، به خانه بر می گردد، برای زوج های خوشبخت و سالم ، ساعت اوج روز است، دلشان می تپد و خودشان را برای دیدن یکدیگر آماده می کنند، در صورتی که در خانواده های با سطح سلامت پایین تر، زن و شوهر به سفر رفتن و یا میهمانی رفتن یکدیگر به صورت جدا جدا، علاقه دارند و دائم می گویند: خدا کند امشب شوهرم دیر بیاید و یا ای کاش خانمم امشب خونه مادرش بماند!

2- در خانواده های سالم، زن و شوهر برای یکدیگر گفتنی بسیار دارند و هر گاه در کنار هم باشند، میان آن ها گفتگوی گرمی برقرار می شود، اتفاقات روز گذشته را برای یکدیگر بازگو می کنند، در مورد اطرافیان صحبت می کنند و نظر می دهند و نظر طرف مقابل را جویا می شوند، آب و هوا، تیترهای خبری، برنامه های آینده، جوک و ...خلاصه باهم حرف می زنند، در صورتی که خانواده های غیرخوشبخت، بیشتر لحظه ها به قهر می گذرد و پرسش و پاسخ ها میان آن ها بسیار کوتاه هستند و هر گاه زن و شوهر کنار هم قرار بگیرند، شوهر، روزنامه می خواند، جدول حل می کند، تلویزیون نگاه می کند یا برعکس... یا به عبارتی هر کس به کاری مشغول می گردد.

3- در خانواده های خوشبخت، همسران به سلیقه هم آشنا بوده و به آن عمل می کنند، برای نمونه، خوراک، پوشاک، معاشرت یا رفت و آمد و خرید. آن چیزی را می پوشند که عشقشان دوست دارد، آن رفتاری را می کنند که همسرشان می پسندد، در صورتی که در خانواده های غیرسالم، همسران نسبت به سلیقه طرف مقابل بی خبر و بی تفاوت بوده و تنها به خواسته های شخصی خود اندیشیده و عمل می کنند.

4- در خانواده های سالم و خوشبخت، اتحاد، همبستگی و یکپارچگی وجود دارد اما در خانواده غیرخوشبخت، گسستگی و تکروی، هر گاه میان اعضاء خانواده ای واژه هایی هم چون «به من چه»، «به تو چه»، «به من مربوط نیست»، «به تو مربوط نیست»، «به کسی مربوط نیست»، «به خودم مربوط است»، را بسیار شنیدید، این گمان را ببرید که با خانواده ای بدون آینده و غیر خوشبخت، رو به رو هستید. در خانواده سالم" منی" وجود ندارد، همه اش "ما"ست.

5 - در خانواده های خوشبخت، اعتماد وجود دارد و اعضاء به راحتی گفته های یکدیگر را پذیرفته و در درستی آن تردید نمی کنند ولی در خانواده های غیرخوشبخت، برای دریافت پذیرش گفته خود، پیوسته بایستی برای دیگر اعضاء سوگند خورد، سوگند به جان این و آن، یا به مقدسات شان و طرف مقابل، در تلاش برای فهمیدن صحت حرف همسر است و یا گرفتن یک سوتی که مشت او را باز کند!

6- در خانواده های خوشبخت، احترام وجود دارد، در ارتباطات گفتاری و غیرگفتاری و همین طور درخواست نیازها و پاسخ به آن ها و ارائه سرویس و برخورد با یکدیگر به گونه ای است که دارای استاندارد ادب و حرمت و با وجود صمیمیت، مدیریت و حرف شنوی از بزرگ ترها و در نظر گرفتن موقعیت کوچک ترها در یک مجموعه، رعایت گشته و لحاظ می شوند.

7- در خانواده های خوشبخت، بودن با یکدیگر را هر جایی که ممکن باشد، همچون میهمانی، مسافرت، خرید، پارک و حتی در مراسم سوگواری و به خاک سپاری به بودن با دیگران، ترجیح می دهند. در صورتی که خانواده های غیرسالم، مرد خانواده بیشتر به برنامه های مجردی مردانه، کشش و رغبت نشان می دهد و زن خانواده بیشتر به میهمانی و دوره ها و مسافرت های زنانه و غیرخانوادگی، علاقه نشان می دهد./ل
سلامت نیوز





بازدید:
تاريخ : 1394/06/26


هرگز به آدمهای مهربان زخم نزنید چون گوشه قلب خدا زخمی میشود...

آدمهای مهربان در مقابل خوبیهایِ یکطرفه شان، هرگز احساس حماقت نمیکنند

چون خوب بودن برای آنها عادت شده

آدمهای مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند...

آدمهای مهربان خود انتخاب کرده اند که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند...

هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان هست سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید...

امروز و هر روزتان پر از مهر






بازدید:
تاريخ : 1394/06/25
گاهی خانواده برای متوقف کردن کودک،از کاری که در حال انجام دادن است،اسم او را فریاد میزنند:محممممممد نکن.علییییییی نگااااااااار و .... بشین.
اگر هدف متوقف کردن کودک و فهماندن کار اشتباه و سوق دادن او به کار خوب است،این روش جواب نمیدهد.
زیرا با فریاد زدن اسم کودک،او فقط میفهمد که من یه کاری کردم که اونها نپسندیدند.
با این کار شخصیت کودک مورد انتقاد قرار میگیره،نه اون رفتار.
بگویید: « دخترم» « عزیزم» « مامان» .
سعی کنید اول اون رفتارش را متوقف کنید،بعد احساستان و دلیل اشتباه بودن ان را براش توضیح بدهید و به او یک کار جایگزین پیشنهاد دهید.
مثلا بگویید: عزیزم وقتی میزنی روی میز،مامان اذیت میشه،دستت هم درد میگیره،بیا با هم توپ بازی کنیم. اگر كاري كه مي كند اسيب جسمي ندارد مثلا مرتب روي ميز مي كوبد جمله دستوري را تكرار نكنيد چون كودك از كنترل احساسات شما و مخالفت با شما احساس پيروزي و لذت مي كند. بي توجه شويد تا كودك زودتر رها كند./ل






چرا مغز دو زبانه‌ها قوی‌تر است؟

تلاش ذهنی که مغز برای تغییر وضعیت از یک زبان به زبانی دیگر انجام می‌دهد،‌ ساختار مغز را تغییر داده و حجم ماده خاکستری در مناطقی از مغز که مسئولیت انجام وظایفی مانند یادگیری و حافظه کوتاه مدت را به عهده دارند، افزایش می‌دهد.
یافته جدید محققان مرکز پزشکی دانشگاه جورج‌تاون در آمریکا درستی نتایج دیگر مطالعات درباره چگونگی تاثیر تجربه طولانی‌مدت در زمینه مهارتی خاص بر ساختار فیزیکی مغز انسان را تایید کرده و مدارکی در راستای پشتیبانی از فرضیه برتری شناختی افراد دو یا چند زبانه بر افراد تک زبانه ارائه می‌کند. تسلط داشتن بر بیش از یک زبان همواره و از هر جنبه‌ای یک برتری فردی به شمار رفته‌است، افرادی که به بیش از یک زبان تسلط دارند در زمان استخدام، مسافرت،‌ دسترسی به دانش و اطلاعات جهان و بسیاری از دیگر موارد نسبت به افرادی که تنها یک زبان می‌دانند،‌ برتری دارند.

اما دیدگاه افراد نسبت به چند زبان بودن انسان همواره مثبت نبوده‌است. طی چند دهه گذشته برخی از دانشمندان بر این باور بودند که یادگیری بیش از یک زبان می‌تواند بر روند رشد زبانی کودکان اثر منفی به جا بگذارد. اگرچه امروز دانستن چند زبان نسبت به گذشته محبوبیت بیشتری یافته،‌ یافتن مدرکی مستند درباره تاثیر دانستن چند زبان بر ساختار و عملکرد مغز تاکنون امکان‌ پذیر نشده‌بود. اما محققان دانشگاه جورج‌تاون با رویکردی متفاوت نسبت به مطالعاتی که تاکنون درباره این موضوع انجام گرفته، به بررسی حجم ماده خاکستری مغز در داوطلبان بزرگسال دو زبانه و تک زبانه پرداختند.
به گفته محققان هدف یافتن برتری شناختی و تفاوت حجم ماده خاکستری و دیگر برتری‌های دو زبانه بودن در افرادی بود که به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی تسلط داشتند. محققان حجم ماده خاکستری افراد انگلیسی زبانی که به زبان اشاره نیز تسلط داشتند را با حجم ماده خاکستری افراد انگلیسی-اسپانیایی زبان و افراد انگلیسی زبان مقایسه کردند. هر دو گروه افراد دو زبانه از قابلیت‌هایی مرتبط با دو زبانه‌بودن،‌ از قبیل دایره واژگانی وسیع برخوردار بودند اما حجم ماده خاکستری در بخش‌های پیشین و جداری مغز افراد دو زبانه انگلیسی-اسپانیایی، بیشتر از حجم ماده خاکستری در همین مناطق از مغز افراد مسلط به یک زبان و افراد مسلط به انگلیسی و زبان اشاره بود. این بخش‌ها از مغز انسان مسئولیت کنترل اجرایی را به عهده دارند.
کنترل اجرایی در این تحقیق با پردازش وظایفی در ارتباط است که با حافظه، استدلال، انعطاف‌پذیری و حل مسائل و تمامی مواردی که با برنامه‌ریزی و اجرایی کردن برنامه‌ها در ارتباطند سروکار دارد و داشتن ماده خاکستری بیشتر در این مناطق از مغز به معنی توانایی بیشتر فرد در مدیریت این وظایف و فعالیت‌ها است. محققان بر این باورند توانایی مدیریت تکلم به دو زبان بیشتر از داشتن دایره واژگانی وسیع منجر به ایجاد تغییر در مغز افراد دو زبانه خواهد‌ شد./ل







فردی كه مسئوليت خانواده را قبول مي‎کند، خواه یا ناخواه دچار یک سری محدودیت‎ها می‎شود، اما اين به آن معنا نيست كه زن و شوهر، باید تمام وقت خود را با هم بگذرانند. هر کس نیاز دارد بعد از ازدواج، ساعاتي را به خودش اختصاص دهد. بيشتر آقايان دوست دارند بعد از ازدواج‎شان رابطه خودشان با دوستان قديمي‎شان را حفظ كنند و با آنها به تفریح بروند.

در تفریحات مجردي اگر حد و حدودها رعايت شود، شما هم فرصت خواهيد داشت تا در مدت كوتاهی که او نیست به دور از مشكلات و گرفتاري‎ها به خودتان فكر كنيد و با خودتان خلوت کنید.

با در نظر گرفتن و رعایت کردن تعدادی از مسائل هر دو می‎توانید از این لحظات لذت ببرید.

مدیریت کنید
با همسرتان در این رابطه صحبت کنید و بخواهید که از چند روز قبل شما را باخبر کند. اینکه بدانید همسرتان در چه روزی قرار است با دوستانش به کجا برود حق شماست. روزها را با هم چک کنید و اگر شما برنامه‎ای برای آن روز دارید به همسرتان بگویید و با هم تصمیم بگیرید که کدام کار را انجام بدهید.

بهترین کار این است که از قبل، یک روز در ماه را مشخص کنید و او آن روز را به تفریحات خارج از خانواده بگذراند (حالا به فراخور نیاز هر کدامتان، میزان زمان قابل تغییر است). فقط باید توجه داشته باشید که میزان این تفریحات نباید به حدی زیاد شود که به پایه‎های خانواده ضربه بزند.

مراقب باشید
همه خانم‎ها آنقدری که در مورد مضرات تفریحات مردانه همسرانشان شنیده‎اند، در مورد فواید آن نشنیده‎اند. سوال‎هایی که ذهنتان را مشغول می‎کند را بپرسید. حواستان به همنشین‎های همسرتان باشد، اینکه آن زمانی را که خارج از خانه باشد به مکان مناسبی می‎روند یا نه.

اگر یکی دو نفری از افراد جمعشان را نمی‎پسندید یا مشکل خاصی دارند یا مکانی که قرار است بروند جای مناسبی نیست، با ذکر علت، به همسرتان بگویید که مشکلی با تفریحات او ندارید، ولی یکی دو نفر از دوستان او افراد مناسبی نیستند.

احترام متقابل
توجه داشته باشید که احترام متقابل مهم‎ترین اصل موفقیت در زندگی مشترک است. قبول کنید که هر دو زمانی را برای تنها بودن و فکر کردن نیاز دارید. پس دعوا راه نیندازید و سعی کنید که با گفتگو کارتان را پیش ببرید.

مطمئن باشید بدترین کار ممکن این است که باعث بشوید همسرتان با ناراحتی خانه را ترک کند. به جای آن سعی کنید که با آرامش و توجه به موقعیت و مهربانی‎هایتان او را بیشتر بی‎تاب به خانه برگشتن بکنید.

باید در نظر داشت که...
خیلی از مکان‎ها مخصوص آقایان است (مثل باشگاه‎ها) یا احتمال اینکه علایق شما کاملا شبیه به همسرتان نباشد خیلی زیاد است. مثلا شما بیشتر از مهمانی‎های خانوادگی لذت می‎برید و همسرتان دوست دارد هر چند مدتی یک‎بار با دوستانش به کوه برود. پس مطمئنا شما نمی‎توانید هر جایی که همسرتان می‎رود در کنارش باشید. حداقل کاری نکنید که همسرتان این مدت زمان کوتاه را با عذاب وجدان بگذراند.

به یاد داشته باشید اگر همسرتان مي‎خواهد با دوستانش به تفریح برود به اين معنا نيست كه با شما به او خوش نمي‎گذرد. حتي روانشناسان معتقدند دور بودن زن و مرد بعد از تشكيل زندگي مشترك براي چند روز اصلا بد نيست، بلكه باعث مي‎شود بيشتر قدر يكديگر را بدانند.

در پایان اینکه...
سعی کنید به همسرتان اعتماد داشته باشید. اعتماد مثل دیواری است که سنگ‎هایش دانه به دانه روی هم چیده می‎شود و کامل شدنش زمان‎بر است. به همدیگر فرصت بدهید تا راحت‎تر یکدیگر را بشناسید.

این نوع تفریحات فواید و مضرات خودش را دارد. با یک مدیریت صحیح و پیوسته هم همسرتان از بودن با شما لذت می‎برد و هم زمان کوتاهی را به گذراندن وقت با دوستانش اختصاص می‎دهد. به یاد داشته باشید که شما نمی‎توانید همه نیازهای همسرتان را بر آورده کنید و تعدادی از این نیازها توسط دوستان هر شخص رفع می‎شوند./ل






  1  2  3   ...     8